دیپلماسی عزتمدارانه حضرت زینب (س) در دارالاماره کوفه و شام، خط بطلان ابدی بر منطق ذلتبار تسلیم کشید و اثبات کرد که کرامت و بقای امت مبعوث ایران، تنها در گرو بازدارندگی اتمی و درهمکوبیدن هیبت استکبار جهانی محقق میگردد.
فرو ریختن هیبت ابرقدرتهای پوشالی در میدانهای واقعی نبرد، لاشخورهای سیاسی داخلی را به تکاپویی رذیلانه انداخته است تا پیش از مرگ محتوم اربابان غربی، شریانهای حیاتی این سرزمین مقدس را بر شمشیر جلاد آمریکایی و صهیونیستی بگذارند، صدایی که این روزها از حلقوم نحس و زنگزده ورشکستگان سیاسی داخلی برمیخیزد، نه نجوای مصلحت، بلکه سوت قطار خیانتی سازمانیافته است.
این اقلیت انگلصفت که هویت تاریخیشان در حقارت و نوکری اربابان غربی خلاصه شده، بار دیگر دکان شیادی باز کردهاند و شعار کثیف هر کاری برای پرهیز از جنگ را در افکار عمومی قی میکنند، ترجمه عملیاتی این شعار ابلهانه، برهنهسازی کامل ژئوپلیتیک ایران، تخریب کامل راکتورها، تفتیش خانهبهخانه سیلوهای موشکی، واگذاری تنگه استراتژیک هرمز و پیشکش کردن ذخایر نفت و گاز به کارتلهای آمریکایی و صهیونیستی است، این نامردمان، خلع سلاح ایران را تدبیر و بر زمین گذاشتن سپر دفاع را کیاست مینامند تا زمین حاصلخیز ایران را برای شخم زدن توسط بولدوزرهای ارتشهای متجاوز غربی-عبری آماده سازند.
ناموس ملی یک کشور صرفاً به آب و خاک محدود نمیشود؛ زرادخانههای پر از موشکهای نقطهزن، ذخایر انباشته اورانیوم، فناوری غیرقابلبازگشت هستهای و اراده تسلیمناپذیر فرزندان این خاک، ناموس دفاعی و ناموس اعتقادی این ملت به شمار میروند، کسی که پیشنهاد میکند برای آرام کردن گرگ های پنتاگون، باید دندانهای دفاعی خود را کشید و گوشت تن را قربانی کرد، یا خائنی مواجببگیر است یا ابلهی که هنوز الفبای حیات در این جغرافیای پرآشوب را نفهمیده است.
گرگ های گرسنه پنتاگون با بو کشیدن خون و مشاهده عریانی شکار رام نمیشوند، بلکه حمله نهایی را برای دریدن شاهرگ های حیاتی ایران انجام میدهند، تاریخ ثابت کرده است که هزینه تسلیم همواره هزاران برابر ویرانکنندهتر از هزینه مقاومت بوده و خواهد بود. غیرت انقلابی ملت ایران هرگز اجازه نخواهد داد که سرنوشت کشور در اتاقهای فکر وادادگی و توسط مشتی فراری از جهاد رقم بخورد؛ خلع سلاح ناموس ملی، پیشدرآمد حمام خون است و هر جریانی که این نسخه شوم را تبلیغ کند، خود نخستین آماج شلیک قاطع ملت مبعوث خواهد بود.
چشم فروبستن بر حافظه تاریخی، بزرگترین گناه سیاسی است؛ حافظهای که تا ابد لکه ننگ دودمان پهلوی را به عنوان سند رسوایی تسلیمطلبان به نمایش میگذارد، در دوران سیاه پهلوی دوم، دقیقاً با همین ادبیات پوشالی پرهیز از تنش و هزینه ندادن، تکهای از جان ایران یعنی بحرین را در طبق اخلاص نهادند و به اربابان انگلیسی هدیه دادند.
خائنان آن روزگار مدعی بودند که با بخشیدن این جزیره راهبردی، سایه تهدید از سر ایران برداشته میشود و رفاه و آرامش بازمیگردد، شاه نادان مروارید خلیج فارس را باخت، اما تنها چند سال بعد، همان اربابان غربی، او را مانند مهرهای سوخته از کشور بیرون انداختند و ایران ماند و تحقیر تاریخی سرزمینی که تا ابد در گلوی این ملت گیر کرده است، واگذاری بحرین نه تنها مانع طمع بیگانگان نشد، بلکه اشتهای آنان را برای بلعیدن تمامیت ارضی این خاک دوچندان ساخت.
عبرت بزرگتر، سرنوشت حقارتبار ارتش بزککرده و طبل توخالی رضاخان میرپنج در شهریور ۱۳۲۰ است، ارتشی که میلیاردها تومان از ثروت ملت را برای سرکوب عشایر غیور، کشف حجاب زنان عفیف و قلعوقمع آزادیخواهان بلعیده بود، با اولین غرش توپ متفقین متلاشی شد. شاه خودکامه و بزنبهادر، پیش از هر مقاومتی، دستور تسلیم بی قید و شرط و بر زمین گذاشتن سلاحها را صادر کرد تا مبادا کشور دچار تنش و جنگ شود.
نتیجه آن تسلیم بزدلانه، فاجعهبارترین تراژدی قرن بیستم در این کشور بود، ایران اعلام بیطرفی کرد و تسلیم شد، اما متفقین مانند راهزنان گرسنه بر تمام انبارها و مزارع کشور تاختند؛ قحطی هولناک، بیماریهای کشنده و احتکار غلات توسط سربازان انگلیسی و شوروی، بیش از چهار میلیون ایرانی بیگناه را به کام مرگ و گورهای دستهجمعی کشاند.
آن روز هم سازشکاران میگفتند برای در امان ماندن باید تسلیم شد؛ اما تاوان آن تسلیم، تبدیل شدن ایران به بیابان ارواح و قتلعام میلیونها زن و کودک گرسنه بود. سازشکاران امروزی دقیقا ادامه همان خط نکبتبار هستند؛ آنان میخواهند موشکها و سانتریفیوژها را تحویل دهند تا فردا در برابر بمبارانهای جنونآمیز دشمن، زنان و کودکان این سرزمین هیچ سدی جز دستهای خالی نداشته باشند. نسخه تسلیم، دعوت رسمی از متجاوز برای راه انداختن یک شهریور بیست دیگر است و این بار دهان هر کس که بخواهد این فاجعه را تکرار کند، خرد خواهد شد.
ساختار حاکم بر جهان امروز جنگلی بیرحم و فاقد هرگونه وجدان حقوقی و اخلاقی است که در آن تنها منطق حاکم، وزن باروت، برد موشک و قدرت نابودسازی متقابل است، کسانی که هنوز به دنبال ترحم در معاهدات بینالمللی یا چشمآبیهای کاخ سفید هستند، از بلوغ سیاسی عقیم ماندهاند.
تاریخ روابط بینالملل نشان داده که مستکبران زبان منطق، گفتگو و حقوق بشر را نمیفهمند؛ آنان فقط در برابر مشتی که قدرت خرد کردن دهان متجاوز را داشته باشد زانو میزنند، اعترافات صریح و مکرر ترامپ حرامزاده، عریانترین سند این حقیقت غیرقابلانکار است، ترامپ قمارباز بارها با وقاحتی کمنظیر اعلام کرد که ملتهای فاقد قدرت تخریب اتمی را زیر پای خود له میکند، اما در برابر پیونگیانگ سر تعظیم فرود آورد، برای کیم جونگ اون نامههای عاشقانه فرستاد و در مرز دو کره دست دوستی دراز کرد؛ زیرا کره شمالی بیش از صد کلاهک آماده شلیک دارد که میتوانند در چند دقیقه خاک آمریکا را به جهنم تبدیل کنند.
این رفتار گانگسترهای کاخ سفید، یک درس عملی به تمام غربزدگان مفلوک است که در نظام بینالملل، بقا و عزت تنها با دارا بودن حداکثر ابزارهای موازنه وحشت تضمین میشود، وقتی دشمن اعتراف میکند که موازنه هستهای تنها عامل بازدارنده از تهاجم است، خلع سلاح هستهای و واگذاری غنیسازی شصت درصد، رسماً خیانت به نسلهای آینده و اهدای مجوز حمله به پنتاگون و پادگانهای صهیونیستی است.
حفظ و توسعه ذخایر غنیشده، جهش به سمت لایههای بازدارندگی برگشتناپذیر و پر کردن سیلوهای زیرزمینی از تسلیحات بنیادین، نه یک گزینه در کنار سایر گزینهها، بلکه یگانه شرط حیات و ادامه تنفس ایران به عنوان یک کشور مستقل در این جهان گرگزده است، دشمن آمریکایی و صهیونیستی باید بداند که هرگونه دستدرازی به آسمان، دریا و خاک این کشور، مساوی با فعال شدن ماشه نابودی مطلق تمام منافع نامشروع آنان در سراسر منطقه خواهد بود. صلح، هدیه دشمنان نیست؛ صلح پایدار، کالایی تحمیلی است که تنها از دهانه داغ موشکها و قدرت شکستناپذیر اتمی استخراج میشود.
جریان واداده و ترسو که در اوج وقاحت دم از عقبنشینی میزند، نیازمند شستشوی مغزی در چشمه خروشان مکتب عاشوراست، در تاریخ تشیع و بشریت، شجاعانهترین، هجومیترین و ویرانکنندهترین مدل دیپلماسی را نه دیپلماتهای بزککرده غربی، بلکه حضرت زینب کبری (سلاماللهعلیها) پس از عاشورا خلق کرد.
در عصر خفقان مطلق، زمانی که خون سیدالشهدا (ع) هنوز بر خاک کربلا تازه بود و شمشیرهای اموی در اوج سرمستی میچرخیدند، عقیله بنیهاشم در قامت یک فاتح بیرقیب وارد کاخ ابنزیاد در کوفه و دارالاماره یزید در دمشق شد. او در برابر مستکبران زمان خم نشد، طلب امان نکرد، ضعف نشان نداد و برای حفظ جان باقیمانده کاروان اهلبیت، ذرهای از آرمانها و خطوط قرمز عقبنشینی ننمود، دختر حیدر کرار (ع) با تهاجمی بیرحمانه و خطبههایی چون صاعقه، هیبت امپراتوری بنیامیه را به لجن کشید و مشروعیت دروغین دستگاه خلافت را در پیش چشم درباریان و مردم تارومار کرد.
شجاعت ماورایی و تبیین آتشین زینب کبری (س) چنان محاسبات یزید پلید را بر هم ریخت و پایههای کاخ او را به لرزه درآورد که خلیفه مغرور برای نجات حکومت خویش از طوفان خشم عمومی، عقبنشینی خفتباری انجام داد و مسئولیت جنایت را سراسیمه به گردن ابنزیاد انداخت، این دیپلماسی عزتآفرین، سپری تاریخی از جنس اقتدار ساخت که برای همیشه خط سرخ شهادت را زنده نگه داشت و مانع از تکرار عاشورایی دیگر برای امامان بعدی شد.
ما از نسل عاشوراییم و مکتب ما مکتب هجوم به کفر و نه کرنش در برابر طاغوت است، دوران عقبنشینی تاکتیکی و لبخندهای بیخاصیت خاکستر شده است. امروز منطق فرزندان روحالله، امام خامنه ای شهید و عاشقان سیدالشهدا حاکم بر حفظ بی قید و شرط تمام مؤلفههای بازدارندگی، نگهبانی از اورانیوم غنیشده به مثابه ناموس ملی و آمادهسازی انگشتها بر روی ماشههای انتقام است.
پاسخ ملت ایران به هرگونه تهدید نظامی یا خباثت سیاسی، مشتی از جنس پولاد و آتشی بنیانکن خواهد بود که اثری از پادگانهای دشمن بر روی نقشه باقی نخواهد گذاشت، این اراده، پایان تمام نسخههای ذلتبار و طلیعه پیروزی قطعی امت اسلام در میدان تقابل نهایی با دشمن آمریکایی و صهیونیستی است./
نویسنده: امید رنجبر عمرانی