نویسنده: امید رنجبر عمرانی
تاریخ قضاوت خواهد کرد که در روزگار ادعای ایستادگی و دفاع از مستضعفین، چگونه شاهرگهای حیاتی کشور برای ارضای عطش پایانناپذیر یک طبقه نوکیسه باز ماند، اما نفسهای یک کودک پروانهای در تنگنای سوداگری و سوءمدیریت به شماره افتاد، تناقض حاکم بر صحنه امروز اقتصاد کشور، فراتر از یک شکاف طبقاتی ساده است؛ این یک جابهجایی آشکار در منظومه ارزشها و مسلخ عدالت به دست جماعتی است که واژههای مقدس مقاومت را خرج توجیه بیکفایتی خویش کردهاند.
نمیتوان از جنگ اقتصادی و محاصره همهجانبه سخن گفت، اما ویترینهای شهر را به نمایشگاه بیپروای اشرافیت وارداتی بدل ساخت و همزمان تختهای بیمارستان را از پایهایترین اقلام زیستی تهی نگاه داشت. این نه تقدیر محتوم یک ملت تحت ستم، بلکه دستپخت ساختاری است که اولویت تخصیص منابع را از حیات مظلومان به لذت مرفهان تغییر داده است.
در نگاه هر ناظر منصف، معادله موجود خندهای تلخ و گزنده بر منطق حکمرانی است. در زمانهای که بوقهای تبلیغاتی از محاصره دریایی، زمینی و هوایی دم میزنند و هر ناکارآمدی ساختاری را به دیوار تحریمهای استکبار پیوند میزنند، سنگینترین، حجیمترین و لوکسترین کالاهای سرمایهای جهان غرب بیکمترین مانع لجستیکی و مالی از همان مرزهای ادعایی عبور میکنند.
لکسوسهای چند صد میلیاردی مدل ۲۰۲۶، بی هیچ لکنت اداری از گمرکات ترخیص میشوند، پلاک ملی میگیرند و در پیش چشم مردم محروم مانور تجمل میدهند.
آخرین پرچمداران تکنولوژی مصرفی آمریکا، یعنی جدیدترین نسخههای آیفون 18، تنها ساعاتی پس از پردهبرداری در کمپانیهای شیطان بزرگ، با بستهبندی رسمی، ریجستری و خدمات پس از فروش شرکتی در بازارهای تهران توزیع میشوند، مرزها برای تخلیه بار سرمایهداری جهانی گشوده است و شبکه مالی بینالمللی برای واردات نمادهای رفاهزدگی با بالاترین سرعت عمل میکند.
اما درست در چند کیلومتر آنسوتر از ویترینهای درخشان و اتوبانهای جولان خودروهای نجومی، واقعیتی سراسر تباهی و استیصال جریان دارد. راهروهای نمور داروخانههای مرجع هلالاحمر و مراکز درمانی شبانهروزی، شاهد اشکها و لرزش دستان پدران و مادرانی است که برای بقای فرزندشان التماس میکنند.
پاسخ مدیران و متصدیان به این توده دردمند، تکرار مکانیکی و بیشرمانه کلیدواژه تحریم و محاصره است؛ اینکه به دلیل انسداد هوایی و محاصره بانکی، امکان انتقال داروهای حیاتی، تجهیزات پیشرفته جراحی، سوزنها و کاتترهای تخصصی و سرمهای ویژه شیمیدرمانی وجود ندارد.
بیماری که طبق دادههای متقن پزشکی با طی منظم دورههای درمانی خود قادر به ادامه حیات تا پانزده سال آینده است، در اثر وقفه در تزریق یک پروتکل دارویی، خط عمرش به کمتر از پنج ماه تقلیل مییابد و قربانی توجیهات اداری میشود.
این فرایند دیگر نامش کمبود منابع یا بحران جنگی نیست؛ این یک قتل شبهعمد سازمانیافته با چاشنی نفاق ساختاری است. وقتی سوزن و داروی بیماریهای خاص تحریم است اما لوکس ترین خودروهای غربی و پیشرفتهترین تلفن های همراه غرب تحریم نیست، یعنی با پدیدهای روبهرو هستیم که مرزهای تحریم دشمن آمریکایی و صهیونیستی را با منافع جریان نفوذ و مافیای داخلی منطبق ساخته است.
دشمن جنایتکار غربی در وضع تحریمهای دارویی لحظهای درنگ نکرده است، اما خباثت عریان دشمن خارجی ابداً مجوزی برای سفیدشویی دلالان داخلی و مدیران بیلیاقت نیست. کسانی که با تخصیص میلیاردها دلار ارز ترجیحی در اسناد دولتی مدعی صیانت از سلامت مردم هستند، عملاً چرخدندههای بازاری را روغنکاری میکنند که نفعش به حساب کاسبان تحریم واریز میشود.
حقیقت ماجرا در پستوهای تاریک و کوچه پسکوچههای بازار سیاه برملا میشود. دارویی که در سامانه رسمی داروخانههای دولتی و مراکز وابسته به وزارت بهداشت نایاب اعلام میشود و مدیران در مقابل دوربینها ورود آن را ناممکن میخوانند، با چند تماس و ورود به شبکه غیررسمی دلالان با همان نشان تجاری معتبر بینالمللی و تاریخ انقضای روز، در ازای ارقام نجومی و غارت داراییهای خانواده بیمار تحویل داده میشود.
این اقلام از آسمان فرود نیامدهاند و با معجزه وارد نشدهاند؛ این همان محمولههایی است که با ارز یارانهای همین مستضعفان تأمین شده، اما از طریق منافذ شبکه فاسد توزیع و سکوت معنادار نهادهای ناظر، از انبارهای رسمی به بازار قاچاق نشت کرده است تا خون رنجدیدگان به سکههای طلا در جیب حلقههای انحصار تبدیل شود.
پاسخگویی، حق فراموششده این ملت است. مثلث تصمیمگیری در سازمان برنامه و بودجه، وزارت صنعت، معدن و تجارت و وزارت بهداشت و درمان موظفند پرده از این نمایش مزورانه بردارند. سکوت این متولیان در برابر همنشینی وقاحتبار فراوانی کالای تجملی و قحطی داروی حیاتی، خروج آشکار از آرمانهای اصیل عدالتطلبی و ایستادگی در برابر ستم است.
نمیتوان از مردم انتظار مقاومت در برابر فشار دشمن آمریکایی و صهیونیستی را داشت، در حالی که گلوگاههای مدیریتی کشور به حیاط خلوت باندهای مافیایی تبدیل شده که برای چند درصد سود بیشتر، رنج کودکان پروانهای را به نظاره مینشینند و پانسمان حیاتی را از زخمهای تنشان دریغ میکنند.
انقلاب اسلامی بر شالوده نفی اشرافیت، بریدن دست چپاولگران و حمایت بیقیدوشرط از محرومان بنا شد؛ هر سیاستی که منجر به تحقیر بیمار در صف دارو و فربهتر شدن مفسدان اقتصادی گردد، انحراف قطعی از این مسیر است.
وقت آن است که تیغ تیز نظارت و بازخواست، پیش از آنکه دامنههای این بیزاری اجتماعی فراگیر شود، بر گردن مافیای بهداشت و دلالان ارز سلامت فرود آید. نباید اجازه داد عدهای انگلصفت، پشت شعارهای ملی و انقلابی سنگر بگیرند و جان ولینعمتان جامعه را قربانی ارقام سرسامآور حسابهای بانکی خود کنند.
حکومتی که مدعی مبارزه با طاغوت جهانی است، حق ندارد در برابر طاغوتهای نوظهور داخلی و سلاطین بیرحم دارو سر خم کند. خونهای پاکی که این مسیر را گشودند، برای این ریخته نشدند که سرمایهداران از جدیدترین اسباب تفاخر غربی بهرهمند شوند و فرزندان این مرز و بوم به خاطر یک قلم داروی اولیه زیر خاک خفته باشند.
پایان دادن به این فساد لجامگسیخته، نه یک مطالبه اداری، بلکه تکلیفی شرعی، انقلابی و ملی است؛ زیرا تازیانهای که امروز مافیای دارو بر پیکر رنجور محرومان میزند، هیزمی است بر آتش خشم مردمی که تحریم بیگانه را تحمل میکنند، اما تبعیض، بیلیاقتی و حراج جان مظلومان را هرگز نخواهند بخشید./
نویسنده: امید رنجبر عمرانی