سیزدهم فروردین تنها یک روز نیست؛ آغازی برای تغییر است.

13 فروردین، روزی است که زمین، جامه ی بهاری اش را با هزاران نقش سبز و سرخ و زرد می دوزد و آسمان، آبی بی نهایتش را بر قامت کوه ها می پاشد. سیزدهم فروردین، روز طبیعت، تنها یک تاریخ در تقویم نیست؛ جشنی است که زمین برای تولد دوباره اش برپا می کند و از انسان ها می خواهد تا میهمانانی فهیم باشند. این روز، نمادی از پیوند ناگسستنی انسان و طبیعت است؛ روزی که باید زمزمه ی رودها را شنید، نجوای برگ ها را درک کرد و در آغوش سبز جنگل ها، نفس زندگی را عمیق تر کشید.

از دیرباز، سیزدهمین روز بهار در فرهنگ ایرانی، روز آشتی با طبیعت و رها شدن از هر آنچه تاریک و سنگین است، بوده است. نیاکان ما این روز را به دامان طبیعت می رفتند تا با خاک و آب و گیاه، هم سخنی کنند و زندگی را از سرچشمه ی پاک آن بیاموزند. امروز نیز سیزدهم فروردین، همان رسالت را با خود حمل می کند؛ با این تفاوت که اکنون، زمین بیش از هر زمان دیگری نیازمند شنیدن صدای مهربانی انسان ها است. این روز، فرصتی است تا نه تنها سبزه هایمان را به آب بسپاریم، بلکه عهدی نو با زمین ببندیم: عهدی برای پاسداری از جنگل ها، رودها و هوایی که میراث مشترک همه ی زیستمندان این کره ی خاکی است.

درختان، این شاعرهای خاموش طبیعت، ریشه در اسطوره های کهن دارند. هر یک، قصه ی مقاومت در برابر بادهای سهمگین و تاب آوری در زیر آفتاب سوزان را روایت می کنند. سیزدهم فروردین، روزی است که باید به پای این غول های سبز برویم و به زمزمه هایشان گوش بسپاریم. آنها که قرن ها نفس زمین را پاک نگه داشته اند، امروز فریاد می زنند: « آتش را از حریم ما دور کنید! تبرهای بی رحم را زمین بگذارید! » هر درخت سوزانده شده، تنها یک گیاه نیست؛ مرگ تدریجی آینده ای است که کودکان مان باید در آن زندگی کنند.

روشن کردن آتش در روز طبیعت، همچون روشن کردن شمعی در انبار باروت است. یک جرقه ی کوچک، کافیست تا شعله های سرکش، تمامی رویاهای سبز زمین را به خاکستر تبدیل کنند. سیزدهم فروردین، روزی برای جشن زندگی است، نه سوگواری برای خاکسترها. به جای آتش، می توانیم گرمای وجودمان را با هم تقسیم کنیم؛ غذای آماده ببریم، زیر سایه سار درختان داستان بخوانیم و خاطرات مان را روی بوم سبز طبیعت، بدون دود و آتش نقاشی کنیم. اگر نیاکان ما قرن ها پیش، بدون روشن کردن آتش در جنگل، سیزده بدر را جشن می گرفتند، ما نیز می توانیم این سنت مسئولانه را زنده نگه داریم.

رها کردن زباله در روز طبیعت، خیانتی آشکار به آینده است. هر پلاستیک رها شده در جنگل، همچون مار سمی است که به آرامی بر تن زمین می خزد و آن را می میراند. سیزدهم فروردین، روزی است که باید به جای پراکندن زباله، مهربانی بپراکنیم. حتی یک پوست میوه که بر زمین می افتد، می تواند به چاله ای برای رشد بیماری یا تله ی مرگی برای جانوران تبدیل شود. بیایید در این روز، کیسه های زباله را همراه خود ببریم و نه تنها پسماندهای خود، بلکه زباله های رها شده ی دیگران را نیز جمع آوری کنیم. این کوچک ترین هدیه ای است که می توانیم به زمین تقدیم کنیم

این روز، آیینه ای است که رفتار ما با طبیعت را نشان مان می دهد. آیا ما فرزندان شایسته ی زمین هستیم یا مهمانانی سنگدل که ردپای ویرانگر خود را بر چهره ی مادر طبیعت حک می کنیم؟. سیزدهم فروردین فرصتی است تا خود را بیازماییم: آیا می توانیم یک روز بدون تولید زباله، بدون روشن کردن آتش و بدون آسیب رساندن به گیاهان و جانوران در طبیعت حضور یابیم؟. این روز، تمرینی است برای تمام روزهای سال؛ تمرینی برای تبدیل شدن به انسانی که زمین به او افتخار می کند.

سیزدهم فروردین تنها یک روز نیست؛ آغازی برای تغییر است. اگر امروز به جنگل رفتیم و آتشی روشن نکردیم، فردا نیز می توانیم در مصرف آب صرفه جو باشیم. اگر امروز زباله هایمان را جمع کردیم، فردا می توانیم از کیسه های پارچه ای به جای پلاستیک استفاده کنیم. این روز، یادآور مسئولیتی است که هرگز نباید آن را فراموش کنیم: زمین، تنها خانه ی ماست و خانه را باید پاک نگه داشت.

بیایید سیزدهم فروردین را بهانه ای برای کاشت بذر آگاهی در دل هایمان کنیم. به کودکان مان بیاموزیم که پروانه ها را دوست بدارند، به نوجوانان یاد بدهیم که درختان را همچون دوستان قدیمی احترام کنند و به خود یادآوری کنیم که هر قدم ما در طبیعت، اثری است که برای همیشه بر جا می ماند. سیزدهم فروردین، روز طبیعت، روزی برای فریاد زدن این حقیقت است: زمین زنده است و زندگی او به رفتار ما گره خورده است!

زمین، این مادر مهربان، قرن هاست که گهواره ی زندگی را تکان می دهد اما امروز دستانش از سنگینی زباله ها و زخم های آتش سوزی لرزان است. سیزدهم فروردین، روزی است که باید با گوش قلب مان صدای ناله های او را بشنویم. زمانی که رودخانه ای آلوده می شود، گویی اشک های زمین جاری می گردد. زمانی که پرنده ای به دام پلاستیک می افتد، گویی آواز زندگی خفه می شود. این روز، فرصتی است تا دستان مان را به نشانه ی صلح به سوی زمین دراز کنیم و بگوییم: ببخش! ما به راه راست بازخواهیم گشت.

بهار، نه تنها بیداری طبیعت، که بیداری وجدان انسان ها است. سیزدهم فروردین، زنگ خطری است برای آنان که هنوز در خواب بی تفاوتی غلتیده اند. هر گل شکفته، پیامی از سوی زمین است: « مرا دریاب! ». هر نسیم بهاری، تلنگر مهربانی برای یادآوری وظیفه ی انسان در قبال محیط زیست است. اگر امروز این پیام ها را نشنویم، فردا شاید دیگر بهاری نباشد که در آن جشن بگیریم.

در گذشته های دور، سیزده بدر تنها یک روز نبود؛ نمادی از هماهنگی انسان با چرخه های طبیعت بود. مردم با پراکندن دانه های گیاهان در دامان زمین به آن زندگی می بخشیدند. امروز نیز میتوانیم این آیین را به شیوه ای نو زنده کنیم: به جای ریختن زباله، بذر گیاهان بومی بپاشیم، به جای روشن کردن آتش، نهال درختی بکاریم و به جای تخریب، سازندگی را پیشه کنیم. اینگونه، سیزدهم فروردین به واقعیت زیبای « روز طبیعت » تبدیل خواهد شد.

شاید بپندارید که تلاش یک نفر تغییری ایجاد نمی کند، اما بدانید که هر قدم کوچک، موجی است که اقیانوس تغییر را می آفریند. وقتی زباله هایتان را جمع می کنید، الگویی برای دیگران می شوید. وقتی از روشن کردن آتش خودداری می کنید، جرقه ی آگاهی را در دل های اطرافیانت روشن می کنید. سیزدهم فروردین، روزی است که می توانید قهرمان گمنامی باشید که زمین به او نیاز دارد. قهرمانی که نه با شمشیر که با یک کیسه ی زباله و قلبی سرشار از عشق به طبیعت، از جنگل هایش محافظت می کند.

سیزدهم فروردین، روزی است که باید آواز وحدت با زمین را آنچنان بلند سر داد که کوه ها و دشت ها نیز با ما هم صدا شوند. روزی است برای آنکه به رودها قول پاکی، به درختان قول امنیت و به آیندگان قول زندگی بدهیم. بیایید این روز را با تمام وجود، با تمام مهر و با عهدی که هرگز شکسته نخواهد شد چنان گرامی بداریم که گویی آخرین بهار زمین است.

زمین، همچون ماری باستانی، هر بهار پوست می اندازد و زندگی را از نو آغاز می کند. اما این پوست اندازی تنها زمانی ممکن است که ما به عنوان بخشی از این چرخه، به حریم آن احترام بگذاریم. سیزدهم فروردین، یادآور این حقیقت است که ما وارثان زمین نیستیم؛ بلکه فرزندان آن هستیم و باید همچون فرزندانی وفادار از مادر زمین پاسداری کنیم. هر برگ، هر قطره آب و هر ذره خاک، گواه عظمتی است که باید با فروتنی از آن مراقبت کنیم.

بیایید سیزدهم فروردین را نه تنها به عنوان یک رسم، که به عنوان نقطه ی آغازی برای انقلابی سبز در زندگی خود بدانیم. انقلابی که در آن، زباله ها به کود زندگی، آتش ها به نور آگاهی و قطع درختان به درختکاری جمعی تبدیل می شوند. این روز، نمادی از امید است؛ امید به اینکه زمین با تمام زخم هایش، بتواند دوباره شکوفا شود... اگر ما بخواهیم.

نویسنده: امید رنجبر عمرانی