دستدرازی حقیرانه الهام علیاف به حریم حجاب و شرافت زن مسلمان، آخرین قماری است که این پادوی صهیونیسم برای بقای تاجوتختش انجام داده و طومار حکومت استبدادیاش را در توفان سهمگین خشم حسینی قفقاز خواهد پیچید.
خنجری که الهام علیاف از نیام دینستیزی کشیده، مستقیماً به سمت شاهرگ هویت، دیانت و شرافت قفقاز نشانه رفته است، دیکتاتور منزوی باکو پس از تبدیل خاک کشورش به آشیانه پهپادهای صهیونیستی و سپردن مقدرات اقتصادی و امنیتی آذربایجان به افسران موساد و سیا، اکنون در حضیض سرسپردگی، نقاب از چهره انداخته و به خاکریز نهایی یعنی حریم قدسی حجاب زن مسلمان یورش آورده است.
این دستدرازی جنونآمیز، خروجی یک اشتباه محاسباتی ساده نیست؛ بلکه انتحار تمامعیار حاکمیتی است که تصور میکند با باجدادنهای فرهنگی به غرب و خوشرقصی برای کانونهای شیطانی صهیونیسم، میتواند ارابه لرزان استبداد خانوادگی خود را از لبه پرتگاه سقوط نجات دهد.
الهام علیاف باید خوب به حافظه تاریخی منطقه نگاه کند و پایان خفتبار قلدرهای کشفحجاب را در ذهن مفلوک خود مرور نماید، رضاخان با چکمههای انگلیسی و آتاتورک با ارتش تا بن دندان مسلح نتوانستند نور عفاف را در این جغرافیا خاموش کنند و سرانجام جز تفنگهای زنگزده، لعنت ابدی تاریخ و گورستانهای بینامونشان، میراثی از پروژه دینزدایی برجای نگذاشتند.
اکنون حاکم دستنشانده باکو که مشروعیتش از نوک مگسک سلاحهای سرکوب و دلارهای بادآورده نفت فراتر نمیرود، متوهمانه اراده کرده است سناریوی کهنه، سوخته و شکستخورده رضاخانی را در قرن بیستویکم بازتولید کند، این تقلید کور، مضحکهترین نمایش استبداد در عصر حاضر است که نشان از استیصال عمیق و انسداد فکری در کاخ ریاستجمهوری باکو دارد.
آذربایجان، ملک طلق خاندان علیاف نیست که بتوانند مقدسات آن را در قمارخانههای ژئوپلیتیکی به حراج بگذارند، این سرزمین، خاک جوشیده از فرهنگ عاشوراست؛ سرزمینی است که با تربت سیدالشهدا(ع) و اشک بر مصائب آلالله عجین شده و با هیچ توطئهای از هویت تاریخی خود جدا نخواهد شد.
هفتاد سال چکمهپوشی ارتش سرخ شوروی، ماشین کشتار استالین و دستگاه تفتیش عقاید کمونیسم بیخدا نتوانست چادر را از سر زنان شجاع و متدین گنجه، لنکران، نارداران و نخجوان پایین بکشد، مادران این خاک در مخوفترین سالهای خفقان بلشویکی، قرآن را بر سینه فشردند و حجاب را چون پرچم آزادگی حفظ کردند.
علیاف بیمقدار و ارتش سرسپردهاش در قیاس با هیبت جهنمی ارتش سرخ شوروی، پر کاهی بیش نیستند و خرد شدن استخوانهایشان زیر گامهای خشم ایمانی این ملت، سرنوشتی حتمی و قطعی است.
پشتصحنه این توطئه شوم، یک مأموریت ضدامنیتی تمامعیار نهفته است که مستقیماً در اتاقهای جنگ شناختی رژیم آپارتاید تلآویو طراحی شده است اتاق فکر صهیونیسم بینالملل به این جمعبندی رسیده است که تا زمانی که نبض غیرت شیعی در رگهای زنان و مردان آذربایجانی میتپد، پایگاههای جاسوسی و نظامی آنان در جوار مرزهای جهان اسلام بر روی آب بنا شده است.
از همین رو، تخریب دژ نفوذناپذیر خانواده، ترویج اباحهگری تزریقی و سلاخی نمادهای علنی دین، راهبرد اصلی برای مستعمرهسازی کامل باکو است، الهام علیاف در این پازل کثیف، نقشی فراتر از یک مباشر بیاراده، پادو ارزانقیمت و آتشبیار معرکه ندارد؛ عنصری که کشور را به پادگان صهیونیستها فروخته و اکنون شرف بانوان مسلمان را به عنوان پیشکش به اربابانش آمریکایی و صهیونیستی اش تعارف میکند.
وقاحت رژیم باکو آنجا به اوج میرسد که حاکم الیگارش، پیروزیهای قرهباغ را دستمایه فخرطلبیهای تهی و تثبیت هژمونی فاسد خود قرار میدهد، در حالی که سنگرهای قرهباغ را نه ژنرالهای عیاش و رشوهخوار باکو، بلکه جوانان پاکباخته و غیوری آزاد کردند که پیشانیبند یا حسین بر سر داشتند و با نوای مداحی اهلبیت(ع) به قلب خطوط دشمن میزدند.
فرزندان غیور آذربایجان خون پاک خود را فدا نکردند تا امروز علیاف باکو را به بارانداز قماربازان بینالمللی، کانون تجمع همجنسبازان و مرکز شبیخون به ارزشهای اسلامی تبدیل کند، این خیانت آشکار به خون شهدای قرهباغ است؛ دزدی علنی دستاوردهای یک ملت و مصادره آن به نفع فرقهای سکولار، فاسد و وابسته به باندهای ثروت و قدرت جهانی است.
سیاست اعلام شده اخراج دختران محجبه از مدارس و دانشگاهها، فشار وحشیانه بر کارمندان عفیف در ادارات دولتی و امنیتیسازی محیطهای عمومی برای هر فرد دارای ظاهر مذهبی، اعلان جنگ مستقیم به پیکره امت اسلام است.
زندانهای باکو امروز انباشته از علما، طلاب، اندیشمندان و جوانان مؤمنی است که جرمشان دفاع از هویت ملی و پاسداری از احکام الهی است، اما تاریخ ثابت کرده است که گلولهباران باورها، خفقان رسانهای و شکنجه در سیاهچالهها، تنها باروت انزجار عمومی را متراکمتر و انفجار حتمی را مهیبتر میسازد.
علیاف در توهمی مرگبار تصور میکند با بستن حسینیهها و به زنجیر کشیدن دینداران، صدایی برنخواهد خاست؛ غافل از اینکه زیر خاکستر این اختناق تصنعی، آتشفشانی سهمگین از غیرت دینی در حال غرش است.
چشمانداز تحولات قفقاز نشان میدهد که رژیم علیاف به نقطه بیبازگشت خطای محاسباتی رسیده است، تعرض به چادر زن مسلمان، عبور از خط قرمزی است که هیچ جامعه شیعی در طول تاریخ در برابر آن تسلیم نشده است، الهام علیاف با دستهای خود طناب دار رژیمش را بافته و پایههای لرزان حاکمیت خانوادگی خود را به شعلههای ویرانگر خشم حسینی پیوند زده است.
تازیانه الهی و سیلی بیداری ملت مسلمان آذربایجان نزدیکتر از تصور کارگزاران فاسد باکو است، این کاخهای پوشالی، این دستگاههای پروپاگاندای مزدور و این پادگانهای صهیونیستی در لحظه فوران خروش مردمی، چون خسوخاشاک در تندباد تاریخ محو خواهند شد و پرچم عزت و حیا بار دیگر بر فراز این دیار علوی به اهتزاز درخواهد آمد./
نویسنده: امید رنجبر عمرانی