مازندران آرامآرام پیرتر میشود و همین «آرامآرام» بودن، فرصت برنامهریزی است؛ فرصتی برای اینکه پیش از سنگینتر شدن بار سالمندی بر دوش خانوادهها و خدمات عمومی، زیرساختهای لازم فراهم شود. آینده سالمندان مازندران در سالهای دور ساخته نمیشود؛ بلکه از تصمیمهایی شکل میگیرد که امروز برای خانواده، سلامت، شهر و جامعه گرفته میشود.
کمال آنلاین : مازندران دومین استان سالمند کشور است و تغییرات جمعیتی آن در سالهای اخیر با کاهش چشمگیر موالید و نرخ باروری همراه بوده است؛ روندی که زنگ خطری جدی برای آینده جمعیتی، اقتصادی و اجتماعی استان محسوب میشود.
بر اساس آمارهای موجود، نرخ باروری در استان به زیر یک درصد رسیده و پیشبینی میشود در صورت ادامه روند کنونی، تا ۳۰ سال آینده حدود ۴۰ درصد از جمعیت مازندران را افراد بالای ۶۰ سال تشکیل دهند. این پدیده هماکنون نیز در برخی روستاهای استان به واقعیت تبدیل شده و در پارهای مناطق، بیش از ۴۰ درصد ساکنان را سالمندان تشکیل میدهند.
چنین تغییری، صرفاً جابهجایی در آمارهای جمعیتی نیست، بلکه نیازهای تازهای را در حوزههای سلامت، مراقبتهای درمانی، حملونقل، مسکن، خدمات اجتماعی و فضای شهری ایجاد میکند. سالمندی دیگر تصویری مربوط به آینده دور نیست، بلکه بخشی از واقعیت امروز مازندران است و این پرسش جدی را مطرح میکند که خانوادهها، نظام سلامت، مدیریت شهری و نهادهای حمایتی تا چه اندازه برای این تغییر ساختار آمادهاند.
افزایش جمعیت سالمند، موضوعی نیست که یک دستگاه بهتنهایی قادر به برنامهریزی برای آن باشد. سلامت سالمندان با وضعیت اقتصادی، شرایط خانوادگی، کیفیت محیط زندگی، میزان دسترسی به خدمات و امکان حضور فعال آنان در جامعه پیوندی ناگسستنی دارد. به همین دلیل، سیاستگذاری در حوزه سالمندی باید از مرز مراکز درمانی و حمایتی فراتر رفته و خانواده، محله، شهر و روستا را دربر گیرد.
از سوی دیگر، سالمندی تنها با افزایش نیازهای درمانی همراه نیست؛ بلکه تغییر ساختار خانواده و سبک زندگی نیز شرایط این دوره را دگرگون کرده است. خانوادههای کوچکتر، دور شدن فرزندان از محل زندگی والدین و کاهش ارتباطات روزمره، مسئله تنهایی و انزوای اجتماعی سالمندان را پررنگتر کرده است. سالمندی را نباید صرفاً از زاویه نیاز به مراقبت دید؛ سالمند یک عضو فعال جامعه است و اگر ارتباط او با خانواده، محله و محیط اجتماعی قطع شود، حتی برخورداری از خدمات درمانی نیز بهتنهایی نمیتواند کیفیت زندگی او را تضمین کند.
باید توجه داشت که سالمندی سالم، از روز ورود فرد به سن ۶۰ سالگی آغاز نمیشود؛ بلکه سبک زندگی، تغذیه، فعالیت بدنی، وضعیت اقتصادی، سطح آموزش و کیفیت ارتباطات اجتماعی در سالهای پیش از سالمندی نیز در کیفیت این دوره اثرگذار است. در همین راستا، پژوهشهای صورتگرفته نشان میدهد که گروههایی با سطح تحصیلات و وضعیت اقتصادی پایینتر، بیشتر در معرض سبک زندگی نامطلوب قرار دارند که این امر ضرورت توجه ویژه به عدالت اجتماعی و حمایتی را دوچندان میکند.
پرسش اصلی دیگر این نیست که آیا مازندران پیر میشود یا نه؛ آمار موجود پاسخ این پرسش را داده است. پرسش مهمتر این است که آیا خانوادهها، شهرها، روستاها و نظام خدمات عمومی، همپای این تغییر جمعیتی حرکت میکنند؟ و آیا سالمند آینده استان قرار است فقط دریافتکننده خدمات باشد یا همچنان عضوی فعال از خانواده و جامعه باقی بماند؟
مازندران آرامآرام پیرتر میشود و همین «آرامآرام» بودن، فرصت برنامهریزی است؛ فرصتی برای اینکه پیش از سنگینتر شدن بار سالمندی بر دوش خانوادهها و خدمات عمومی، زیرساختهای لازم فراهم شود. آینده سالمندان مازندران در سالهای دور ساخته نمیشود؛ بلکه از تصمیمهایی شکل میگیرد که امروز برای خانواده، سلامت، شهر و جامعه گرفته میشود