سرنوشت دو دهه اشغالگری و ویرانی عراق و خروج ذلت‌بار اشغالگران آمریکایی، سندی قاطع بر این حقیقت تاریخی است که امنیت و استقلال ملی هرگز با سازش و کرنش در برابر استکبار جهانی به دست نمی‌آید، بلکه تنها در سایه مقاومت و بازدارندگی مقتدرانه حفظ می‌شود.

صدای زوزه شکست ماشین جنگی شیطان بزرگ، از برج و باروهای سبز بغداد تا پهنه‌های ریگ زار نینوا طنین‌انداز شده است، کفتارهای پنتاگون و تفنگداران مست از خون‌خواری، سرانجام کاسه و کوزه جنایت و اشغالگری خود را در بقچه‌های ذلت پیچیدند و در تاریکی شب، شبیه به فرار مفتضحانه از سایگون و کابل، خاک پاک عراق را ترک کردند.

خیابان‌های بصره، بغداد، نجف و کربلا امروز به میدان شور، خشم مقدس و شادمانی ملتی تبدیل شده که پس از دو دهه تحقیر، خون و خفقان، چکمه‌های نجاست‌بار آخرین اشغالگران آمریکایی را از سرزمین خود جارو کرده‌اند.

این پایان یک حضور نیست، بلکه تیر خلاص به هژمونی رو به احتضار ابرقدرتی پوشالی است که جز رد خون، ویرانی و بوی باروت ارمغانی برای بشریت نداشته است.

اراده پولادین مقاومت اسلامی نشان داد که قدرت‌های مادی جهان در برابر ایمان رزمندگان جبهه حق، خردتر از آن هستند که در محاسبه بگنجند و خروج خفت‌بار آمریکا از عراق، بیرق سرافرازی امت انقلابی را بر تارک تاریخ معاصر به اهتزاز درآورد.

دستگاه تحریف غرب و پادوهای داخلی‌شان سال‌هاست که با توجیهاتی ابلهانه و ذلیلانه، هجوم ارتش‌های استکباری را به سر دادن شعارهای انقلابی پیوند می‌زنند و مقاومت را مقصر تجاوز می‌خوانند.

واقعیت‌های تاریخی عراق، این منطق پوشالی و دست‌ساز رسانه‌های صهیونیستی را با خاک یکسان می‌کند، رژیم بعث نه‌تنها چهار دهه مرگ بر آمریکا نگفت، بلکه سگ دست‌آموز واشنگتن در منطقه بود و با تجهیز کامل تسلیحاتی، دلارهای نفتی و اطلاعات ماهواره‌ای سی‌آی‌ای، هشت سال جنگ تمام‌عیار و ویرانگر را علیه انقلاب اسلامی ایران به راه انداخت.

آمریکا سگ وفادار خود را زمانی که تاریخ مصرفش به پایان رسید، با دروغ‌های رسوا و ساختگی وجود سلاح‌های کشتار جمعی سلاخی کرد تا ثابت کند به نوکران سرسپرده خود نیز رحم نخواهد کرد.

تاریخ معاصر، کارنامه تمدنی توحش‌آفرین به نام ایالات متحده آمریکا است؛ رژیمی تروریستی که در طول حیات نامشروع خود به بیش از صد کشور در چهارگوشه جهان لشکرکشی کرده و ده‌ها ملت مظلوم را به کام خاکستر نشانده است.

آن صد کشور نه شعار مرگ بر آمریکا می‌دادند و نه در منظومه فکری‌شان مبارزه با امپریالیسم معنا داشت، ذات سرمایه‌داری نظامی واشنگتن بر پایه خون‌خواری، سلطه‌گری و غارت سازمان‌یافته شریان‌های حیاتی جهان مستقر است.

این راهبرد تهاجمی برای سیراب کردن اشتهای سیری‌ناپذیر کارتل‌های وال‌استریت تنظیم شده است؛ همان منطق درنده‌ای که برای غارت طلا و مس افغانستان را به ویرانه تبدیل کرد، برای مکیدن قطره‌قطره نفت به عراق هجوم برد، در پی منابع لیبی خاک آن کشور را شخم زد و با توطئه‌های زنجیره‌ای، چنگال طمع خود را به سوی منابع عظیم نفت و گاز ونزوئلا و ثروت‌های سرشار ایران اسلامی دراز کرده است.

حاصل ربع قرن حضور چکمه‌پوشان آمریکایی در عراق، سیاهه‌ای بی‌پایان از جنایت علیه بشریت و توحش بی‌مهار است، ماشین کشتار واشنگتن بیش از یک میلیون انسان بی‌گناه، زن و کودک بی‌پناه عراقی را در حمام خونی بی‌سابقه قتل‌عام کرد و فلوجه و بغداد را به گورستان‌های دسته‌جمعی بدل ساخت.

هتک حرمت نوامیس و تجاوزهای حیوانی نظامیان متجاوز در شکنجه‌گاه‌های ابوغریب، نقاب از چهره کریه لیبرال‌دموکراسی غربی برداشت و حقیقت این تمدن فاسد را در برابر چشم بشریت عریان کرد.

آمریکا برای تکمیل پروژه غارتگری خود، ساختارهای ارتش و حاکمیت عراق را تعمداً متلاشی کرد تا در بستر این هرج‌ومرج مهندسی‌شده، فرزند نامشروع خود یعنی شبکه سفاک داعش را متولد سازد.

هیولای داعش که اتاق‌های فکر پنتاگون و سازمان‌های اطلاعاتی غرب آن را برای ذبح اسلام ناب به جان منطقه انداختند، صدها هزار عراقی دیگر را آواره و سر برید.

خروجی حکومت نظامی یانکی‌ها بر عراق، چیزی جز نابودی زیرساخت‌های بنیادین نبود؛ کشوری خفته بر دریای طلای سیاه، امروز فاقد شبکه برق پایدار، محروم از آب شرب سالم، با خیابان‌های گل‌آلود و آسفالت‌های تکه‌تکه‌شده، سازه‌های ویران و کلنگی، و اقتصادی بدون کارخانه، بدون صنعت و عاری از هرگونه تولید ملی است.

دموکراسی صادراتی آمریکا ارمغانی جز فقر سیستماتیک، مرگ خاموش و آوارگی بی‌پایان برای مردم عراق در بر نداشته است.

کارنامه سراسر ویرانی عراق، درسی صریح، خونین و غیرقابل کتمان برای ملت بیدار و انقلابی ایران است، تفکری که با حماقت محض یا خیانت آشکار، تسلیم در برابر نظام سلطه را راه نجات می‌داند و به لبخند فریبنده دشمن دل می‌بندد، کشور را مستقیماً به لبه پرتگاه فنا و تاراج هدایت می‌کند.

تجربه تاریخی اثبات کرده است که عقب‌نشینی در برابر جلادان واشنگتن، تنها اشتیاق درندگی آنان را برای تکه‌تکه کردن تمامیت یک سرزمین دوچندان می‌سازد، تن دادن به تحمیل‌های مستکبران نتیجه‌ای فراتر از ویرانی عراق خواهد داشت؛ تسلیم به معنای فروپاشی هویت ملی، تکه‌تکه شدن خاک میهن، غارت تمام ثروت‌های زیرزمینی و اسارت ناموس ملت به دست مزدوران استکبار است.

عزت، امنیت و بقای ایران مقتدر تنها در دهانه توپ‌ها، در موشک‌های نقطه‌زن عمق راهبردی و در اراده پولادین جوانان غیور این آب و خاک تجلی یافته است.

نجات عراق نه در راهروهای سازمان ملل و نه پشت میزهای مذاکره با شیاطین غربی، بلکه در خطوط مقدم جهاد با هدایت دلاورمردان مقاومت و شلیک گلوله‌های سرخ حشدالشعبی رقم خورد.

حفظ این کهن‌بوم سربلند، صیانت از خون شهدا و دستیابی به قله‌های پیشرفت، مستلزم استمرار مبارزه کوبنده و بی‌امان با شیطان بزرگ، انهدام تمامیت توطئه‌های نظامی و اقتصادی آن، و نواختن ضربات سنگین و پشیمان‌کننده بر پیکر پوسیده امپریالیسم آمریکاست.

راه پیروزی همواره از مسیر آتش و ایستادگی می‌گذرد؛ سازش مرگی خفت‌بار است و مقاومت، ضامن ابدی اقتدار و حیات ایران است./

نویسنده: امید رنجبر عمرانی