احیای تفاهم‌نامه اسلام‌آباد، نبش قبر ذلت و سلاخی اقتدار دریایی ایران در مسلخ دیپلماسی التماسی است.

غرش سهمگین موشک‌های بالستیک ایران در پهنه‌ی نیلگون خلیج همیشه فارس، سال‌هاست که زبان تهدید استکبار جهانی را در کامشان خشک کرده و اقتدار دریایی ما را به کابوس ابدی ناوگان تروریستی آمریکا شیطان صفت بدل ساخته است، در چنین اتمسفری از عزت و اقتدار، وزوز مسموم جریانی واداده و مرعوب که ریشه‌ی حیات سیاسی‌اش در لجن‌زار تمنا از غرب می‌روید، به گوش می‌رسد.

جماعتی که قصد دارند لاشه‌ی مردار و متعفن تفاهم‌نامه سوخته اسلام‌آباد را از زباله‌دان تاریخ بیرون کشیده و آن را به عنوان طوق بندگی بر گردن ملت قهرمان ایران بیندازند. این حرکت، نه یک مانور دیپلماتیک، بلکه یک انتحار راهبردی و دهن‌کجی آشکار به اراده‌ی پولادین نظام در صیانت از مرزهای آبی است.

هرگونه تلاش برای بازگشت به این تفاهم نامه سوخته، صریح‌ترین شکل خیانت به میراث دفاعی کشور و چراغ سبز نشان دادن به گرگ‌های پنتاگون برای بازگشت به منطقه‌ای است که با هزینه‌های گزاف مادی و معنوی، از لوث وجودشان پاک شده است.

این جریان نفوذی باید بداند که جغرافیای قدرت در خلیج نیلگون همیشه فارس را دیگر نه جوهر خودنویس‌های لرزان در هتل‌های لوکس اروپایی، بلکه لوله‌ی توپ‌ها و اژدرهای نقطه‌زن پاسداران دریا تعیین می‌کند، هر دستی که بخواهد سند حاکمیت مطلق ایران بر تنگه هرمز را با تکیه بر این تفاهم‌نامه‌ی بی‌آبرو مخدوش کند، پیش از هر اقدامی، با قهر انقلابی ملت ایران روبرو خواهد شد.

بند ۵ تفاهم‌نامه اسلام‌آباد، صریح‌ترین سند حقانیت و حاکمیت انحصاری جمهوری اسلامی ایران بر ترتیبات دریانوردی در تنگه استراتژیک هرمز بود که دشمن را در تنگنای کامل عملیاتی قرار می‌داد، اما تاریخ روابط ما با دنیای استکبار ثابت کرده است که آن‌ها تنها به آن بخش از معاهدات پایبندند که راه را برای غارتگری‌شان هموار کند.

آمریکا با وقاحتی بی‌مرز و با اعمال فشار بر نوکران و سران فربه و مرتجع منطقه‌ای خود، مسیر غیرقانونی و جنوبی تنگه هرمز را جایگزین شریان اصلی و تحت حاکمیت ایران کرد تا عملاً بند ۵ را به یک جوک حقوقی بدل سازد، این اقدام، ترور رسمی یک تفاهم نامه بین‌المللی بود که توسط ارتش تروریست آمریکا کلید خورد.

اشغال غیرقانونی آبراه‌های جایگزین و استفاده از تهدیدات رادیویی برای فراری دادن کشتی‌های تجاری از مسیر قانونی ایران در تنگه هرمز، نشان داد که واشنگتن برای امضای خود پشیزی ارزش قائل نیست.

اکنون بازگشت به میز مذاکره درباره‌ی تفاهم‌نامه‌ای که قلب آن توسط آمریکایی‌ها سلاخی شده، معنایی جز پذیرش ذلت و اعطای مدال پیروزی به متجاوز ندارد، کسانی که سودای احیای این تفاهم نامه سوخته را دارند، در واقع می‌خواهند رسمیت حضور نامشروع آمریکا در خلیج فارس را به امضای مقامات داخلی برسانند و این یعنی سپردن گوشت امنیت ملی به دهان گربه‌ی وحشی استکبار است.

اعتبار حاکمیت ایران بر هرمز، نه از بندهای سست تفاهم‌نامه اسلام‌آباد، بلکه از خون پاک شهدایی نشأت می‌گیرد که پیکر مطهرشان در پی شلیک مستقیم ناوهای آمریکایی، در اعماق خلیج فارس آرام گرفت.

آن روز که دلاورمردان ما برای صیانت از قانون، تیر هشدار شلیک کردند و با پاسخ جنایتکارانه‌ی ارتش متجاوز مواجه شدند، مشخص شد که زبان منطق با گرگ‌های وال‌استریت تنها باروت و آتش است، پاسخ ویرانگر ایران در هدف قرار دادن کشتی های وابسته به محور شرارت، نقطه‌ی عطفی بود که بازدارندگی واقعی را در منطقه تثبیت کرد و به دشمن فهماند که کوچک‌ترین تعدی، هزینه‌ای سنگین و مرگبار به دنبال خواهد داشت.

احیای تفاهم‌نامه‌ی مذکور، در واقع تطهیر دست‌های آلوده به خون قائد شهیدمان امام خامنه ای و سربازان این مرزوبوم و نادیده گرفتن حماسه‌ی بی‌نظیری است که در پاسخ به جنایت آمریکا رقم خورد.

ملت مبعوث ایران هرگز اجازه نخواهد داد خون رزمندگان و شهدای نیروی دریایی مقتدر ما در راهروهای تاریک دیپلماسی التماسی پایمال شود.

 ما با منطق قدرت سخت به این جایگاه از اقتدار رسیده‌ایم و هرگونه بازگشت به منطق التماس برای اجرای سندی که دشمن بارها آن را نقض کرده، خیانتی نابخشودنی به آرمان‌های بلند انقلاب اسلامی و توهین آشکار به غیرت رزمندگان جان‌برکف نیروی دریایی است.

خیزش دوباره‌ی جریان غرب‌زده برای احیای این تفاهم‌نامه، پرده‌برداری از سناریوی شوم برجامیزاسیون امنیت دریایی است.

همان تفکری که با خوش‌خیالی مفرط، صنعت هسته‌ای کشور را به ثمن بخس فروخت و در نهایت با خروج تحقیرآمیز کدخدای پوشالی‌شان روبرو شد، اکنون مأموریت یافته تا آخرین سنگرهای اقتدار سرزمینی ما را در تنگه هرمز تخریب کند، آن‌ها می‌خواهند حاکمیت میدانی ما را که محصول خون و ایمان است، با وعده‌های پوشالی و توافقات کاغذی معاوضه کنند تا راه برای نفوذ بی‌دردسر ناوهای اتمی دشمن آمریکایی و صهیونیستی هموار شود.

تنگه هرمز، گلوگاه حیات استراتژیک نظام است و سپردن کلید این گلوگاه به توافقاتی که آمریکا پیش‌تر با گلوله آن‌ها را ابطال کرده، حماقتی است که بوی توطئه می‌دهد.

دشمن از اقتدار نظامی ایران واهمه دارد و به همین دلیل، پیاده‌نظام سیاسی خود را مأمور کرده تا از طریق میزهای مذاکره، آنچه را که در میدان جنگ جرأت به دست آوردنش را نداشت، به چنگ آورد.

هوشیاری انقلابی ایجاب می‌کند که این نطفه‌ی شوم سازش در همان ابتدای راه خفه شود و اجازه داده نشود که تجربه‌ی تلخ برجام، این‌بار در عرصه‌ی امنیت ملی و تمامیت ارضی تکرار گردد.

ثبات و امنیت پایدار در منطقه، تنها و تنها از مجرای قدرت بومی و اراده‌ی آهنین جمهوری اسلامی ایران می‌گذرد، خلیج فارس، حیاط‌خلوت هیچ قدرت بیگانه‌ای نیست و نخواهد بود.

تفاهم‌نامه اسلام‌آباد برای ما سندی مرده و فاقد وجاهت است که تاریخ مصرفش با اولین شلیک ناوهای آمریکایی به سمت نیروهای ما به پایان رسیده است. امروزه، حاکمیت ایران بر این آبراه حیاتی، حقی است که با خون تثبیت شده و با هیچ مذاکره‌ای قابل معامله نخواهد بود.

باید به طور صریح و قاطع اعلام کرد که هرگونه دست‌اندازی به حوزه‌ی نفوذ و حاکمیت ایران در تنگه هرمز تحت هر عنوان و قراردادی، به مثابه اعلان جنگ تلقی می‌شود، ما به جای تکیه بر خودنویس‌های دیپلماتیک، به قدرت ویرانگر شهپادها، موشک‌های کروز و ایمان راسخ دلاورمردانی تکیه داریم که لرزه بر اندام ابرقدرت‌های پوشالی انداخته‌اند.

خلیج نیلگون همیشه فارس، یا جای امنی برای همه خواهد بود و یا به گورستانی بزرگ برای تمامی متجاوزان و کسانی بدل خواهد شد که خیال خام محدود کردن قدرت ایران را در سر می‌پرورانند، این است منطق نهایی ملتی مبعوث که شهادت را هنر مردان خدا می‌داند و ذلت را هرگز نمی‌پذیرد./

نویسنده: امید رنجبر عمرانی