هذیان‌گویی‌های روبیو در آتن، پرده نفاق از چهره استکبار برکشید تا ثابت کند تقابل آمریکا با ایران، نه یک چالش سیاسی، که پیکاری وجودی علیه تمدنی است که با ایستادگی تاریخی‌اش، هیمنه پوشالی غارتگران جهانی را درهم شکسته و اینک در آستانه طلوع حقیقت، آخرین سنگرهای سلطه‌گری را به لرزه درآورده است.

سگ‌های درنده استکبار قلاده پاره کرده‌اند و عفونت کینه‌های تاریخی تمدن غرب، این بار از دهان وزیر خارجه تروریسم بین‌الملل آمریکا شیطان صفت در خاک آتن بیرون ریخته است، مارکو روبیو، تفاله سیاسی کاخ سفید، بر خرابه‌های آتن ایستاد تا با پیش کشیدن نبرد ۲۵۰۰ سال پیش و توهین به نیای تمدنی ایران، عقده‌های سرکوب‌شده امپراتوری رو به زوال آمریکا را عریان سازد.

این عربده‌کشی علنی، فراتر از یک گزافه‌گویی سیاسی، رونمایی رسمی از یک نفرت متراکم، تمدنی و تاریخی علیه ریشه‌دارترین تبار موحد جهان است، استکبار جهانی در سراشیبی فروپاشی، نقاب دروغین حمایت از خلق‌ها را کنار زده و با دهانی کف‌کرده، نبرد را نه با یک ساختار سیاسی، بلکه مستقیماً با ژن استقلال، عظمت تمدنی و موجودیت چندهزارساله ملت ایران علنی کرده است.

تاریخ ایران گورستان امپراتوری‌های متکبر است؛ آنان که با آتش نخوت آمدند، با خاکستر ذلت گریختند، روبیو و طراحان اتاق‌جنگ واشنگتن اگر سودای غارتگری اسکندر را در سر دارند، نقش‌برجسته نقش‌رستم و زانو زدن والرین رومی در برابر اراده این خاک را خوب بنگرند.

امروز نیز کاخ سفید چاره‌ای جز فرود آوردن سر تسلیم در برابر تمدن نوین و مقاومت پولادین امت مبعوث ایران ندارد؛ غرب مستکبر و خون آشام بار دیگر در همین میدان نبرد آخر الزمانی به زانو درخواهد آمد.

فرعونیان مسلط بر واشنگتن در حالی نیاکان این دیار را غارتگر می‌نامند که سراپای شجره‌نامه دویست‌ساله آمریکا با تجاوز، نسل‌کشی، جنایت و آدم‌خواری سیاسی رنگین است، تبار روبیو و اربابان وال‌استریت‌نشین او، مشتی راهزن دریایی و دزد سرگردنه هستند که قاره‌ای آباد را بر دریایی از خون صد میلیون انسان بومی سرخ‌پوست بنا کردند و چرخه اقتصاد کثیف خود را با زنجیر کشیدن بر گردن میلیون‌ها سیاه‌پوست آفریقایی به گردش درآوردند.

این قبیله وحشی که شناسنامه‌اش از خاکستر سوزان هیروشیما و ناکازاکی و کشتار میلیونی در ویتنام و عراق فراتر نمی‌رود، کارش به جایی رسیده که ملتی 2500 ساله را غارتگر بخواند؛ غارتگر واقعی کسانی هستند که موزه‌های واشنگتن، نیویورک و لندن را با عتیقه‌ها، میراث ملموس و منشور به یغما رفته کوروش بزرگ از ایران پر کرده‌اند تا فقر بی‌هویتی و بی‌تاریخی خود را در پشت ویترین‌های سرقت لاپوشانی کنند.

این غول بی‌ریشه غربی چشمان کور خود را بر این واقعیت پولادین بسته است که ملت ایران بیش از چهارصد سال متوالی است که پای خود را از دایره دفاع شرافتمندانه بیرون نگذاشته و آغازگر هیچ جنگ، کشورگشایی و خونی در جهان نبوده است، در تمام این چهار سده، این سرزمین کانون مظلومیت و معبد غیرت در برابر خوی غارتگری انگلیس خبیث، اشغالگری روس‌ها و جنون وحشیانه مدرنیته مسلح بوده است.

شرم تاریخی بر چهره آمریکا و دلقک‌های دیپلماتیک آن حک شده است؛ رژیمی که در عمر نحس و کوتاهش بیش از صد کودتا، جنگ‌افروزی و اشغال نظامی را در چهارگوشه زمین هدایت کرده، امروز از موضع قاضی تاریخ سخن می‌گوید، دزدان دریایی کارائیب که با ریختن خون بی‌گناهان قد برافراشته‌اند، باید منشور به سرقت رفته کوروش و ثروت‌های غارت‌شده تخت‌جمشید را روی دستان خود بگذارند و با زانو زدن در برابر ساحت ملت ایران پس دهند، نه آنکه به وراثت تمدن دست‌درازی کنند.

مواضع شریرانه روبیو، پیت هگست و بنیامین نتانیاهوی خون‌آشام یک حقیقت مکتوم را به شکلی برگشت‌ناپذیر ثبت کرد که نبرد جاری در غرب آسیا، یک جنگ صرفاً امنیتی یا مرزی نیست، بلکه یک جنگ وجودی تمام‌عیار است، دشمن برای نخستین بار بدون لکنت اعتراف می‌کند که مسأله، موجودیت تمدن غرب و بقای غده سرطانی صهیونیسم در برابر طلوع مجدد ایران قدرتمند است

 برای اتاق‌های فکر صهیونیسم و سنتکام، این آوردگاه، مصاف بودن یا نبودن است؛ آن‌ها مرگ نظم نامشروع تک‌قطبی را در شلیک اراده ملت ایران به چشم دیده‌اند و می‌دانند که تنفس ایران مستقل و مقتدر، به معنای خفگی قطعی هژمونی استکبار در کل گیتی است.

درست در نقطه مقابل این صف‌آرایی خونین و وجودی دشمن، عده‌ای مفلوک، غرب زده و واداده در داخل ایران، این آوردگاه مرگ و حیات تمدنی را به یک خاله‌بازی سیاسی، بده‌بستان‌های حقیر دیپلماتیک و التماس برای نشستن پشت میز مذاکره تقلیل داده‌اند، جریان اشرافیت طلبکار و مهره‌های رسانه‌ای غربگدا، همان کرکس‌هایی هستند که شکست‌های خفت‌بار شیطان بزرگ از صحرای طبس تا بیابان‌های عین‌الاسد و فروپاشی ابهت نظامی تل‌آویو را همچنان برای توده‌ها، فتح‌الفتوح ببر کاغذی آمریکا رنگ‌آمیزی می‌کنند.

این شیفتگان ذلت، چشم بر شمشیر کشیده شده دشمن بسته‌اند و امنیت، هستی و خون این ملت را وجه‌المصالحه بقای سیاسی چندروزه خود در ساختار قدرت کرده‌اند؛ بلاهتی مزمن و خیانت‌بار که دهان‌کجی و لجن‌پراکنی روبیو باید آب سردی بر پیکر خفته و متوهم آنان باشد.

سخنان صریح وزیر خارجه واشنگتن خط بطلانی قطعی بر تمام پرده‌پوشی‌ها کشید، از این پس، هر کس با هر داعیه‌ای ادعا کند آمریکا خیرخواه مردم ایران است یا برای اعطای آزادی، حقوق بشر، دموکراسی و رفع تهدیدات سلاح هسته ای تقلا می‌کند، یا در اوج بلاهت ساختاری دست‌وپا می‌زند یا مواجب‌بگیر رسمی جوخه‌های ترور دشمن آمریکایی و صهیونیستی است.

خصومت ریشه‌ای و مهارناپذیر واشنگتن هرگز محدود به چهارچوب جمهوری اسلامی ایران نبوده و نیست؛ هرچند از اسلام ناب محمدی، منطق حسینی و ولایت فقیه به عنوان ترمز استعمار وحشت دارند، اما ذات پلید کاخ سفید حتی بدون جمهوری اسلامی نیز با اصل یک ایران مستقل، یکپارچه، اتمی و قدرتمند سر جنگ تاریخی و خونی دارد.

مدل مطلوب پنتاگون و سازمان سیا برای ملت مبعوث و غیور ایران، چیزی جز احیای حقارت دوران پهلوی نیست؛ دورانی سیاه و متعفن که شاه بی‌کفایتش سگ‌دست‌نشانده سفرای واشنگتن و لندن بود و شرف این جغرافیا در پای مستشاران متجاوز آمریکایی ذبح می‌شد، کینه‌توزی استکبار با ایران، برخاسته از سیلی‌های محکمی است که پس از قطع این دست‌نشاندگی دریافت کرده است.

نقطه رنج ما در مصاف با این دشمن هتاک و شیطان صفت نیست؛ گره اصلی در حماقت کور و خیانت جریان نفوذی داخلی است که اندازه و قواره این نبرد عظیم تمدنی را نمی‌فهمد و چنگال‌های گرگ گرسنه پنتاگون را نشانه‌هایی برای آشتی و بازی برد-برد قلمداد می‌کند.

این خاکستردان مدرنیته غربی است که امروز در برابر فروغ تمدن الهی و مقاوم ایران فرو می‌ریزد، این نبرد سرنوشت‌ساز، نبرد نهایی جبهه حق با کل جبهه طاغوت، تفرعن و بردگی است، زوزه‌های مستانه راهزنان کاخ سفید، واپسین تنفس‌های شیطانی است که مرگ حتمی خود را در افق نظاره می‌کند.

ارتش پولادین سپاه اسلام، مقاومت سلحشور منطقه و ملت عاشورایی ایران تحت زعامت ولایت امام سید مجتبی خامنه ای، این هیمنه پوشالی را با ضربات سهمگین درهم خواهند شکست، بت فرتوت استکبار را در پیشگاه تاریخ به زیر خواهند کشید و به حول و قوه الهی، بیرق این ظفرمندی تمدنی و رهایی‌بخش را تا فتح نهایی قله‌ها پیش برده و به دستان مبارک منتقم آل محمد، قطب عالم امکان، حضرت حجة‌بن‌الحسن العسکری (عجل‌الله تعالی فرجه الشریف) خواهند سپرد./

نویسنده: امید رنجبر عمرانی