خون علمدار مقاومت، سند رسوایی نفوذیهای غربگرا داخلی است و شمشیر آخته میلیونها شاگرد مکتب سلیمانی، خواب ترامپ قمارباز و فرقه سازش را تا ابد آشفته نگاه خواهد داشت.
آلودهدهانانی که عمری کاسهلیس سفارتخانهها و پادوهای رسانهای مستکبران بودهاند، حق ندارند نام سپهسالار بیغروب اسلام را بر زبانهای ناپاک خود بچرخانند؛ چراکه خونی که در فرودگاه بغداد ریخت، طهارت تاریخ بود و دهان خائن، نجستر از آن است که با این اسم مطهر تماس پیدا کند.
آنجا که مردان میدان، پوست و گوشت خود را در سرمای خانطومان و گرمای بیابانهای دیرالزور سپر بلای ناموس و شرف این سرزمین کردند، این جماعت بزدل در اتاقهای دربسته مشغول تنظیم نامههای فدایت شوم برای کاخ سفید بودند.
حاج قاسم سلیمانی برای ایران و امت اسلام فقط یک فرمانده نظامی نبود؛ او نبض تپنده غیرت، تجسم عینی عاشورا در عصر آهن و باروت، و کوهی از خلوص و حماسه بود که خواب از چشم گرگهای پنتاگون و تولههای داعشیشان ربود، امروز، هر حرفی که از سوی مروجان اخته تسلیم پیرامون این شهید به زبان میآید، عقدهگشایی خائنانی است که با دیدن صلابت نام و یاد او، حقارت مادرزاد خود را به یاد میآورند.
سحرگاه سیزدهم دیماه، جلوهای مجدد از صحرای کربلا بر صفحه خاک نقش بست؛ آن دستی که با انگشتر عقیق از تن جدا شد، دست علمداری بود که اماننامه یزیدیان زمانه را پاره کرده بود.
آتش موشکهای ترامپ قمارباز نه پیکر یک فرد، بلکه تنی نحیف و خسته از چهل سال جهاد بیوقفه را سوخت که شبها در سجده با اشک چشم غسل شهادت میکرد و روزها با هیبت حیدریاش کاخ ستمگران آمریکایی و صهیونیستی را میلرزاند، در آن صبح خونین، پارههای گوشت و استخوان حاجقاسم سلیمانی در خاک تفتیده عراق پراکنده شد تا سند زندهای بر مظلومیت ابدی حق و خباثت مطلق کفر باشد.
این حجم از خلوص، این اشکهای سوزان در روضههای حضرت زهرا (س) و این عاطفه لبریز نسبت به فرزندان شهدای مدافع حرم، در کنار صاعقه نگاهش بر سر اشرار، او را به اسطورهای دستنیافتنی در تاریخ این ملت مبعوث بدل ساخت؛ تندیسی از عشق و اقتدار که هیچ قلم مزدوری توان تحریف چهره نورانیاش را ندارد.
فرقه فاشیستی-صهیونیستی غربگرا در داخل، با لجنپراکنیهای زیرکانه و ادبیاتی مزورانه همواره در تلاش است شأن و عظمت این نماد فداکاری را در چشم ملت کوچک کند، این جریان نفوذی و بیریشه غربگدا داخلی، با مهندسی رذیلانه واژهها تلاش میکند دکترین مقاومت را خطا، و حضور شیرمردان نیروی سپاه قدس را هزینهای اضافه برای منافع ملی القا کند؛ کلماتی زهرآگین که خاستگاه آن مستقیماً در اندیشکدههای تلآویو و سازمانهای جاسوسی غرب ریشه دارد.
خیانت این مزدوران دقیقاً در همین نقطه عریان میشود که آنان نیروی سپاه قدس را دستانداز و مزاحم اربابان غربیشان میدانند، زیرا حاجقاسم سلیمانی و یارانش اجازه ندادند پروژه تجزیه خاورمیانه و دریدن ایران به ثمر بنشیند، پادوهای غربگرا داخلی با خباثت تمام میخواهند با تقلیل دادن شأن ژنرال مقاومت، سنگرهای هویتی و دفاعی این کشور را تهی کنند تا این خاک پاک را بیدفاع و لقمهای آماده به دهان کفتارهای آمریکایی و صهیونیستی بیندازند.
خیال واهی ترامپ حرامزاده و اتاقهای توطئه موساد این بود که با تکهتکه کردن بدن آن سردار روشنضمیر، ستون فقرات مقاومت میشکند و ملت ایران به انفعال کشانده میشود، شهادت حاجقاسم سلیمانی، رستاخیز تکثیر بود؛ خونی جوشان که در رگهای جوانان این مرزوبوم جاری شد و میلیونها حاج قاسم سلیمانی تازهنفس به میدان آورد.
امروز حاج قاسم سلیمانی زندهتر از همیشه است؛ نام او بر پیشانی لشکری از فرزندان دلاور ایران میدرخشد که با عزمی پولادین در رکاب ولایت و زعامت مقتدرانه امام سید مجتبی خامنه ای، صفآرایی کردهاند تا طومار استکبار جهانی را درهم بپیچند، ترس مهارناپذیر مزدوران داخلی و اربابان غربیشان ریشه در همین حقیقت روشن دارد که آنها با یک شخص طرف نبودند، با یک مکتب سلیمانی روبهرو هستند که مرگ در راه عزت ایران را فوز عظیم میداند و با ریخته شدن هر قطره خون، هزاران دلاور تشنه شهادت را به خاکریزهای خط مقدم گسیل میدارد.
جنایات بیپایان دشمن و هزینههای گزافی که بر پیکر این کشور تحمیل شد، حاصل خط سرخ جهاد نبود، بلکه نتیجه مستقیم لبخندهای ذلیلانه و انفعال خائنانه جبهه سازش داخلی بود، اگر تقاص خون پاک حاجقاسم در همان لحظات اولیه، قاطع، کوبنده و بدون هیچگونه مصلحتاندیشی سیاسی و بازدارندگی کاذب بر پیکر ترامپ قمارباز و ارتش تروریست آمریکا فرود میآمد، جسارت دشمن تا این حد افسارگسیخته نمیشد.
تاریخ تا ابد گواهی میدهد که خونهای مطهر شهدای هستهای، فرماندهان والامقام مقاومت، زنان و مردان و کودکان معصوم این سرزمین از لامرد و میناب تا ناو دنا و سیریک و در رأس همه آنها قائد شهیدمان امام خامنه ای، قربانی توهم کسانی شد که گمان میکردند با کرنش در برابر گرگهای پنتاگون میتوان امنیت خرید.
هر بار که این جریان غربپرست داخلی از موضع ضعف با دشمن آمریکایی و صهیونیستی سخن گفت، دشمن یک گام جلوتر آمد، ترور کرد، تاخت و فرزندان بیگناه این سرزمین را به خاک و خون کشید؛ این خونها تا همیشه بر پیشانی مدعیان بیعمل مذاکره با غرب سنگینی خواهد کرد.
حاج قاسم سلیمانی در دوران حیات دنیویاش کابوس پنتاگون بود، اما حاج قاسم سلیمانی شهید، به بلایی به مراتب مهیبتر برای تمامیت جبهه باطل و دنبالههای حقیر داخلیاش بدل شده است، تکرار مکرر و جنونآمیز نام حاجقاسم در سخنرانیهای هذیانآلود ترامپ شیطان صفت، سندی آشکار بر دردی است که هنوز در استخوانهای امپریالیسم تیر میکشد؛ اعترافی ناخواسته به اینکه یک سرباز مخلص ولایت چگونه خیمه سلطه آمریکا را در غرب آسیا به آتش کشید.
همپوشانی و کینه مشترک میان ترامپ قمارباز و فرقه غربزده داخلی، پرده از یک پیوند کثیف برمیدارد که هر دو از نام و مکتب سلیمانی در عذابند، زیرا حاج قاسم سلیمانی آینه تمامنمای ایستادگی، عزت و نفی بردگی بود؛ مفاهیمی که در قاموس ذلیلان غربگرا داخلی گناهی نابخشودنی به شمار میرود.
دفاع از ایران و حرم اهلبیت، تکلیفی کربلایی، مطلق و غیرقابل معامله است که اجازه دخالت هیچ انسان سستعنصری را نمیدهد، این خاک مقدس، این جغرافیای غیرت که بندبند خاکش با خون پاکترین شهیدان این امت عجین شده، شایسته هر هزینهای است و ما برای فدا کردن جان در راه اعتلای آن، از هیچ کس اذن نمیگیریم.
با افتخار و با تمام توان تا پای جان از این خیمه الهی دفاع میکنیم، حتی اگر همه بزدلان میدان را خالی کنند، این ایستادگی، نه از روی ترحم یا لطف، بلکه فریضهای الهی و وظیفهای قطعی بر دوش هر آزادهای است.
ایران سرزمینی نیست که زیر پای ستمگران و به اراده چند مزدور قلمبهمزدگیر غربی-صهیونیستی به زانو درآید؛ تا زمانی که پرچم سرخ حاجقاسم سلیمانی در دستان رزمندگان این مکتب به اهتزاز درمیآید، سرنوشت محتوم جبهه سازش و اربابان آمریکایی-صهیونیستیشان چیزی جز سرشکستگی، شکست و نابودی مطلق نخواهد بود./
نویسنده: امید رنجبر عمرانی