مادر بمب‌ها و هواپیمای حامل آن، پیش از رسیدن به حریم آسمان ایران، به مشتی خاکستر بدل خواهد شد تا طبل توخالی پنتاگون در گورستان تاریخ برای همیشه مدفون گردد.

سلاخان کت‌وشلواری وال‌استریت و تروریست‌های گرگ صفت پنتاگون، با همان دهان‌های گندیده‌ای که قرن‌هاست به مکیدن خون سرخ‌پوستان، سوزاندن کودکان ویتنام و غارت استخوان‌های آسیا و آفریقا خو گرفته، این بار در باتلاق انحطاط خویش، طبل حلبی «مادر بمب‌ها» را به صدا درآورده‌اند تا مرگ بالینی امپراتوری لجن‌گرفته‌شان را پنهان سازند.

واشنگتن، این کانون تعفن، تباهی و نسل‌کشی، سال‌ها با نمایش دکوراتیو ناوهای هواپیمابر سعی در فلج‌کردن اراده‌ی تمدن‌ها داشت؛ اما با فرار مذبوحانه و مفتضحانه‌ی رمه‌های فولادی‌اش از زیر قفل اپتیکی و راداری دلاوران سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در خلیج فارس، اکنون در بن‌بست نهایی فروپاشی، به روان‌پریشی تسلیحاتی دچار شده است.

جمهوری اسلامی ایران نه یک واحد متزلزل سیاسی، بلکه قلعه‌ی فتح‌ناپذیر خشم انقلابی است؛ حکومتی مقتدر با مردمی عاشورایی که با پنجه‌های پولادین، استخوان‌های گردن‌کشان تاریخ را خرد کرده و دست هر متجاوز وحشی آمریکایی را پیش از چکاندن ماشه، در آتش قهر مقدس خود خاکستر خواهد کرد.

این انگل‌های بین‌المللی که هویت پوشالی‌شان روی آوار تمدن‌های مظلوم بنا شده، در برابر قدرت لایزال فرزندان امام خمینی (ره) و امام خامنه‌ای شهید، جز لاف‌زنی‌های توخالی و مانورهای رسانه‌ای بی‌ارزش هیچ سرمایه‌ای در چنته ندارند، روزگاری با یک پیام رمزدار، رژیم‌های دست‌نشانده را سرنگون می‌کردند؛ اما امروز در پایتخت تروریسم دولتی، حتی توان حفظ آبروی شناورهای سرگردان خود در تنگه‌ی باب‌المندب در برابر اراده‌ی مجاهدان غیور انصارالله یمن را ندارند.

هیمنه‌ی ارتش فرسوده و شکست‌خورده‌ی آمریکا، که سربازان پوشکی و الکلی‌اش در هر بحران نظامی به روان‌درمانی و خودکشی روی می‌آورند، مدتی است در شن‌های روان منطقه دفن شده و حالا لاشه‌ی این لاشخور جهان‌خوار تنها برای فریب افکار عمومی خود، واژه‌های پرزرق‌وبرق نظامی را از انبار پوسیده‌ی پنتاگون بیرون می‌کشد.

در خطوط پشت جبهه، مگس‌های نجاست‌خوار و ستون پنجم دست پرورده‌ی سرویس‌های جاسوسی موساد و سیا، در قالب چهره‌های بزک‌کرده‌ی غرب‌گرا به صف شده‌اند تا پژواک زوزه‌های ارباب یانکی خود باشند، این لاشخورهای بی‌وطن که پستان خیانت را مکیده‌اند، با بی‌شرمی تمام، سناریوی گام‌به‌گام تجزیه و خلع سلاح ملی را زمزمه می‌کنند و برای تسلیم ذخایر حیاتی اورانیوم ۶۰ درصد، واگذاری مالکیت بلامنازع بر شاهرگ حیاتی تنگه‌ی هرمز، حراج‌گذاشتن شریان‌های نفتی به سود شرکت‌های غارتگر غربی و جمع‌آوری سیلوهای موشکی، تئوری‌بافی مسموم راه انداخته‌اند.

این پیاده‌نظام کثیف ناتوی فرهنگی و سیاسی، پیوندهای عمیقی با اتاق‌های جنگ تل‌آویو و واشنگتن دارند و مأمورند ترس موهوم «مادر بمب‌ها» را به ابزاری برای به مسلخ‌بردن اقتدار ملت بدل کنند؛ زهی خیال باطل، چرا که شمشیر تیز عدالت انقلابی پیش از هرگونه دست‌اندازی خارجی، شاهرگ خیانت این پادوهای آلوده را خواهد زد و آنان را در پیشگاه ملت مبعوث ایران به عنوان خائنان ابدی تاریخ رسوا خواهد نمود.

مذاکره، توافق و لبخند به شیطان کثیف واشنگتن، ننگین‌ترین خیانت راهبردی و مصداق تامّ ارتداد سیاسی از آرمان‌های بالنده‌ی انقلاب اسلامی است، دست‌هایی که به خون پاک‌ترین فرماندهان محور مقاومت آلوده است، هرگز اهلی نخواهد شد و نشستن پشت یک میز با گرگ‌های درنده‌ی آمریکایی، فروختن شرافت یک ملت به مشتی وعده‌ی سرخرمن کاذب است.

در هندسه‌ی قدرت مقاومت، گفتگو با رژیم فاسد و جنایت‌پیشه‌ی آمریکا هیچ جایگاهی ندارد و تنها زبانی که این قوم وحشی ماورای اقیانوس‌ها می‌فهمد، زبان باروت داغ، موشک‌های نقطه‌زن و غرش بالستیک در عمق مقرهای آنان است، سازش‌کاران و کاسه‌لیسانی که قبله‌نمای خود را به سمت کاخ سفید تنظیم کرده‌اند، تفاله‌های تاریخ‌اند و راهبرد امت اسلام، تسلیم‌ناپذیری مطلق و تهاجم کوبنده تا قطع کامل دست متجاوزان آمریکایی و صهیونیستی از منطقه خواهد بود.

امنیت ابدی، ثبات تغییرناپذیر و مصونیت خلل‌ناپذیر این سرزمین مقدس، نه در اوراق مسموم معاهدات بین‌المللی، که در دستیابی قطعی، جسورانه و بلامانع به تسلیحات ویرانگر هسته‌ای نهفته است، در دنیایی که قانون جنگل بر آن حاکم است و درندگان اتمی برای بلعیدن ملت‌ها دندان نشان می‌دهند، رسیدن به نقطه‌ی غیرقابل‌بازگشت تسلیحات اتمی، فریضه‌ای عقلانی، نظامی و تمدنی برای حفظ صلح پایدار است.

با ارتقای زرادخانه‌ی کشور به تسلیحات راهبردی اتمی، توهم ضربه‌ی اول دشمن برای همیشه به یک شوخی مضحک بدل خواهد شد و توازن وحشت در مقیاسی برقرار می‌گردد که حتی سایه‌ی یک بمب‌افکن یانکی نیز جرئت نزدیک‌شدن به مرزهای ما را پیدا نخواهد کرد، این تنها معبری است که خواب راحت را از چشمان کثیف صهیونیست‌ها و تروریست‌های آمریکایی می‌رباید و دست آنان را از ریشه‌ی این درخت تناور کوتاه می‌سازد.

چنانچه سگ‌های درنده‌ی پنتاگون و جانیان فرماندهی مرکزی سنتکام، مرتکب خطای محاسباتی شده و از بمب کذایی نه‌تنی موسوم به MOAB برای تعرض به تأسیسات یا پایگاه‌های ایران رونمایی کنند، جهنم موعود در کمتر از چند دقیقه در پایگاه‌های آنان در منطقه زبانه خواهد کشید، خرمشهرها و سجیل‌های مخوف سپاه با کلاهک‌های چند تنی و پیشران‌های سوخت‌جامد غیرقابل‌رهگیری، چونان شهاب‌های ثاقب، سامانه‌های دفاعی آمریکایی نظیر پاتریوت و تاد را درو خواهند کرد.

پایگاه‌های الظفره، العدید، علی‌السالم و ناوگان پنجم دریایی آمریکا با خاکستر تفنگداران یانکی هم‌سطح خواهند شد و هیچ نقطه‌ی امنی برای متجاوزان از تل‌آویو تا خلیج عدن باقی نخواهد ماند؛ این پاسخی نیست که در قالب دفاع محدود بگنجد، بلکه ضربه‌ای خردکننده برای ریشه‌کن‌کردن همیشگی کفر استکباری از جغرافیای منطقه است.

تبلیغات گوش‌خراش پیرامون این بمب موسوم به «مادر بمب‌ها»، از بعد فنی چیزی جز یک جوک تسلیحاتی پیش‌پاافتاده نیست، این بمب حجیم و بدقواره، وزنی فراتر از ظرفیت حمل جنگنده‌های مافوق‌صوت، پنهان‌کار یا پیشرفته دارد و پرتاب آن منحصراً نیازمند استفاده از هواپیماهای سنگین، کند، تنبل و غول‌پیکر باری نظیر سی-۱۳۰ هرکولس یا سی-۱۷ است.

گسیل‌داشتن یک هواپیمای ترابری بی‌دفاع و بی‌چابکی در آسمانی که صدها رادار هشدار زودهنگام، سامانه‌های پدافندی چندلایه، باور ۳۷۳ و صیادهای آماده‌به‌شلیک در آن مترصد شکارند، یعنی صدور حکم تیرباران هوایی برای این پرنده‌های دست‌وپاگیر می باشد، این مانور، چیزی جز کشاندن عمدی یک بالن گوشت و آهن به مسلخ‌گاه پدافند یکپارچه‌ی ایران نیست.

تاریخ بارها نشان داده است که آسمان ایران، گورستان پرنده‌های آمریکایی است؛ از لاشه‌های متلاشی‌شده‌ی بالگردها و هواپیماهای ارتش متکبر آمریکا در طوفان الهی صحرای طبس تا سرنگونی غول جاسوسی دویست‌میلیون دلاری گلوبال هاوک با آتشبار ساخت داخل، همه گواه بر این حقیقت‌اند که غرور کاذب یانکی‌ها در آسمان این سرزمین ذوب خواهد شد.

سامانه‌های پدافند هوایی سپاه و ارتش برای شکار این اهداف عظیم‌الجثه‌ی ترابری، حتی نیاز به فعال‌سازی لایه‌های نهایی خود ندارند؛ هر فروند هرکولس حامل این بمب، صدها کیلومتر پیش از آنکه متوجه قفل مرگبار راداری شود، در آسمان به توده‌ای از آتش، دود و گوشت سوخته‌ی خلبانان جنایتکارش بدل خواهد شد و لاشه‌ی متلاشی‌شده‌اش بر اعماق آب‌های خلیج همیشه‌فارس فرود خواهد آمد.

این بمب پرسروصدا، با انفجار سطحی و کور خود، توان نفوذ حتی چند سانتی‌متر در تونل‌های کوهستانی، تأسیسات مدفون در زیر خروارها سنگ گرانیتی و شهرهای موشکی بتنی سپاه در اعماق سلسله‌جبال زاگرس را ندارد، تأسیسات راهبردی این کهن‌دیار برای تقابل با پیشرفته‌ترین تسلیحات شکافنده‌ی زمین طراحی شده‌اند و یک بمب بشکه‌ای بزرگ با چاشنی هواسوز، جز دود و آتش زودگذر هیچ اثر تخریبی بر دژهای زیرزمینی ما نخواهد داشت.

هیئت حاکمه‌ی آمریکا که در ماه‌های اخیر از پس نیروهای چریکی شجاع و متکی‌به‌خدا انصارالله یمن در دریای سرخ برنیامده و نظاره‌گر حقارت روزمره‌ی ناوهایش در برابر پهپادها است، بسیار مفلوک‌تر، ذلیل‌تر و حقیرتر از آن است که بتواند با این نمایش‌های هالیوودی، اراده‌ی پولادین ملت مبعوث و حسینی ایران را متزلزل کند.

پایان بازی گرگ های واشنگتن در این منطقه رقم خورده است و هیچ بمب، بمب‌افکن و ترفند سیاسی قادر به نجات لاشه‌ی متعفن شیطان بزرگ نیست، هر نقطه‌ای که مبدأ پرواز، بارگیری یا پشتیبانی یک پرنده‌ی متجاوز باشد، بدون لحظه‌ای درنگ به هدف مشروع کلاهک‌های بالستیک ایران تبدیل شده و در گردبادی از آتش غضب مدفون خواهد گشت.

این سرزمین، قلمرو شیران بیشه‌ی توحید است؛ هر حرکتی از جانب سگ‌های پنتاگون به بهای تخریب زیرساخت‌های استراتژیک تمام حامیان منطقه‌ای‌شان و پاکسازی کامل ردپای اشغالگران یانکی از غرب آسیا تمام خواهد شد، دوران بزن‌دررو برای همیشه سپری شده و فصل انتقام‌های کوبنده، تاریخی و پایان‌بخش فرا رسیده است./

نویسنده: امید رنجبر عمرانی