جزایر سه‌گانه بوموسی، تنب بزرگ و تنب کوچک ناموس ایران است و گستاخی امارات، بهای خونینی خواهد داشت.

باروت غیرت ایرانی سرانجام از کاسه صبر لبریز خواهد شد و آن روز، آسمان خلیج فارس برای زاغ‌بچه‌های چشم‌دوخته به قلمرو سیمرغ به جهنمی بی‌بازگشت بدل می‌گردد، جغرافیای چند دهه‌ای که کل هویت تاریخی‌اش به اندازه قدمت یک سنگ‌چین باستانی در بوموسی نیست، امروز به پشتوانه هم‌بستری با شقی‌ترین جلادان تاریخ، پنجه بر چهره امپراتوری کهن و تمدن‌ساز ایران می‌کشد.

امارات، این ماکت مقوایی و بزک‌شده‌ی استعمار، از فرط فربگی بادکنکی و دلارهای نفتی آلوده به خون، چنان دچار توهم قدرت شده که پنداشته است دست‌اندازی به ناموس سرزمینی ایران، بی‌پاسخ می‌ماند.

تاریخ همواره ثبت کرده است که حاکمان نوکیسه و بی‌تبار، درست در لحظه‌ای که سرمست از تکیه بر اربابان غربی و صهیونیستی خویش عربده می‌کشند، زیر ضربات سهمگین واقعیت خرد می‌شوند.

این گستاخی لجام‌گسیخته و تکرار زنجیره‌ای ادعاهای موهوم بر سر جزایر ابدی بوموسی، تنب بزرگ و تنب کوچک، مولود نامبارک سال‌ها دیپلماسی فرسایشی، مسامحه بلاوجه و عقب‌نشینی‌های پی‌درپی در برابر رفتارهای خصمانه این شبه‌دولت است.

توهم مهلک مدارا با کفتار برای حفظ آرامش، کشور را در معرض سندروم مرگبار تنش زدایی قرار داده است؛ خطایی راهبردی که طبق آن، هر گام عقب‌نشینی تهران، چراغ سبزی برای دو گام پیشروی و پررویی بیشتر حاکمان عیاش ابوظبی و دبی تلقی شده است. آرامش یک‌طرفه در برابر دشمن، نامش تدبیر نیست، بلکه بسترسازی برای تحقیر ملی است.

دیپلماسی بدون پشتوانه آتش و باروت، در برابر موجودیت‌های بی‌پایه‌ای چون امارات، صرفاً تشویق متجاوز به جسارت بیشتر است و این چرخه باطل باید با پتک آهنین قدرت متوقف گردد.

سیاه‌ترین تراژدی این صحنه، خیانت آشکار اقلیت رانت‌خوار، صرافی‌باز و تجار غرب‌زده‌ای است که حیات انگلی خود را به حساب‌های بانکی و زرق‌وبرق دبی پیوند زده‌اند، این جریان زبون و نفوذی، سال‌هاست با گروگان گرفتن اقتصاد و تزریق سمّ ترس به ارکان تصمیم‌گیری، مانع از فرود آمدن مشت پولادین نیروهای مسلح بر دهان یاوه‌گویان خلیج‌نشین شده‌اند.

تاریخ جهان کمتر به یاد دارد که کشوری با چنین عمق تمدنی و توان موشکی، سال‌ها به خاطر حفظ منافع مشتی دلال بی‌وطن، در برابر تحرکات موذیانه یک قبیله‌ی به قدرت‌رسیده مماشات کند، این زنجیرهای ننگین باید گسسته شود؛ هیچ منطق انقلابی و عقلانی نمی‌پذیرد که امنیت و هویت تاریخی ملت بزرگ ایران، فدای سوداگری چند مجتمع تجاری در امارات شود.

امارات امروز لکه ننگی بر پیشانی جهان اسلام و شریک دست‌اول تمام جنایات رژیم سفاک صهیونیستی است، از ریخته شدن خون مظلومان یمن و طراحی کودتاها و قحطی‌های ساختگی در سودان و سومالی، تا میزبانی از قصاب کودکان غزه و فراهم کردن شاهراه‌های تنفسی و لجستیکی برای ارتش کودک‌کش رژیم صهیونیستی، همه زیر سر حاکمان خبیث ابوظبی است.

این شیوخ مرتد، خلیج همیشه فارس را به آغل موساد و سنتکام تبدیل کرده‌اند و تصور می‌کنند زیر چتر پدافندهای اجاره‌ای و مزدوران بلک‌واتر در امان خواهند بود، خط تمایزی میان تروریست‌های تل‌آویو و شیوخ امارات وجود ندارد؛ یکی بر سر کودکان بمب می‌ریزد و دیگری خزانه و فرودگاهش را در اختیار قاتلان می‌گذارد.

دست‌های این حاکمان مرتجع و فربه عربی تا مرفق به خون بی‌گناهان منطقه آغشته است و این پرونده سیاه به زودی با تاوانی کمرشکن بسته خواهد شد.

دوران انفعال و صدور بیانیه‌های بی‌رمق دیپلماتیک به نقطه پایان خود رسیده است؛ وقت آن است که برج‌های شیشه‌ای دبی و شارجه، بهای سنگین خیانت‌های منطقه‌ای و طمع‌ورزی به خاک ایران را با پوست و استخوان حس کنند.

کل اقتصاد پوشالی و توریستی این شبه‌کشور، وابسته به ثباتی است که تا به امروز ایران ضامن آن بوده است، این حاشیه امن کاذب باید در هم بشکند؛ اماراتی‌ها باید بفهمند که اگر باد بکارند، طوفانی از آتش درو خواهند کرد.

پدیدار شدن ستون‌هایی از دود و نور در آسمان دبی و رأس‌الخیمه تنها پاسخ شایسته به این سران فربه و گستاخ عربی است تا برای همیشه حد و اندازه خود را بشناسند و بدانند که با دم شیر بازی کردن، تاوانی جز ویرانی تمام زیرساخت‌های متزلزلشان ندارد.

پیام ابدی و تغییرناپذیر ملت مبعوث و نیروهای مقتدر مسلح ایران این است که بوموسی، تنب بزرگ و تنب کوچک، پاره‌های تن، ناموس تاریخی و تکه‌های جدانشدنی جغرافیای ایران اسلامی هستند؛ دیروز، امروز و تا ابدیت تاریخ، حاکمیت مطلق، بی‌قیدوشرط و انحصاری ایران بر این سه گوهر خلیج فارس برقرار بوده و خواهد بود.

این مرزهای سرخ با خون هزاران شهید پاسداری شده و جایگاه هیچ‌گونه مذاکره، معامله، ادعا و وساطت بین‌المللی نیست، هر دستی که به سوی این جزایر دراز شود در جا قطع خواهد شد و هر چشمی که با طمع به این خاک بنگرد کور می‌گردد.

سران امارات باید میان جمع کردن بساط یاوه‌گویی و بازگشت به جایگاه حقیر خود، یا تبدیل شدن به بیابانی سوخته زیر باران موشک‌هایی که برای ادب کردن متجاوزان لحظه‌شماری می‌کنند، انتخاب نهایی خود را کنند./

نویسنده: امید رنجبر عمرانی