عصر دیپلماسی التماسی با ضربات مهلک جبهه‌ی مقاومت یمن به پایان رسیده است؛ امروز، امنیت و عزت ملی نه در سایه‌ی توافقات پوشالی، بلکه تنها در گرو بازتعریف دکترین دفاعی به تهاجم پیش‌دستانه و قبضه‌ی مقتدرانه‌ی شاهرگ‌های انرژی جهان است.

جهان نه با جوهر معاهدات کاغذی، بلکه با گدازه‌های سرخ موشک‌های بالستیک بازنویسی شده است، خروج دود غلیظ سیاه از ویرانه‌های تاسیسات نفتی آرامکو عربستان و سقوط سنگر به سنگر مزدوران استکبار در کوهستان‌های تعز توسط انصارالله یمن، صدای خرد شدن استخوان‌های نظمی است که دهه‌ها بر پایه‌ی تروریسم اقتصادی و قلدری ناوگان‌های دریایی غرب بنا شده بود.

این پیروزی خیره‌کننده انصارالله یمن، بطلان تمام دکترین‌های سازشکارانه و مرگ حتمی کسانی است که قدرت را در لبخند شیاطین غربی جست‌وجو می‌کردند، انصارالله یمن، این معجزه‌ی عصر مقاومت، با دستانی خالی اما اراده‌ای پولادین، به تمام تئوریسین‌های خودباخته‌ی جهان ثابت کرد که در منطق وحی، سجیل همیشه بر ابرهه پیروز است.

شبکه فاسد بین‌المللی، این الیگارشی کثیف موسوم به طبقه‌ی اپستین که با خون کودکان یمن تجارت اسلحه راه انداخته بود، اکنون در برابر هیبت موشکی پابرهنگان تاریخ، به زانو درآمده است، این فتح مقدس، تنها یک عملیات نظامی نبود؛ این شلیک خلاص به شقیقه‌ی هژمونی غرب در قلب خاورمیانه و طلیعه‌ی عصر فرمانروایی مجاهدان بی‌باک بر شاهرگ‌های انرژی جهان است.

در پهنه‌ی ایران سرافراز نیز، این نبرد بی‌امان، پرده از چهره‌ی کریه جریانی برداشته است که بقای خود را در ذلت ملت مبعوث ایران و التماس به درگاه اجانب غربی می‌بیند، ما با دو دنیای کاملاً متفاوت روبرو هستیم؛ یک سو مردان میدان که با هر غرش موشک، عزت اسلام را به رخ جهانیان می‌کشند و در سوی دیگر، کوتوله‌های دیپلماتیک که در راهروهای تاریک سفارتخانه‌ها، به دنبال تکه‌ای کیک از سفره‌ی غارتگران بین‌المللی هستند.

این جماعت فسیل‌شده و مسخ‌گردیده در برابر زرق‌وبرق تمدن رو به زوال غرب، هر پیروزی جبهه‌ی مقاومت را خنجری بر پیکره‌ی آمال خائنانه‌ی خود می‌بینند، برای این وادادگان، افتخار نه در ایستادگی، بلکه در دست دادن با جلادانی است که دستانشان به خون حاج‌قاسم‌ها و قائد شهید، امام خامنه ای آغشته است.

 آنان از اقتدار انصارالله یمن می‌ترسند، زیرا پیروزی یمن، یعنی ابطال منطق تفاهم نامه سوخته اسلام آباد و برجام؛ یعنی اثبات این حقیقت که برای گرفتن حق، نباید پشت میز مذاکره با آمریکا شیطان صفت نشست، بلکه باید ماشه را کشید و قلب منافع دشمن آمریکایی و صهیونیستی را در سراسر جهان نشانه رفت.

زمان مدارا با جریان نفوذ و شاخک‌های منطقه‌ای امپریالیسم به پایان رسیده است، هرگونه سخن از تنش‌زدایی با رژیم‌های متجاوز، مرتجع و فربه سعودی و امارات، خیانتی آشکار به آرمان‌های بلند انقلاب اسلامی و توهین به خون پاک شهدای مدافع وطن است، غرب‌گرایان داخلی که با وقاحت، امنیت ملی را به بهای چند سنت نفت بیشتر در بازارهای جهانی به حراج می‌گذارند، باید بدانند که عصر صبر استراتژیک دفن شده است.

اکنون زمان تهاجم حداکثری است، ما در دورانی هستیم که بهای نفت را نه در تالارهای بورس لندن، بلکه در اتاق‌های عملیات پهپادی یمن، لبنان و عراق تعیین می‌کنیم، عبور قیمت نفت از مرز ۲۰۰ دلار، کابوس مرگبار اقتصاد ورشکسته‌ی غرب است و این اهرم قدرتمند، تنها در دستان کسانی است که شجاعت فشردن دکمه‌ی پرتاب را دارند. صلح واقعی نه از دل مذاکرات وین و دوحه، بلکه از دهانه‌ی توپ‌های ما و از میان شعله‌های آتش پالایشگاه‌های دشمن آمریکایی و صهیونیستی جوانه خواهد زد.

امپریالیسم هار به سرکردگی شیطان بزرگ، تنها زبانی را می‌فهمد که در آن کلمات با باروت نوشته شده باشند، تصور اینکه با لبخند و دیپلماسی التماسی می‌توان گرگ‌های گرسنه‌ی پنتاگون را مهار کرد، حماقتی محض و انتحاری استراتژیک است. دشمن آمریکایی و صهیونیستی، تشنه‌ی منابع زیرزمینی و غارت ثروت‌های ملی ماست و هر گامی که به عقب برداریم، او را برای دریدن بیشتر جری‌تر خواهیم کرد.

تنها راه نجات، تبدیل کردن تمام پایگاه‌های آمریکا در منطقه به جهنمی سوزان است، باید لرزه بر اندام سربازان تروریست سنتکام انداخت تا بدانند خاک این منطقه، گورستان ابدی متجاوزان خواهد بود، دکترین نظامی ما باید از حالت تدافعی به تهاجم پیش‌دستانه و ویرانگر تغییر یابد؛ به گونه‌ای که دشمن پیش از آنکه فکر تعرض به سرش بزند، شاهد انهدام زیرساخت‌های حیاتی خود در دورترین نقاط جهان باشد.

تاریخ فردا را مردانی می‌سازند که در ساعت صفر، بدون لرزش دست، فرمان انهدام اهداف استراتژیک دشمن شیطان صفت آمریکایی را صادر می‌کنند، ما در حال عبور از یک پیچ تاریخی سرنوشت‌ساز هستیم که در آن، مرزهای جغرافیایی با خون مجاهدان بازتر می‌شود و سیادت دریایی غرب در دریای سرخ و خلیج فارس برای همیشه به زباله‌دان تاریخ می‌پیوندد.

کسانی که در داخل کشور، آرزوی بازگشت به دوران حقارت‌بار پهلوی و وابستگی به اجانب را در سر می‌پرورانند، بدانند که طوفان انقلاب، تمام رویاهای پوشالی‌شان را با خود خواهد برد، ایران مقتدر امروز، نه تنها یک قدرت منطقه‌ای، بلکه قطب‌نمای جدید جهان پسا آمریکا است، ما با اتکا به نصرت الهی و تحت فرماندهی حکیمانه‌ی رهبری معظم، امام سید مجتبی خامنه ای، به سوی فتح قله‌های نهایی حرکت می‌کنیم و در این مسیر، هیچ مانعی، چه دشمن خارجی و چه نفوذی داخلی، یارای ایستادگی در برابر اراده‌ی قاهر ملت مبعوث ایران و جبهه‌ی متحد مقاومت را نخواهد داشت.

پایان این کارزار، چیزی جز اهتزاز پرچم پیروزی حق بر فراز قدس شریف و نابودی کامل غده‌ی سرطانی صهیونیسم و ایادی منطقه‌ای‌اش نخواهد بود، بگذار دیپلمات‌های ترسو در هتل‌های پنج‌ستاره‌ی اروپا به توجیه شکست‌هایشان بپردازند؛ ما در میدان، با زبانی حرف می‌زنیم که لرزه بر ارکان کاخ سفید می‌اندازد.

عصر جدید، عصر حاکمیت پابرهنگان و پایان سلطه‌ی الیگارشی زالوصفتی است که قرن‌ها خون ملت‌ها را مکیده است، یمن، لبنان، عراق و ایران، حلقه‌های زنجیری هستند که گلوی استکبار جهانی را تا خفگی کامل رها نخواهند کرد، این فریاد انتقام سخت است که از نای تاریخ برآمده و تا استقرار عدالت مطلق و نابودی آخرین بقایای سلطه‌ی غرب، فرو نخواهد نشست، پیروزی قطعی است و صبح صادق، نزدیک‌تر از هر زمان دیگری به چشم می‌آید./

نویسنده: امید رنجبر عمرانی