ای مسافرانِ آسمانیِ شهرِ هزارسنگر! خوش آمدید. به دیارِ علویان خوش آمدید. آمده‌اید تا به خاکِ این خطه، برکت ببخشید و به دل‌های خسته، روشنیِ دوباره هدیه کنید. شهرِ ما امروز به احترامِ شما قیام کرده است و نامِ بلندتان را تا ابد، مشقِ غیرت و شرف خواهد کرد.

شهر، امروز رنگ دیگری دارد؛ رنگ پرواز، رنگ ارغوان و عطر نابِ لاله‌هایی که سال‌ها دور از خانه، مهمان آسمان بودند و اکنون، بازگشته‌اند تا خاکِ پایِ این دیار را تبرک کنند. «آمل» امروز دوباره گواهی داد که معنای وفا چیست و چگونه می‌توان به استقبال مسافرانی رفت که نام و نشان‌شان بر سنگ‌قبرها نیست، اما یاد و خاطره‌شان تا ابد بر تارک دل‌ها نقش بسته است.

ده مسافرِ بی‌نشان، ده کبوترِ خونین‌بال از سفرِ درازِ هشت سال دفاع مقدس، بازگشته‌اند. آمدند تا در آغوش گرمِ مردمی آرام گیرند که تاریخ، شهادتِ غیرت‌مندی‌شان را در «هزارسنگر» با خطِ سرخ نوشته است. دیار علویان، امروز مادری کرد؛ مادری با چشمانی بارانی و قلبی لبریز از افتخار. پیر و جوان، زن و مرد، دسته‌دسته به استقبال آمدند؛ نه برای بدرقه، بلکه برای بیعت دوباره با آرمان‌هایی که با خونِ این عزیزان گره خورده است.

قدم‌به‌قدمِ مسیرِ تشییع، گویی گذر از کوچه‌های بهشت بود. تابوت‌های مطهر بر دوشِ مردمی می‌رفتند که نفس‌هایشان بوی صفا می‌داد. اسپند دود می‌شد، گلبرگ‌ها بارانِ راهِ مسافران بود و نوای یا حسین (ع) و یا زهرا (س)، آسمانِ شهر را پر کرده بود. اینجا کسی غریب نبود؛ این‌ها فرزندانِ همین آب و خاک‌اند، پاره‌های تنِ این ملت که پس از سال‌ها غربت، در میانِ خویشاوندانِ واقعیِ خود — مردمِ ولایت‌مدار و شهیدپرور آمل — آرام می‌گیرند.

حضور این ۱۰ شهید گمنام، تنها یک رویداد تقویمی نیست؛ بلکه یادآوری است. یادآوری این حقیقت که امنیت، آرامش و هویت امروزمان را مدیون چه کسانی هستیم. در روزگاری که هیاهوی دنیا گاهی چشم‌ها را بر ارزش‌ها می‌بندد، آمدنِ این لاله‌های بی‌نام‌ونشان، قطب‌نمایی است تا بار دیگر راه را گم نکنیم.

ای مسافرانِ آسمانیِ شهرِ هزارسنگر! خوش آمدید. به دیارِ علویان خوش آمدید. آمده‌اید تا به خاکِ این خطه، برکت ببخشید و به دل‌های خسته، روشنیِ دوباره هدیه کنید. شهرِ ما امروز به احترامِ شما قیام کرده است و نامِ بلندتان را تا ابد، مشقِ غیرت و شرف خواهد کرد.

سلامِ آمل به شما؛ مسافرانِ بی‌نشانِ آسمان…