نویسنده: امید رنجبر عمرانی
تاریخ تشیع همواره جغرافیای اندوه، بلا و غربت بوده است، اما هیچ کلمهای در قاموس واژهها توان آن را ندارد که بار سنگین این پاییز تلخ و جگرسوز را بر دوش کشد، امسال عطر فاطمیه با سوزی استخوانسوز و غریبتر از تمام قرنها در کوی و برزنهای این سرزمین پیچیده است؛ گویی بوی در نیمسوخته مدینه و نالههای میان کوچه و بقیع، مستقیماً به حلقوم یک ملت ریخته شده است.
اما اینبار، سوگ شیعه تنها مویه بر خاک بینشان مادر نیست؛ امسال، امت اسلام در تقاطعی خونین میان غربت کوثر و یتیمی خیمهگاه خویش، در آتش فراق ذوب میشود، برای نخستینبار در تاریخ این انقلاب الهی، بیرقهای مشکی و سرخ عزای فاطمه زهرا (سلاماللهعلیها) بر فراز بامها و حسینیهها برافراشته میشوند، اما چشمان بارانی و گداخته مردم در حسینیه امام خمینی، دیگر آن قامت استوار، آن گامهای مطمئن، آن چهره نورانی و آن نگاه نافذ و پدرانه رهبر جانفدا ایران، امام خامنه ای را که پناه بیتابیهایشان بود، در صدر مجلس عزا نمیبینند.
جای خالی آن دست جانبازی، آن سیمای آرامتر از صبح صادق و آن نوای حیدری که در اوج سهمگینترین طوفانهای بینالمللی، قلبهای مضطرب مؤمنین را به لنگرگاه طمأنینه میرساند، اکنون زخمی دهانگشوده بر جان میلیونها انسان آزاده است، امسال روضه مادر خوانده میشود، اما دیگر از آن صدای گریههای آرام و سوزناک پیر و مرادمان که با چفیهاش اشک چشمانش را پاک میکرد، خبری نیست.
این درد جانکاه را به کدامین صحرا ببریم که امسال داغ فاطمه با داغ فرزندی صالح از تبار او درآمیخته است؛ فرزندی که سراسر عمر شریف و با برکتش را آیینهدار غربت و مجاهدت کوثر نبوی ساخت و در برابر هجوم تمام شیاطین انس و جن عالم، لحظهای از خط مستقیم حق و ولایت پا پس نکشید.
اشکهای این روزهای مردم ما، قطرات ساده گریه نیست؛ اینها جویبارهایی از مذاب غیرت و اندوهاند که بر گونههای سوخته جاری میشوند، ما پدری را بدرقه کردهایم که در عصر تنهایی اسلام ناب، بار سنگین شرافت، استقلال و عزت مستضعفان جهان را بر شانههای خسته اما پولادین خویش کشید؛ پدری که تمام مکر و کینه جهان استکبار نتوانست خم به ابرویش بیاورد و تا واپسین نفس، سرافرازی امت مبعوث ایران را با هیچ متاع ناچیز دنیایی معامله نکرد.
این سوختن، آغاز تحولی بزرگ در نهاد این ملت غیور است؛ سوختنی که خاکستر نمیسازد، بلکه ارادهها را برای نبردی تاریخی و وجودی آبدیده میکند.
چگونگی شهادت مردان بزرگ، سند صدق و راستی تمام روزهای زندگی آنان است، پایان باشکوه سید خراسانی ما، زیباترین، شفافترین و عاشوراییترین تابلویی بود که پروردگار برای بندگان مخلص خویش رقم میزند، در صبحگاه نهم اسفند، در آن لحظات ملکوتی که فرشتگان میان آسمان و زمین در تردد بودند، در ساعاتی که عطر مناجات با نسیم صبحگاهی گره میخورد، سید مظلوم ما با دهانی روزهدار، با دلی مالامال از ذکر ربوبی و در حال تلاوت آیات کلامالله مجید به آرزوی دیرینهاش رسید و ردای سرخ شهادت را در بر کرد.
چه پایانی از این کربلاییتر و دلرباتر برای رهبری که عمری چشمانش در روضه سیدالشهدا (ع) بارانی بود و روزهایش با یاد محراب خونین کوفه سپری میشد؟ او که عمری در محرابهای جمعه و جماعات، خطبه توحید، جهاد و شجاعت میخواند، سرانجام در محراب عبادت شخصی و در خلوت انس با معبود، به دست کثیفترین و پلیدترین اشقیای عصر به خون نشست.
ترامپ قمارباز و سفاک و نتانیاهوی جلاد و کودککش، با آن مغزهای علیل و محاسبات پوسیده مادی خود پنداشتند که با دریدگی و ترور جسم این عبد صالح خدا، میتوانند چراغ هدایت و نور این مکتب را خاموش کنند، هیهات از این کوری تاریخی و حماقت مدرن!
فرعونها و یزیدهای تاریخ هرگز نفهمیدند که ریختن خون ولیّ خدا، نه پایان یک راه، بلکه دمیدن روحی تازه در کالبد تاریخ است، شیاطین پنتاگون و موساد با کینه دیرینه خود نقاب از چهره انداختند و وحشیگری تمدن رو به زوال خود را به نمایش گذاشتند، اما غافل از آن بودند که قائد شهیدما، امام خامنه ای عزیز در شهادتش هزاران بار زندهتر، برندهتر و کوبندهتر از گذشته بر آنان هجوم خواهد آورد.
خون این سلاله زهرای اطهر (س)، خواب را برای همیشه از چشمان گرگهای درنده واشنگتن و تلآویو خواهد ربود، او به ما آموخته بود که این خیمه، خیمه اباعبدالله الحسین (ع) است و ناخدای این کشتی تا آخرین قطره خون در برابر فرعونهای زمان خواهد ایستاد، او نشان داد که عزت و شرف با کرنش در برابر زورگویان حاصل نمیشود، بلکه در سایه توکل بر خدای قادر متعال و مقاومت جانانه معنا مییابد.
آنان که خیال کردند با ترور امام و مقتدای این امت مبعوث، رشتههای اتحاد و مقاومت از هم میگسلد، کورترین تحلیلگران روزگارند، سکوت این روزهای شهرهای ما، ماتم تسلیم نیست؛ این سکوت، آبستن مهیبترین طوفانها است، این بغضهای فشرده در سینهها، این ضجههای از ته دل مادران و همسران شهدا، این سرهای به زیر افکنده از شرم زنده ماندن جوانان بسیجی و این قطرات زلالی که بر پیشانی و ریشهای سفید مجاهدان جبهه مقاومت نقش بسته، هرگز در حد یک سوگواری صرف متوقف نخواهد ماند، این اشکها در دستگاه محاسباتی شیعه، سوخت پیشران موشکها، باروت سلاحها و جرقههای صاعقه خشم الهی هستند که بر سر قاتلان شیطان صفت امام شهیدمان فرود خواهند آمد.
داغ شهادت امام خامنه ای حکیم و صبور ما، چنان شوری در رگهای امت اسلامی و جغرافیای مقاومت افکنده که گویی خونی تازه و جوشان در کالبد تاریخ جریان یافته است، از تهران تا بیروت، از دمشق تا بغداد، و از صنعای قهرمان تا کوچههای ویران اما استوار غزه و قدس شریف، یک خواسته بر زبانها جاری و یک اراده در چشمها موج میزند و آن، انتقامی قطعی، سنگین و پشیمانکننده می باشد.
دشمن غربی-صهیونیستی گمان میکرد با این جنایت هولناک، در صفوف مسلمین ارعاب ایجاد میکند، اما به چشم خود دید که میلیونها دست بر روی زمین افتاده، پرچم سرخ اباعبدالله را محکمتر از همیشه بالا بردهاند، خیمه ولایت هرگز با رفتن یک علمدار فرو نمیریزد؛ زیرا در مکتب عاشورا، هر علمداری که بر خاک میافتد، لشکری از مشتاقان شهادت از خونش سر برمیآورند.
ملت غیور و مؤمن ایران درس زندگی و حریت را از پای منابر غرب یا میزهای مذاکره ذلتبار نگرفته است؛ ما این درس را در گهواره با اشک روضه امام حسین (ع) و با شیر پاک مادرانی آموختهایم که جان و فرزندانشان نذر ولایت بوده است، این ملت مبعوث نیک دریافته است که دست دادن با شیطان بزرگ و گرگهای صهیونیست، نه پایان تحریم و تهدید، بلکه آغاز خواری و به تاراج رفتن شرف یک تمدن است.
امروز ندای آسمانی و تاریخی مِثْلِي لَا يُبَايِعُ مِثْلَهُ سرور شهیدان در عصر عاشورا، به فریاد مشترک هشتاد میلیون ایرانی و صدها میلیون آزاده در جهان تبدیل شده است، این کلام، یک شعار مقطعی نیست؛ قانون لایتغیر هستی و مرز ابدی میان حق و باطل است. چگونه ممکن است امتی که شهدایی چون همت، باکری، باقری، حاج قاسم سلیمانی و اکنون قائد شهیدش امام خامنه ای عزیز را در پیشگاه الهی فدا کرده است، در برابر یک قمارباز فاسد و دژخیمان کاخ سفید زانو بزند؟ ما هرگز شرافت خونین خویش را با آرامش در بند غرب وحشی و شیطان صفت معاوضه نخواهیم کرد.
هیچ تفاهم، هیچ سازش و هیچ صلحی میان خون مطهر امام خامنهای و دستهای آلوده جنایتکاران بینالمللی وجود ندارد، بیعت ما پیش از خلقت زمین، با آلالله بسته شده و این پیوند ناگسستنی، با هیچ فشار، تهدید یا گلولهای توسط دشمن غربی-صهیونیستی پاره نخواهد شد و تا زمانی که آخرین نفس در سینهها حبس است و آخرین قطره خون در رگها میجوشد، پاسخ این ملت مبعوث به مستکبران جهانی با مشتهای گرهکرده و فریاد رعدآسا، فقط هیهات منّا الذّله است.
جهان امروز به شفافترین نقطه تاریخ خود رسیده است؛ پردههای نفاق دریده شده و جبهه کفر با تمام تجهیزات، رسانهها، سلاحها و پلیدیهایش در برابر جبهه حق و مستضعفان صفآرایی کرده است، این نبرد، دیگر نبردی محدود به مرزهای خاکی نیست؛ این جنگ نهایی میان ایمان و توحش مدرن غرب است.
دشمن غربی-صهیونیستی با به شهادت رساندن رهبر فرزانه انقلاب اسلامی ایران، قمار آخر خود را به میدان آورد، اما نمیداند که با این کار، ناقوس نابودی خود را با دستان پلید خویش به صدا درآورده است، صبحگاه نهم اسفند، نه غروب خورشید انقلاب، بلکه طلیعه رستاخیزی عظیم است که خاکریزهای طاغوت را یکی پس از دیگری ویران خواهد کرد.
خون مطهر امام شهید سیدعلی خامنهای سدی غیرقابل نفوذ از غیرت و خشم در برابر زیادهخواهیهای امپریالیسم جهانی ساخته است، شیاطین غرب باید بدانند که تاوان این خون، تنها زدن چند پایگاه نظامی نیست؛ تاوان این جنایت قرن، برچیده شدن بساط استکبار، اضمحلال غده سرطانی اسرائیل و اخراج خفتبار آمریکا از منطقه خواهد بود.
این بیرق حسینی که به دستان مطهر علمدار انقلاب برافراشته شد، تحت عنایات خاصه حضرت صاحبالزمان (عج) و در سایه نام مقدس زهرای مرضیه (س) تا بام افقهای نهایی تاریخ به اهتزاز درخواهد آمد، گرچه امروز سینههای ما از این فراق میسوزد و نالههای یتیمی سرمیدهیم، اما امیدمان روشنتر و گامهایمان استوارتر از هر زمان دیگری است؛ مستکبران به زودی در گرداب خشم فرزندان امام خمینی کبیر و امام خامنه ای شهید غرق خواهند شد و جهان، طلوع خورشید عدالت مهدوی را به نظاره خواهد نشست؛ چرا که پیروزی وعده حتمی خداوند است و طاغوتیان رفتنی هستند./
نویسنده: امید رنجبر عمرانی