نویسنده: امید رنجبر عمرانی
ماشین محاسباتی پنتاگون، اتاقهای فکر نئومحافظهکار واشنگتن و قماربازان خونآشام تلآویو، بار دیگر در فهم ترمودینامیک سیاسی و جوهره انفجاری ملت مبعوث ایران دچار خفگی ادراکی شدند، آنان با ترکیب پیچیدهای از تحریمهای فلجکننده، تهدیدهای اتمی، عملیاتهای شناختی و ارعاب نظامی گمان میکردند شریان حیاتی این کهندیار پس از چند هفته تهاجم ترکیبی به انسداد کامل کشیده خواهد شد.
اما پاسخ تهران، نه عقبنشینی دیپلماتیک و نه انفعال نظامی، بلکه ظهور پدیدهای خیرهکننده، نوین و سرکوبناپذیر بود که تاروپود استراتژی دشمن آمریکایی و صهیونیستی را شکافت، بیش از 240 شب متوالی است که میدانگاههای اصلی و شریانهای حیاتی شهرهای ایران، تبدیل به مذبح توهمات واشنگتن، تلآویو و پترودلارهای وابسته مرتجعین منطقه شدهاند.
این حضور مقتدرانه ملت مبعوث ایران، کوبندهترین رفراندوم زندهای است که در آن، خروش انقلابی امت بر پیشانی طاغوت زمانه نواخته شده و خواب راحت را از دیدگان فرماندهان خونخوار سنتکام ربوده است.
این سنگرآرایی بیانقطاع ملت مبعوث در پهنه میادین اصلی شهرها، فرسنگها با الگوهای شورشهای کور یا ناآرامیهای خیابانی مخرب فاصله دارد؛ این خروش انقلابی، مظهر محض عقلانیت راهبردی و نماد سازمانیافتهترین کنش سیاسی امت است، تجمع شبانه مردم، یک مانور امنیتی عظیم، فراگیر و کاملاً مدنی است که میدان نبرد را از اتاقهای سایه سازمان سیا به صحن علنی اراده ملی کشانده است.
بیش از 8 ماه پایداری در این خط مقدم بیسنگر، تمام سناریوهای اشغال خزنده، اعتصاب اجباری و شوکهای اقتصادی آزمایششده در آزمایشگاههای غربی-صهیونیستی را در نطفه خفه کرد، این تجمعات انقلابی شبانه، میدان را از لوث دستکاریهای اطلاعاتی بیگانگان پاک کرده و نشان داده است که جامعه زنده و سلحشور، خود مقتدرترین سپر موشکی در برابر امپریالیسم جهانی است.
برخلاف لجنپراکنی رسانههای مواجببگیر ملکه و بنگاههای وابسته به دلارهای سیاه، ترکیب جمعیتی این ۲۴۰ شب حضور، تجلی نخبگی، میهنپرستی و شعور عمیق تاریخی است، کسانی که هر شامگاه میادین را به تسخیر اراده خویش درمیآورند، آگاهترین، متخصصترین و شریفترین فرزندان این آبوخاک هستند؛ مهندسان، پزشکان، دانشگاهیان و جوانانی که نبض منازعات پیچیده ژئوپلیتیک را میشناسند و معادلات قدرت را فراتر از تیترهای فریبنده تحلیل میکنند.
حضور مداوم و هوشیارانه این ملت آگاه در کف خیابان، نقشه دهها توطئه اطلاعاتی، کودتای خزنده و فتنههای مخملی طراحیشده در تلآویو و واشنگتن را به فاضلاب تاریخ ریخته است، سرویسهای جاسوسی سیا و موساد بارها سناریوهایی را برای فروپاشی زنجیرهای مراکز استانها طراحی کردند، اما هر بار با دیواره نفوذناپذیر این تجمعات شبانه برخورد کرده و متلاشی شدند.
این جمعیت فرهیخته نقش سامانه پدافند مردمی را ایفا کرده است؛ سامانهای که هرگونه تحرک گروهکهای نفاق و پیادهنظام ترور را در کسری از ساعت خلع سلاح و بیپشتوانه میسازد، از سوی دیگر، این ایستادگی خارقالعاده، شاهرگ حیاتی تأمین انگیزه برای دلاوران ارتش و غیورمردان سپاه پاسداران است؛ رزمندگانی که با خیالی آسوده از امنیت عقبه مردمی، انگشت بر ماشه نهاده و مواضع متجاوزان را شخم میزنند.
در ادبیات دفاع انقلابی، مفاهیمی چون میانهروی اخته و انفعال در برابر خباثت، اسم مستعار خیانت است، این ۲۴۰ شب حماسه انقلابی، مانند کوره گداختهای عمل کرده که سره را از ناسره جدا ساخته و پردههای نفاق را دریده است.
این حضور پیوسته ملت مبعوث ایران، خنجری زهرآگین بر چشم بیوطنها، عناصر خودباخته، کاسبان تسلیم و نفوذیهای نشسته در اتاقهای غفلت است؛ کسانی که شناسنامهشان ایرانی است اما قبلهنمای دلهای بیمارشان به سمت ناوهای متجاوز غربی تنظیم شده است.
در این نبرد آشکار میان عزت و ذلت، هیچ منطقه خاکستری و توجیه میانهای پذیرفته نیست، هر صدایی که علیه این تجمعات شبانه برخیزد، هر قلمی که در جهت کوچکنمایی این حرکت تاریخساز بچرخد و هر چهرهای که نغمه تفرقه و تشکیک در اراده سنگر میادین سر دهد، در زمره خائنان به استقلال و شرافت ایران قرار دارد.
چنین مواضعی یا ناشی از حماقتی بیپایان در فهم الفبای منازعات بینالمللی است، یا مستقیماً شاخهای از عملیات روانی اتاق جنگ سیا و موساد برای متلاشی ساختن پیوند ملت و حاکمیت است، ملت مبعوث و غیور ایران با این جبهه نفاق هیچ سازشی ندارد و تازیانه خشم انقلابی، دیر یا زود بر گرده این پیادهنظام موساد و سیا فرود خواهد آمد.
بنیان این مقاومت کوبنده در میادین، بر شالوده تحول بنیادینی استوار است که حضرت روحالله، امام خمینی کبیر (ره) در ذات این ملت آفرید، بتشکن معاصر با به زیر کشیدن طاغوت، ملت در زنجیر و لگدمالشده ایران را از حاشیههای ذلتبار گذشته بیرون کشید و درست در کانون اراده تاریخ نشاند.
امام روحالله به ملتی که قرنها با تسلیم و سرسپردگی تعریف شده بود، هویتی الهی، قدرتی بیانتها و باوری تسخیرناپذیر بخشید، 8 ماه نبرد همهجانبه با بزرگترین شیاطین روزگار و ۲۴۰ شب سنگربانی خستگیناپذیر در میادین، امتداد مستقیم همان انفجار هویتی است؛ ملتی که تصمیم گرفته است اربابان دیروز را به خاک مذلت بکشاند و هرگز به مدار بردگی بازنگردد.
با این حال، در میانه این خروش حماسی، آتشی سوزان از داغی فراموشنشدنی و دردی جانکاه در سینه تکتک غیورمردان و شیرزنان حاضر در میادین شعله میکشد؛ حسرت و داغ جبرانناپذیر دیدهبان بصیر امت، قائد شهید، امام خامنهای (رضوانالله تعالی علیه)، آن عبد صالح خدا و فقیه مجاهدی که با صلابت حیدری و بیانات اعجازگونهاش دههها طوفانهای سهمگین را پس زد و در برابر عربدههای رؤسای جمهور جنایتکار آمریکا سر سوزنی عقبنشینی نکرد.
هر شامگاه که این جمعیت انقلابی در میادین گرد هم میآیند، جای خالی آن نگاه نافذ و خطبههای دشمنشکن، قلبها را میسوزاند، اما این اندوه عمیق، به سوختی انفجاری برای پیشبرد نبرد تبدیل شده است، خون پاک قائد شهید در رگهای این مقاومت جریان یافته و میادین شهرها، آوردگاه تجدید عهد خونین ملتی است که سوگند خوردهاند تا ریشهکنی کامل رژیم تروریستی صهیونیستی و اخراج مفتضحانه اشغالگران آمریکایی، علم ولایت را برافراشته نگه دارند.
میزان اصالت و قدرت یک حکومت در تندباد بحرانها و تهاجمات نظامی سنجیده میشود، تاریخ هنوز طعم تلخ خیانت و زبونی شهریور ۱۳۲۰ را در کام خود به یاد دارد؛ روزهایی که ارتش به اصطلاح مدرن و پرطمطراق رضاخان قلدر، با وجود تمام رجزخوانیهای پرهزینه، در برابر هجوم قوای متفقین حتی ۴۸ ساعت هم مقاومت نکرد و مانند خانهای پوشالی فروریخت.
رضاخان چکمهپوش، آن سرسپرده بیاراده که تمام هنرش شلیک به روی مردم بیپناه و سرکوب مذهب بود، با اولین شلیک بیگانگان ارتش 120 هزار نفرهاش از هم پاشید، فرماندهان خائنش فرار را بر قرار ترجیح دادند و کشور در دو روز به اشغال متجاوزان درآمد تا شاه دستنشانده با خفتی ابدی به جزیره موریس تبعید گردد، آن فروپاشی ننگین، سرنوشت محتوم سیستمهایی است که متکی بر اراده بیگانه و فاقد پشتوانه مردمی و ایمان مذهبی هستند.
امروز در نقطه مقابل آن ذلت تاریخی، حماسهای سترگ در جریان است، هشت ماه متوالی است که ارتش مکتبی، سپاه سلحشور و ملت انقلابی ایران در برابر مجهزترین، مخوفترین و بیرحمترین ماشین جنگی تاریخ بشریت یعنی ارتش متجاوز آمریکا شیطان صفت و رژیم کودک کش صهیونیستی قد علم کردهاند.
8 ماه نبرد شبانهروزی، 8 ماه اصابت مستقیم به پایگاههای متجاوزان غربی-صهیونیستی و 8 ماه سیلیزدن پیاپی به گوش بزرگترین ارتش جهان، معادلات نظامی جهان را دگرگون ساخته است، این شکاف عمیق تاریخی میان ذلت ۴۸ ساعته ارتش پهلوی و 8 ماه اقتدار هجوممحور امروز، تنها و تنها حاصل هدایت، مکتب و فرماندهی، ریشهای و بنیادین امام سید مجتبی خامنه ای است.
نسلهای آینده با افتخار در برابر این ۲۴۰ شب ایستادگی در میادین سر تعظیم فرود خواهند آورد؛ شبهایی که در آن ثابت شد دوران قلدری ابرقدرتها به زبالهدان تاریخ پیوسته و پیروزی نهایی متعلق به اراده مؤمنین است./
نویسنده: امید رنجبر عمرانی