نویسنده: امید رنجبر عمرانی
گاهی برای فهم حال اقتصاد یک جامعه، نیازی به جدولهای پیچیده و گزارشهای قطور نیست؛ کافی است فهرست خرید یک دانشآموز ایرانی را روی میز بگذاریم. چند دفتر، چند قلم، یک کیف، کفش و لباس مدرسه؛ اقلامی ساده که در ظاهر سهم کوچکی از اقتصاد دارند، اما وقتی قیمت آنها را کنار درآمد یک خانواده ایرانی میگذاریم، تصویری روشن از وضعیت معیشت آن خانواده به دست میآوریم.
مهر فقط آغاز سال تحصیلی نیست؛ ترازوی اقتصاد خانواده ایرانی است. یک سوی این ترازو هزینههایی قرار دارد که هر سال سنگینتر میشود و سوی دیگر، درآمدی که باید همزمان پاسخگوی دهها نیاز دیگر باشد. برای یک دانش آموز ابتدایی، بازگشت به مدرسه با شوق دفترهای نو و دیدار دوستان معنا پیدا میکند؛ برای خانواده، اما پیش از صدای زنگ مدرسه در مهر ماه، صدای تق تق ماشینحساب بلند میشود.
مسئله از همینجا جدی میشود، هزینههای مربوط به تحصیل را نمیتوان مانند بسیاری از خریدهای غیرضروری به زمان دیگری موکول کرد. دانش آموز باید به مدرسه برود و ابزارهای اولیه یادگیری را در اختیار داشته باشد. بنابراین خانواده با یک خرید اختیاری مواجه نیست؛ با هزینهای ضروری روبهروست که حذف یا کاهش آن میتواند بر کیفیت آموزش فرزند اثر بگذارد.
در چنین شرایطی، قیمت لوازم التحریر برای آغاز سال تحصیلی جدید میتواند به یک دماسنج اقتصادی و شاخصی کوچک برای سنجش فاصله میان درآمد و هزینه و نشانهای از میزان قدرت انتخاب یک خانواده ایرانی تبدیل شود. هرچه هزینهها سریعتر از درآمد حرکت کنند، این فاصله بیشتر میشود و خانواده ناچار است میان نیازهای مختلف خود دست به انتخاب بزند.
اینجاست که معنای واقعی فشار تورمی آشکار میشود. تورم فقط زمانی دیده نمیشود که کالایی از توان خرید خارج شود؛ گاهی پیش از آن، کیفیت انتخاب را تغییر میدهد. خانواده همچنان خرید میکند، اما دیگر الزاماً آنچه را که میخواهد نمیخرد؛ آنچه را که توان پرداختنش را دارد انتخاب میکند. کیفیت ممکن است جای خود را به قیمت بدهد و برخی نیازها از فهرست ضروری به فهرست فعلاً نمیشود منتقل شوند.
تورم، پیش از آنکه سبد خرید را کوچک کند، قدرت انتخاب را کوچک میکند، این تغییر در انتخاب شاید در یک خرید منفرد چندان به چشم نیاید، اما وقتی هر ماه و هر سال تکرار شود، معنای رفاه را تغییر میدهد. رفاه فقط به تعداد کالاهای موجود در خانه وابسته نیست؛ به میزان اختیاری نیز بستگی دارد که خانواده برای انتخاب میان آنها در اختیار دارد. کاهش این اختیار، یکی از نشانههای کمتر دیدهشده فرسایش قدرت خرید است.
از این منظر، گرانی لوازم التحریر مدرسه را نباید فقط در ویترین فروشگاه جستوجو کرد. قیمت یک دفتر، کیف یا مداد، حاصل زنجیرهای است که از مواد اولیه آغاز میشود و از مسیر تولید، انرژی، دستمزد، چاپ، بستهبندی، حملونقل، انبارداری و توزیع به مصرفکننده میرسد.
بنابراین سیاستگذاری برای کاهش فشار بر مصرفکننده، نمیتواند تنها به کنترل قیمت در نقطه فروش محدود شود. بخشی از راهحل باید پیش از رسیدن کالا به قفسه فروشگاه شکل بگیرد؛ جایی که هزینه تولید کاهش مییابد، مواد اولیه با ثبات بیشتری تأمین میشود، تولیدکننده امکان برنامهریزی پیدا میکند و مسیر توزیع کوتاهتر و شفافتر میشود.
حمایت از تولید داخلی نیز زمانی میتواند به کاهش فشار اقتصادی کمک کند که میان تولید و قدرت خرید مصرفکننده پیوند برقرار باشد. محصول داخلی باید علاوه بر کیفیت قابل قبول، برای بخش قابل توجهی از جامعه نیز قابل دسترس باشد. افزایش تولید، اگر با دسترسی مناسب مصرفکننده همراه نشود، بهتنهایی مسئله قدرت خرید را حل نمیکند.
در سوی دیگر، حمایت از خانواده نیز نباید به چند هفته پیش از آغاز مدارس محدود شود. بستههای حمایتی میتوانند بخشی از فشار فوری این دوره را کاهش دهند، اما اگر در کنار سیاستهای پایدار اقتصادی قرار نگیرند، اثر آنها کوتاهمدت خواهد بود. حمایت مؤثر باید از یک اقدام مقطعی فراتر برود و امکان دسترسی پایدار به کالاهای ضروری آموزشی را فراهم کند.
اعتبار خرید هدفمند برای خانوارهای کمبرخوردار، عرضه مستقیم اقلام آموزشی، خریدهای تجمیعی، کاهش واسطهگری و حمایت هوشمند از تولیدکنندگان داخلی، نمونههایی از اقداماتی هستند که میتوانند بخشی از این فشار را کاهش دهند. با این حال، هیچ سیاست حمایتی کوتاهمدتی جای سیاستهای پایدار برای مهار تورم و تقویت درآمد واقعی خانوار را نمیگیرد اما مسئله در همینجا پایان نمییابد.
پشت صورتحساب مهر، موضوع مهمتر عدالت آموزشی قرار دارد. عدالت آموزشی صرفاً به این معنا نیست که همه دانش آموزان امکان حضور در مدرسه را داشته باشند. حضور یکسان در کلاس، الزاماً به معنای برخورداری یکسان از فرصت یادگیری نیست. دانش آموزی که به دلیل وضعیت اقتصادی خانواده از برخی کتابها، ابزارهای آموزشی، فعالیتهای مکمل یا امکانات یادگیری محروم میشود، ممکن است همان نیمکت را در اختیار داشته باشد، اما از همان فرصت برخوردار نباشد.
شکاف آموزشی نیز معمولاً با یک اتفاق بزرگ شکل نمیگیرد؛ با حذفهای کوچک و تکرارشونده ساخته میشود. یک کتاب که خریداری نمیشود، یک ابزار آموزشی که تهیه آن به تعویق میافتد یا یک فعالیت مکمل که از برنامه دانش آموز حذف میشود، شاید در نگاه نخست مسئلهای کوچک به نظر برسد؛ اما تکرار این حذفها در طول سالهای تحصیل میتواند فاصلهای ایجاد کند که جبران آن بسیار دشوارتر باشد.
فقر همیشه با نداشتن آغاز نمیشود؛ گاهی با از دست دادن حق انتخاب آغاز میشود. از همین نقطه، مسئله لوازمالتحریر از یک موضوع مصرفی فراتر میرود و به مسئله سرمایه انسانی کشور پیوند میخورد. آموزش هزینهای نیست که اثر آن با پایان یک سال تحصیلی تمام شود. آنچه امروز برای یادگیری یک دانش آموز فراهم میشود، میتواند در آینده به شکل مهارت، اشتغال، بهرهوری، خلاقیت و توسعه به جامعه بازگردد.
به همین دلیل، حفظ قدرت خرید خانوار فقط یک مطالبه معیشتی نیست؛ بخشی از حفاظت از سرمایه انسانی آینده کشور است. هر عاملی که دسترسی دانش آموز به ابزارهای یادگیری را دشوار کند، میتواند بخشی از فرصتهای آینده او را نیز محدود کند.
تابآوری اقتصادی خانواده نیز در همین نقطه معنای عمیقتری پیدا میکند. خانوادهای تابآور نیست که فقط بتواند تا پایان ماه هزینههای ضروری را تأمین کند؛ خانوادهای تابآور است که پس از عبور از مخارج جاری، هنوز امکان سرمایهگذاری برای آینده فرزندش را داشته باشد. وقتی تمام درآمد صرف عبور از امروز شود، فردا به نخستین قربانی فشار اقتصادی تبدیل خواهد شد.
اینجاست که سیاستگذاری باید از محاسبه دخلوخرج روزمره فراتر برود. مسئله فقط این نیست که یک خانواده امسال چگونه کیف و دفتر تهیه کند؛ مسئله این است که اقتصاد کشور چگونه باید به خانواده اجازه دهد بدون فرسودن معیشت امروز، برای آینده فرزندش نیز سرمایهگذاری کند.
مهر، کوچکترین صورتحساب اقتصاد خانواده و یکی از بزرگترین آزمونهای عدالت آموزشی است. اگر قرار است مدرسه مسیر ساختن آینده باشد، تأمین ابتداییترین ابزارهای یادگیری نباید خانواده را میان آموزش فرزند و سایر نیازهای ضروری زندگی گرفتار انتخابهای اجباری کند. آموزش زمانی میتواند موتور پیشرفت باشد که دسترسی به مقدمات آن، خود به یک مانع اقتصادی تبدیل نشود.
داستان مهر درباره چند دفتر و مداد نیست؛ درباره قیمت فرصت است؛ فرصت یادگیری، فرصت رشد و فرصت ساختن آیندهای که نباید از پیش بر اساس اندازه جیب خانواده تقسیم شود.
جامعهای که آینده خود را در گرو دانش و سرمایه انسانی میداند، باید مراقب باشد فشار اقتصادی امروز، فرصتهای فردا را آرام و بیصدا از میان نبرد.
صورتحساب مهر را میتوان پرداخت؛ اما صورتحساب فرصتهای ازدسترفته را نمیتوان به سادگی جبران کرد. خطر اصلی، گران شدن یک دفتر نیست؛ آن روزی است که گرانی از ویترین فروشگاه عبور کند، به سفره خانواده برسد و سرانجام، قیمت آینده یک دانش آموز را تعیین کند.
نویسنده: امید رنجبر عمرانی