تنها راه درهم‌شکستن محاصره‌ی ظالمانه‌ی دشمن آمریکایی و صهیونیستی و پایان دوران تحقیر اقتصادی ایران، نه مراوده با شیوخ خائن اماراتی، که کوبیدن قاطع شریان‌های حیاتی و زیرساخت‌های این رژیم دست‌نشانده‌ی صهیونیستی در خلیج فارس است.

خلیج فارس را با خون مطهر پاک‌باخته‌ترین فرزندان این خاک نگاه داشته‌ایم، نه برای آن‌که قبیله‌ای بادیه‌نشین و بی‌تبار در سایه‌ی این اقتدار خونین، دکان خیانت برپا کند و به پاسگاه رسمی موساد و سنتکام در چند مایلی ناموس سرزمینی ما بدل شود.

سال‌هاست که در قبال این جرثومه‌ی خباثت، سیاست غلط مدارا پیشه شد؛ سیاستی که ثمره‌اش جز فربه شدن گرگ‌های ابوظبی و جسورتر شدن شیوخ بی‌ریشه‌ای نبوده که حیات خفیف و خائنانه‌شان بند به نفس استکبار است، دیگر مجالی برای مصلحت‌اندیشی‌ها و خفقان‌گرفتن‌های دیپلماتیک وجود ندارد.

حقیقت عریان این است که شریان محاصره‌ی تنفسی، دریایی و هوایی جمهوری اسلامی ایران در پنتاگون یا تل‌آویو بسته نشده، بلکه دست خبیث امارات است که با چراغ سبز اربابان خبیث غربی، ریسمان خفگی را به دور گلوی اقتصاد این ملت انقلابی حلقه کرده است.

اگر قرار است زنجیر این محاصره‌ی چندلایه و ظالمانه پاره شود، پتک مقاومت و آتش بازدارندگی باید بی‌درنگ و بی‌رحمانه بر برج‌های متفرعن و پوشالی دبی و ابوظبی فرود آید؛ چرا که مرهم آلام ملت مظلوم ایران و درمان بخش اعظم این زخم‌های تحمیلی، دقیقاً در کوبیدن بی‌امان همین کانون فتنه نهفته است.

دهه ها نقشه‌ی حاکمان فاسد امارات برای مسلوب‌الید کردن نظام اسلامی ایران، نه یک رقابت اقتصادی، بلکه تهاجمی سازمان‌یافته، نامتقارن و خائنانه با هدایت مستقیم سرویس‌های جاسوسی غربی بوده است.

واشنگتن شمشیر تحریم‌های مالی و بانکی را از نیام برکشید و هم‌زمان به امارات معافیت‌های استثنایی اعطا کرد؛ معافیتی مسموم با این نیت شوم که ساختار بازرگانی و ارزی جمهوری اسلامی تماماً به باراندازهای دبی قلاب شود و بیش از هشتاد و پنج درصد از تصمیم‌گیری‌های حیاتی تجارت خارجی کشور در قبضه‌ی شیخ‌نشین‌ها فربه اماراتی قرار گیرد.

کارگزاران فاسد و غرب گدا اماراتی بلافاصله گام دوم این نقشه‌ی از پیش‌طراحی‌شده را با تأسیس مراکز نمایشی مقابله با پولشویی و تأمین مالی تروریسم عملیاتی کردند تا از این معبر، محرمانه‌ترین نقشه‌های گردش مالی، گلوگاه‌های راهبردی و هویت تراستی‌ها و صرافی‌های دورزننده‌ی تحریم ایران را شناسایی و تخلیه کنند.

خیانت آنان زمانی به اوج رسید که با تأسیس مرکزی مشترک، افسران خزانه‌داری آمریکا را به خاک خود فراخواندند و پس از دو سال تسلط اطلاعاتی بر رگ‌های تبادل ارزی ایران، تبر تحریم‌های نقطه‌زن را دقیقاً بر ریشه‌ی شبکه‌های مالی و بانکی ما فرود آوردند.

فاجعه‌بارتر از ذات این خیانت، پندار باطل کسانی بود که گمان می‌بردند با تعامل و مدارا می‌توان رفتار گرگ‌صفتان شبه‌جزیره مقوایی امارات را مهار کرد؛ توهمی که اماراتی‌ها را وقیح‌تر کرد تا جایی که در بحبوحه‌ی نبردهای منطقه‌ای، چند باج بی‌ارزش تکنیکی را به عنوان امتیاز استراتژیک به رخ ما بکشند.

آزاد کردن چند لنج و بار تحریم‌شده که در اسارت بنادر جبل‌علی مانده بود و تجار ایرانی قبلاً تمام هزینه‌های انبارداری‌اش را پرداخته بودند، هرگز امتیاز نیست، بلکه صدقه‌ای فریبکارانه برای انحراف اراده‌ی مقاومت از وارد کردن سیلی نهایی به عقبه‌ی استکبار جهانی است.

نامیدن حجم مراودات این ماکت مقوایی و بزک شده استعمار به عنوان تجارت، دروغی آشکار است؛ کارکرد امارات در منطقه چیزی جز بازصادرات حقیرانه‌ی کالاهای چینی و خارجی نیست که بابت هر چرخش آن، خون اقتصاد ایران در حلقوم شیخ‌های عیاش ریخته می‌شود.

امارات، بازوی خائن و پیاده نظام دشمن آمریکایی و صهیونیستی با شگردی شبیه به ترفندهای بعثی‌ها در دوران جنگ 8 ساله دفاع مقدس، با دادن امتیازات پیش‌پاافتاده‌ی تکنیکال درصدد به چنگ آوردن دستاوردهای حیاتی و ژئوپلیتیک برآمد و با کمال تأسف، اراده‌ی لازم برای ویران کردن بنادر و سازه‌های لجستیکی وابسته به آمریکا شرور و شیطان صفت در آن‌سوی آب های نیلگون خلیج همیشه فارس به تعویق افتاد.

هم‌اکنون عمق وقاحت این قبیله‌ی صهیونیست‌زده در بطن تنگه‌ی هرمز به نمایش درآمده است، تمام هزینه‌های سنگین امنیتی، خون پاک ملوانان، مخاطرات حقوقی و مصائب سیاسی بستن و مهار این آبراهه استراتژیک را جمهوری اسلامی ایران پرداخت می‌کند، در حالی که سود سرشار و ثروت‌های بادآورده‌ی آن به جیب گشاده‌ی شیوخ ابوظبی سرازیر می‌شود.

شناورها و شاتل‌های نفتی اماراتی با چپاولگری بی‌شرمانه، نفت عراق را با تخفیف‌های تحقیرآمیز سی و هفت دلاری به یغما می‌برند و از سایه‌ی امنیتی که با جان‌فشانی پاسداران انقلاب اسلامی در هرمز برقرار شده، میلیاردها دلار درآمد نامشروع به خزانه‌های خود تزریق می‌کنند.

این رژیم انگلی نه‌تنها از امنیت تضمین‌شده توسط ایران ارتزاق می‌کند، بلکه هزینه‌ی همین امنیت را مستقیماً تبدیل به فشنگ و موشک بر سینه‌ی فرزندان امت اسلام می‌سازد.

پرده‌ها فرو افتاده و هیچ نقاب ترویری باقی نمانده است؛ محمد بن زاید و دستگاه فاسد حاکم بر امارات رسماً از هویت عربی و اسلامی خود برائت جسته و به نوچه‌ی دست‌آموز و شعبه‌ی دوم رژیم جلاد صهیونیستی در خلیج فارس بدل شده‌اند.

میزبانی و در آغوش کشیدن خوک خون‌آشام تاریخ معاصر، بنیامین نتانیاهوی کودک‌کش، آخرین میخ بر تابوت ادعاهای دروغین همسایگی و اخوت با این رژیم شیشه‌ای بود.

امارات امروز خاک پاک منطقه را به لانه‌ی رسمی جاسوسان موساد، رادارهای ائتلاف عبری-غربی و تروریست‌های بین‌المللی تبدیل کرده است؛ بنابراین هر گلوله‌ای که شلیک می‌شود و هر توطئه‌ای که در جغرافیای مقاومت شکل می‌گیرد، مبدأ مالی و لجستیکی‌اش در همین ساختار نامشروع نهفته است و نادیده گرفتن این لانه‌ی فساد، عین انتحار استراتژیک است.

تاریخ چهل و چند ساله‌ی انقلاب اسلامی ایران و معادلاتی که اخیراً بر سر بحرین، قطر، کویت و حامیان شرور منطقه‌ای آمد، گواهی می‌دهد که راهبرد دفع فتنه، تنها و تنها سرکوب بی‌امان در مبدأ است.

آن زمان که دست خیانت بحرین و کویت با آتش خشم نیروهای مسلح کوتاه شد، تمام توطئه‌های زمینی و تحرکات خطرناک مرزی علیه جزایر همیشه ایرانی در نطفه خفه شد؛ چرا که زبانی جز آتش و حدید برای این قبیله‌های بادآورده مفهوم نیست، مدارا با کانون خیانت، به معنای پیش‌کشیدن طناب دار برای اقتصاد و حاکمیت ملی ایران است و پایان دادن به حیات آسوده‌ی این شیوخ مزدور، تنها معبری است که اقتدار مطلق ایران در آب‌های سرزمینی و خلیج نیلگون همیشه فارس را بار دیگر تثبیت خواهد کرد.

ما امروز از فرماندهان پولادین، سرداران دلاور و برادران مجاهد و انقلابی مان در صفوف ارتش و سپاه پاسداران می خواهیم که دست از کوبیدن بی‌امان اماراتی‌ها برندارید!

سازه‌های پوشالی، بنادر حیاتی، منافع نفتی و لانه‌های جاسوسی این رژیم نوکیسه و بی تبار باید در تیررس آتش مستقیم، مداوم و بازدارنده‌ی موشک‌ها و پهپادهای نقطه‌زن ایران مقتدر قرار گیرد، این توهم که ضربه به امارات به قطع گلوگاه‌های تنفسی ما می‌انجامد، دروغ بافته‌شده‌ی همان جریان خائن نفوذی غرب گدا است که اقتصاد کشور را به گروگان شیوخ فربه و مرتجع اماراتی‌ درآورده است.

تنها راه پایان دادن به تحقیرها، بازپس‌گیری حقوق پایمال‌شده‌ی ملت و شکستن حصر هوایی و دریایی، تبدیل برج‌های شیشه‌ای ابوظبی به خاکستر است تا دشمن بفهمد دوران باج‌خواهی تکنیکی با طناب بازصادرات برای همیشه به خط پایان رسیده و خون بهای امنیت خلیج فارس، متلاشی شدن تمام پایگاه‌های صهیونیسم در این آبراهه است./

نویسنده: امید رنجبر عمرانی