نویسنده: امید رنجبر عمرانی
فریاد رعدآسای امت مبعوث ایران برای دگرگونی بنیادین در دکترین هستهای، پاسخ کوبنده و ناگزیری به خباثت عریان محور آمریکایی-صهیونیستی است؛ ساعتی که در آن هرگونه درنگ و لکنت زبان، خیانت آشکار به خون پاک شهدا و فرو کردن خنجر از پشت به نسلهای آینده این سرزمین است.
جبهه شرارت جهانی به سردمداری جنایتکاران واشنگتن و سگ هار و کودککش تلآویو، بار دیگر نقاب دروغین دیپلماسی را دریدهاند و با وقاحت تمام، اهرم تهدید اتمی را روی میز مواجهه با ملت مبعوث ایران کوبیدهاند تا شاید از سر استیصال، اراده پولادین این مرزوبوم را به زانو درآورند.
در تقویم بقای جهان امروز، امنیت ملی با خطابه، التماس و معاهدات کاغذی حفظ نمیشود؛ امنیت، محصول انحصاری توازن وحشت، غلبه قدرت سخت و آمادگی بیمحابا و صاعقهوار برای به آتش کشیدن و خاکستر کردن پایتخت متجاوز است، تقلیل امنیت ملتی با این عظمت به ابزارهای متعارف، در روزگاری که دشمن تا دندان به کلاهکهای کشتار جمعی آلوده است، خطای راهبردی و خودکشی چک سفید امضا ملی به شمار میرود.
ریشههای این خوی درندهخو و فاشیستی را باید در ژنتیک تروریسم دولتی رژیم صهیونیستی جستجو کرد؛ رژیمی که از روز نخست بر روی کوهی از اجساد، ویرانههای قتلعام و ارعاب اتمی بنا شده است، تاریخ خونین قرن بیستم هرگز خیانت لجنبار ژوئن ۱۹۶۷ را از یاد نخواهد برد؛ روزی که ارتش اشغالگر قدس در باتلاق جنگ با ارتشهای عربی در بنبست مطلق قرار گرفت و سران دژخیم صهیونیست بدون لحظهای تردید، طرح شیطانی و جنایتبار موسوم به گزینه شمشون را برای اتمی کردن صحرای سینا و به آتش کشیدن منطقه روی میز گذاشتند تا با ارعاب مطلق و وحشیگری عریان، بقای ننگین خود را تضمین کنند.
امروز نیز دقیقا همان تفکر شمرگونه و نژادپرست، با چراغ سبز و پشتیبانی همهجانبه واشنگتن، سایه شوم بمب اتم را بر سر تمامیت ارضی ایران گسترده است، در برابر چنین دشمن پست و حیوانی صفت، هیچ راهی جز پاسخ متقابل، برقآسا، کوبنده و ویرانگر روی میز باقی نمانده است.
در ادبیات نوین جنگافزار و راهبرد کلان، هرگونه عربدهکشی تهی از پشتوانه یا سخن گفتن از خروج از معاهده عدم اشاعه تسلیحات هسته ای NPT بدون در اختیار داشتن زرادخانه عملیاتی و آمادهباش اتمی، مصداق بارز و فاجعهبار قاعده مرگبار آش نخورده و دهان سوخته است؛ یعنی تحمل سنگینترین هزینهها، تحریمها و فشارهای سیاسی، بدون اینکه کوچکترین بازدارندگی واقعی ایجاد شده باشد.
تهدید زبانی تهی از کلاهک اتمی، نهتنها دشمن گستاخ آمریکایی و صهیونیستی را عقب نمیراند، بلکه اتاقهای جنگ پنتاگون و تلآویو را وادار میسازد تا پیش از تکمیل زیرساختهای دفاعی ما، ضربات پیشدستانه خود را فرود آورند، دشمن غربی-صهیونی مسلح به بمب اتم، به بیانیههای سیاسی، التماسهای حقوقی و هیاهوی رسانهای هیچ اعتنایی نمیکند؛ زبان دشمن غربی-عبری مسلح، تنها و تنها فلز غنیشده با خلوص تسلیحاتی، سانتریفیوژهای چرخان در اعماق غیرقابل نفوذ کوهستان و موشکهای قارهپیمایی است که استراحتگاه دشمن شیطان صفت را در چند دقیقه به گورستان دستهجمعی تبدیل میکنند.
مسیر قطعی، آتشین و بازگشتناپذیر حراست از امنیت ملی ملت مبعوث ایران، استقرار فوری یک پکیج بازدارندگی مطلق و کوبنده است که شامل اتمام چرخه سختافزاری و تولید انبوه کلاهکهای تاکتیکی و راهبردی در ژرفای تاسیسات امن و پنهان کشور، اجرای مانورهای اتمی و آزمایشهای علنی جهت ایجاد شوک ویرانگر در محاسبات استراتژیک ژنرالهای تروریست غربی-صهیونی و اتصال این توانمندی مرگبار به لانچرهای متحرک و شبکههای شلیک خودکار هوش مصنوعی میشود.
این فرآیند، تنها زبان فهم گرگ های واشنگتن، تلآویو و همپیمانان منطقهایشان است و به آنان تفهیم میکند که خط قرمزهای ایران، میدان مین نابودی متقابل، قطعی و بدون بازگشت است.
یکی از مکارانهترین، کثیفترین و پلیدترین سناریوهای سازمانهای جاسوسی سیا و موساد برای فروپاشی ارکان نظام جمهوری اسلامی، دکترین شیطانی ضربه سر و ترور عالمان، دانشمندان و ارکان عالیرتبه ساختار سیاسی و نظامی است تا با ایجاد خلأ فرماندهی، شیرازه کشور را از هم بگسلد.
برای خنثیسازی قطعی، پیشگیرانه و بازدارندۀ این نقشه خونین، تدوین و ابلاغ فوری قانون آتشین پاسخ خودکار هستهای یک واجب عینی، فوری و حیاتی است، این سازوکار مرگبار که به سامانههای هوش مصنوعی و شبکههای نظارتی غیرقابل انهدام متصل است، صراحتاً دیکته میکند که در صورت وقوع هرگونه ترور، سوءقصد یا تجاوز نظامی علیه مقام عالی رهبری یا ستاد کل فرماندهی کل قوا، ماشین جنگی کشور بدون نیاز به فرآیندهای فرسایشی زنجیره انسانی، به طور کاملاً اتوماتیک سهمگینترین ضربات اتمی را بر سر مراکز حیاتی، پالایشگاهها، بنادر و جغرافیای متجاوزان غربی-صهیونی آوار خواهد کرد.
وجود چنین مکانیسم خودکاری، امنیت فرماندهی را به زرهی فولادین مجهز میکند و هرگونه انگیزه ترور و ماجراجویی را از مغز متفکر جنایتکاران در واشنگتن و تلآویو میزداید؛ چرا که مهاجم نیک میداند ترور رهبر این ملت مبعوث، فرمان شلیک صاعقهای است که خود او را نیز پیش از دیگران به قعر دوزخ میفرستد.
بررسی موشکافانه رفتار سیاسی و کارنامه پلید حاکمان خونخوار و جنگ طلب آمریکا، بهویژه قماربازان ساختارشکنی چون دونالد ترامپ و سگهای زنجیری منطقهایشان، اثبات میکند که این جماعت بویی از اخلاق، معاهدات بینالمللی و قوانین انسانی نبردهاند، در منطق آهنین هیئت حاکمه آمریکا بزدل، احترام نه از راه التماس و سازش، که منحصراً محصول غلبه قدرت سخت و کوبنده است.
نگاهی به نحوه تعامل کاخ سفید با قدرتهای دارنده سلاح هستهای، یک حقیقت عریان را فریاد میزند که آمریکا شیطان صفت در برابر فدراسیون روسیه، جمهوری خلق چین و کره شمالی، با احتیاط تام، لحنی کاملاً دیپلماتیک و به دور از هرگونه زیادهخواهی گستاخانه اتخاذ میکند؛ زیرا هزینه تجاوز مرزی یا تعدی نظامی به این کشورها، آرماگدون هستهای و فروپاشی کامل آمریکا در کسری از ثانیه است.
در نقطه مقابل، کشورهایی مانند اوکراین که به سراب تضمینهای امنیتی غرب، خلع سلاح داوطلبانه یا توافقات ننگین اعتماد کردند، امروز چیزی جز ویرانههای دودگرفته، تجزیه سرزمینی، کشتههای بیشمار و تاراج کامل منابع ملی نصیبشان نشده است.
ملت بزرگ، صبور، سلحشور و مبعوث ایران، وارث تمدنی کهن و ارادهای پولادین است که در کوران سختترین تحریمها، ترورها و جنگها، با تکیه بر بازوی فرزندان غیور خود، طومار هزاران متجاوز را در هم پیچیده است، امروز نقطه عطف تاریخ است؛ نقطهای آتشین که در آن فرماندهی کل قوا، حضرت امام سید مجتبی خامنهای، باید با صدور فرمان تاریخی، انقلابی و کوبندهی ساخت و استقرار سلاح اتمی تاکتیکال، خط بطلانی کشنده بر دههها تهدید، تحریم و تحقیر توسط مستکبران بکشد.
دستیابی به این ابزار بازدارندگی مطلق، ترامپ قمارباز و اشرار منطقهای را ناچار خواهد ساخت تا سر تعظیم در برابر اراده پولادین این ملت مبعوث فرود آورند، لحن دریدۀ خود را ببلعند و به جای زبان زور، با زبان تکریم و احترام با ایران قدرتمند سخن بگویند، خاک مقدس این سرزمین و استقلال فرزندان این آب و خاک، خط قرمزی است که با آتش سهمگین، سوزان و بازدارندگی اتمی محافظت خواهد شد تا هیچ کفتار صهیونیستی یا آمریکایی حتی جرأت خیالپردازی تجاوز به این مرزوبوم را به گور ببرد./
نویسنده: امید رنجبر عمرانی