کمال آنلاین : امروز در دنیایی لبریز از غوغای تبلیغات رنگارنگ که علائم، نشانهها و مارکها معرف تعلق و وابستگی به ایدهای خاص است، توجه به ظاهر بیش از پیش اهمیت دارد. این همه هیاهو و هزینه برای تبلیغ فلان مارک و تابلوهای تبلیغاتی برای چیست؟ اگر ظاهر اهمیت ندارد، چرا همه مردم و ملل یک نوع لباس نمیپوشند و ظاهر خود را به یک شکل آرایش نمیکنند؟ چرا یک یهودی خود را همانند یک ایرانی لباس نمیپوشد یا شبیه یک روحانی شیعه ظاهر نمیشود؟
پس خود قضاوت مینمایید که ظاهر نیز نقش و تأثیر دارد و بر اساس طرز تفکر ما جلوه میکند؛ ولی برای شناخت باطن، تنها به ظاهر افراد نمیتوان بسنده کرد، بلکه باید صفات، ملکات اخلاقی و شخصیت او را از طریق نوع عملکردش در معاشرت، مسافرت و مانند آن مورد شناسایی قرار داد.
امروز نگارنده جهت انجام کاری در مجتمع آموزشی پسرانه فروغ دانش، در خدمت دوست عزیزم، جناب آقای غلامی، مدیر پرورشی مجتمع بودم. گشادهرویی ایشان در پذیرش دانشآموزانی که میخواستند در مراسمات، نبوغ خود را به اجرا درآورند و صبر و حوصلهشان در برخورد با این عزیزان، برایم بسیار جالب و ستودنی بود.
در حین گفتگو، درِ اتاق باز شد و خانم محترمی بدون روسری وارد شد و با این تصور که برای موضوعی آمده است، در خصوص برگزاری مسابقات قرآنی و آمادگی فرزندش پرسشهایی مطرح کرد. پس از رفتن ایشان، کنجکاو شدم. آقای غلامی گفت: «شاید به خیال اینکه اینجا یک مدرسه غیرانتفاعی است، تصور شود کمتر به مسائل قرآن و اهلبیت (ع) توجه میشود؛ اما حقیقت این است که ما اتفاقاً حساسیت ویژهای روی این موضوعات داریم و در چند سال گذشته، این مدرسه توانسته در مسابقات قرآنی، احکام و… رتبههای درخشانی را کسب کند.»
این ماجرا ذهنم را به سمت صحبتهای سردار شهید حاج قاسم سلیمانی برد؛ مردی که دیدگاهی باز و پدرانه نسبت به مقوله حجاب داشت. او دیدگاههای تنگنظرانه و تقسیم جامعه به «بیحجاب»، «باحجاب» و «کمحجاب» را برنمیتابید و میگفت همه اینها خانواده ما هستند. او معتقد بود که این دستهبندیها خلاف منافع ملی است و مردم را از انقلاب میراند.
مرور دوبارهای بر دیدگاههای آن شهید عزیز داریم:
«اینکه در جامعه مدام بگوییم او بیحجاب است و این باحجاب، یا اصلاحطلب و اصولگراست؛ پس چه کسی میماند؟ اینها همه مردم ما هستند. آیا همه بچههای شما متدیناند؟ آیا همه مثل هم هستند؟ نه. اما پدر، همه اینها را جذب میکند و جامعه هم خانواده شماست. اینکه بگوییم من هستم و بچههای حزباللهی خودم، اینگونه نمیشود انقلاب را حفظ کرد.»