نویسنده: امید رنجبر عمرانی

معامله امنیت با چک‌های سفیدامضا، بزرگ‌ترین خودکشی راهبردی قرن است که رژیم سعودی با خفت تمام به آن تن داده است، آل سعود به گمان محافظت از تاج‌وتخت ننگین خود، هزاران میلیارد دلار از ثروت حیف‌ومیل‌شده نفت را به حلقوم کارتل‌های مرگ و شرکت‌های نظامی آمریکا خونخوار ریخت تا حصاری آهنین پیرامون پادشاهی‌اش بنا کند.

بودجه سرسام‌آور ۶۴ میلیارد دلاری در سال ۲۰۲۵ و جایگاه هشتمین ارتش پرهزینه جهان، انبارهایی انباشته از پیشرفته‌ترین جنگنده‌های غربی، هلی‌کوپترهای آپاچی، تانک‌های آبرامز و گران‌قیمت‌ترین سامانه‌های پدافندی پاتریوت و تاد را نصیب ریاض کرد، با این وجود، این هیمنه آهنین و پولادین، در میدان نبرد با پابرهنگان سرافراز یمن و رزمندگان پولادین انصارالله و دولت مستقر در صنعا، به مفتضحانه‌ترین شکل ممکن خرد شد و فرو ریخت.

ارتش تا دندان مسلح سعودی، با تمام کبکبه و دبدبه و تجهیزات نجومی‌اش، در برابر ملتی که سال‌ها زیر شدیدترین محاصره‌های قرن و وحشیانه‌ترین بمباران‌ها مقاومت کرده بود، درماند تا به جهانیان ثابت شود دلارهای انباشته، هیچ‌گاه حقارت هویت را جبران نمی‌کند و ثروت، جایگزین ایمان و مکتب جهاد نمی‌شود.

آسیب‌پذیری مرگبار و لاعلاج زیرساخت‌های عربستان، محصول قطعی اتکای کورکورانه به مهندسی غربی و فقدان عمق استراتژیک این حکومت دست‌نشانده است، سعودی‌ها هزاران میلیارد دلار دیگر به شرکت‌های آمریکایی و اروپایی باج دادند تا در دل کویر، شهرهای مدرن، بنادر استراتژیک و پالایشگاه‌های غول‌پیکر بسازند؛ غافل از اینکه این مجتمع‌های متمرکز، بزرگ‌ترین و عریان‌ترین پاشنه آشیل آن‌ها در برابر نبردهای نامتقارن است.

زمانی که طوفان خشم یمن زبانه کشید، تاسیسات حیاتی آرامکو در بقیق و خریص، مخازن سوخت جده و فرودگاه‌های مرزی ابها و جازان پیاپی زیر بارش سهمگین پهپادهای شناسایی-تهاجمی صماد و موشک‌های بالستیک قدس و ذوالفقار صنعا هدف قرار گرفتند، پدافندهای میلیاردی مستقر آمریکایی حتی از ردیابی ساده‌ترین ریزپرنده‌های بومی عاجز ماندند؛ شریان‌های حیاتی انرژی فلج شد، فرودگاه‌ها به تعطیلی کشیده شد و اقتصاد پادشاهی تا آستانه فروپاشی کامل پیش رفت، این تقابل عریان ثابت کرد که هیچ سامانه غربی خریداری‌شده‌ای قادر به صیانت از زیرساخت‌های عاریه‌ای حکومت آل سعود در برابر اراده رزمندگان مکتبی یمن نیست.

ریشه این خواری و زبونی تاریخی، در وابستگی مطلق سیاسی و ناتوانی ذاتی عربستان در تولید تسلیحات بومی نهفته است، تاریخ سیاست بین‌الملل با صراحت خون‌بار گواهی می‌دهد که هیچ کشوری با پول‌پاشی و سلاح خریدن به قدرت استراتژیک دست نیافته و صاحب امنیت پایدار نشده است.

ارتشی که حتی برای تعویض یک قطعه ساده و به‌روزرسانی نرم‌افزاری جنگنده‌هایش باید دست به دامان مهندسان آمریکایی باشد، در میدان رزم چیزی فراتر از یک اپراتور اجاره‌ای و بی‌اراده نیست که کلید انفجار سلاح‌هایش در پنتاگون جابه‌جا می‌شود، در نقطه مقابل، جمهوری اسلامی ایران با تکیه بر استقلال مطلق سیاسی و دانش بومی جوانان مومن و متخصص خود، زنجیره کامل بازدارندگی دفاعی را از موشک‌های هایپرسونیک و نقطه‌زن تا پهپادهای استراتژیک در سخت‌ترین تحریم‌ها خلق کرد تا به قدرت چهارم نظامی جهان تبدیل شود.

ایران اسلامی تک و تنها در برابر ائتلاف دو کرگدن اتمی یعنی آمریکای تروریست و رژیم کودک کش صهیونیستی به همراه ده کشور مرتجع عربی و استعمارگران پیر اروپایی می‌جنگد و میدان‌داری می‌کند، در حالی که عربستان با آن همه ثروت هنگفت، در حیاط خلوت خود در برابر اراده پولادین انصارالله یمن به زانو درآمده است.

رفتار استعمارگرانه کاخ سفید با رژیم سعودی، مصداق بارز و تحقیرآمیز سیاست دوشیدن بی‌رحمانه و سپس ذبح کردن است، مقامات ایالات متحده آمریکا با وقاحت تمام، حاکمان ریاض را گاو شیرده خواندند و با دمیدن در پروژه روان‌پریشانه ایران‌هراسی، این گاو وحشی را تحریک کردند تا به جان ملت یمن بیفتد و قراردادهای چندصد میلیارد دلاری تسلیحاتی را امضا کند.

هدف واشنگتن جز غارت کامل ذخایر ارزی شبه‌جزیره و ایجاد وابستگی لاعلاج به سیستم نظامی غرب نبود، اما در روز مبادا، درست زمانی که آتش مقاومت یمن پایه‌های کاخ‌های آل سعود را به لرزه درآورد، آمریکا پاتریوت‌های خود را جمع‌آوری کرد، پشت شریک سرسپرده‌اش را خالی ساخت و عربستان را چون طعمه‌ای بی‌دفاع در چنگال خشم سهمگین یمن رها کرد.

این درس بزرگ تاریخ برای همیشه ثبت شد که تکیه بر قدرت‌های استکباری، سرانجامی جز نابودی و قربانی شدن در راه منافع نامشروع واشنگتن ندارد.

سال‌ها پیش، جریان مرعوب و خودباخته غرب‌گرا، پروژه‌های تخیلی و سراب‌گونه‌ای نظیر کلان‌شهر نئوم و بلندپروازی‌های پوشالی محمد بن‌سلمان را علم کرده بودند تا بر سر ملت ایران بکوبند و الگوی تسلیم و سرمایه‌پذیری بی‌قیدوشرط را به رخ بکشند، اما خاکستر شدن این سراب‌های مدرن زیر ضربات سهمگین پهپادهای یمنی، بطلان مطلق این تفکر حقارت‌بار را عیان ساخت.

آسمان‌خراش‌های شیشه‌ای و شهرهای خطی در دل کویر، هنگامی که بر بستر امنیت عاریه‌ای و وابستگی استوار باشند، با نخستین اراده یک ملت انقلابی فرو می‌ریزند، نئوم در زیر بار هزینه‌های نجومی و بحران‌های امنیتی زمین‌گیر شد، زیرا توسعه و پیشرفت در جایی که قدرت بازدارندگی اصیل وجود ندارد، سرابی زودگذر بیش نیست.

جمهوری اسلامی ایران اما در سایه اتکا به توان درون‌زا، نه تنها در برابر تهاجم همه‌جانبه امپریالیسم و ارتجاع ایستاد، بلکه معادلات امنیتی منطقه را به نفع جبهه مستضعفان بازنویسی کرد.

سرنوشت عبرت‌آموز عربستان در باتلاق یمن، پیامی خونین و بی‌محابا برای دیگر رژیم‌های مرتجع منطقه، به ویژه امارات متحده عربی دارد، حکام ابوظبی و دبی که با حماقت راهبردی، امارات را به پناهگاه دوم رژیم اشغالگر قدس و لجن‌زار امن تروریست‌های موساد تبدیل کرده‌اند و حیات اقتصادی شیشه‌ای خود را به بقای تروریست‌های صهیونیست گره زده‌اند، باید بدانند که طبل رسوایی و زوالشان به صدا درآمده است.

اقتصاد متکی بر گردشگری ظاهری و برج‌های شیشه‌ای ابوظبی، توان مقاومت در برابر طوفان بنیان‌کن مقاومت را ندارد، انگشت مجاهدان جبهه حق روی ماشه فشرده شده است و هر نقطه‌ای که به پایگاه توطئه علیه امنیت امت اسلامی بدل شود، هدف قطعی آتش انتقام خواهد بود، عصر جولان اشغالگران و امنیت اجاره‌ای در خلیج فارس به پایان رسیده و اراده آهنین ملت‌های مستقل، سرنوشت نهایی و محتوم جغرافیا را رقم خواهد زد./

نویسنده: امید رنجبر عمرانی