شکستن محاصره، تنها در گرو اقدام نظامی ویرانگر و دستیابی به بازدارندگی هستهای است.
کسانی که گمان میبرند جنگ با غرش نخستین موشک آغاز میشود، الفبای حاکمیت را نفهمیدهاند؛ جنگ درست در همان ثانیهای شعلهور شد که کریدورهای هوایی را بر فراز ایران بستند و لنگرگاههای این سرزمین کهن را در محاصره خاموش قرار دادند.
این رفتار، یک اصطکاک گذرا در روابط بینالملل نیست؛ این شلیک گلولهای زهرآگین به گلوی تکتک انسانهایی است که زیر این پرچم نفس میکشند. بستن آسمان و ناامنسازی دریاها، اجرای بیسر و صدای فاز صفر یک نسلکشی تمدنی است.
دشمن آمریکایی و صهیونیستی دریافته که در مصاف رودررو با پولاد اراده این ملت خاکستر خواهد شد؛ از همین رو، نقاب بر چهره زده و با ابزار تروریسم زیستی، قحطی سازمانیافته دارو و کمبود شیرخشک کودکان را نشانه رفته است.
عادیسازی این وضعیت، بزرگترین خیانت به خون قائد شهیدان و شرف ملی است، اگر امروز در برابر این خفگی تدریجی مشت آهنین بر دهان استکبار فرود نیاید، فردا دیوارهای محاصره بر دور مرزهای زمینی بالا خواهد رفت و قحطی مهندسیشده، خانهبهخانه این سرزمین را در بر خواهد گرفت.
در سیاهه جنایات واشنگتن و تلآویو، هیچ مرزی میان موافق نظام، مخالف سیاسی، پیر، جوان یا زن و مرد وجود ندارد؛ آنان کینهای چندهزارساله از نام «ایران» در سینه دارند و هدف نهاییشان محو کامل جغرافیای این سرزمین است.
زبانی که در برابر این خنجر ازپشتفرورفته سخن از صبر، انفعال و سازگاری بگوید، همدست متجاوز است. مرگ سرخ در میان میدان رزم، شرفی ابدی در برابر پوسیدن در سیاهچاله محاصره دشمن آمریکایی و صهیونیستی است؛ و این ملت هرگز مرگ تحمیلی را به نظاره نخواهد نشست.
در کوران نبردی که دشمن شیطان صفت تیغ بر گلوی بقای ما نهاده، هر نجوایی که از میز مذاکره و زبان گفتوگو دم بزند، خیانتی آشکار و پژواک زبونی است.
چگونه عدهای هنوز به دنبال یافتن رحم و مروت در گرگهای والاستریت و پنتاگون میگردند؟ در صورتی که موضع علنی ترامپ خوک صفت و عربده کش این است که جنگ با تسلیم بیقیدوشرط ایران پایان مییابد و خط بطلانی سرخ بر تمام خوابهای آشفته غربگرایان داخلی کشید.
دشمن مفاهمه نمیخواهد؛ دشمن تسلیم محض، برچیدن خیمه اقتدار موشکی، خلع سلاح مطلق و تبدیل این امپراتوری عزت به کشوری تکهتکهشده و فقیر را طلب میکند. مذاکره در وضعیت محاصره، اسم رمز التماس؛ و التماس در مرام کفر، یعنی فرمان شلیک سنگینتر است.
دستگاه دیپلماسی اگر در هشدار صادقانه خود از نزدیکی به جنگ آخرالزمانی سخن میگوید، باید بداند که در آستانه رستاخیز، دیپلماتها به خط مقدم میپیوندند، نه آنکه با کتوشلوارهای اتوکشیده چشم به میانجیهای رشوهخوار منطقهای بدوزند.
گدایی تنشزدایی از جلاد، تنها جانیان را به بریدن عمیقتر رگهای وطن جسورتر میکند، اگر کاخ سفید خیال برپایی جهنم برای این آب و خاک را در سر میپروراند، نباید اجازه داد حتی یک شراره از این آتش درون خاک ما زبانه بکشد.
این آتش قهر باید مستقیم بر سر کانونهای توطئه، پایگاههای تروریستی آمریکا و پایتختهای خیانتکار حامی آنها در غرب آسیا آوار شود، مفاهمه با تروریسم بینالملل، تنها بر لبه شمشیر و با زبان موشکهای بالستیک معنا پیدا میکند.
امنیت در این منطقه یا برای همه تضمین است، یا هیچ جرثومهای حق چشیدن طعم آن را نخواهد داشت، این قانون تغییرناپذیر میدان است.
غیرقابلقبول است که مردم غیور ایران در صف تهیه اقلام حیاتی قرار گیرند، اما شیوخ فاسد و دستنشانده در امارات، عربستان و قطر، در سایه چتر امنیتی پایگاههای سنتکام، روزانه میلیونها بشکه نفت را از آبراههای ما صادر کنند و عوایدش را به خزانه ارتشهای متجاوز بریزند.
معادله باید در همان ساعت نخست به خونینترین شکل بازنویسی می گردید و هر سرزمینی که آسمانش را بر بال هواپیماهای ما مسدود ساخته یا بنادرش را به لنگرگاه ناوهای تحریم بدل کرده است، باید آماده تبدیل شدن فرودگاهها، برجهای مراقبت و تأسیسات ترانزیتیاش به تلی از خاکستر و آهن مذاب باشد.
پایگاههای العدید، الظفره، علیالسالم و بحرین، دژهای تسخیرناپذیر نیستند؛ آنها بشکههای باروت آمادهانفجار زیر برد آتشبار پهپادها و موشکهای هایپرسونیک ما هستند.
شاهلولههای صادرات انرژی در منطقه باید قطع شوند؛ تأسیسات رأستنوره، پالایشگاههای الفجیره و پایانههای گازی رأسلفان باید با غرش خشم رزمندگان اسلام از مدار حیات خارج گردند تا بهای نفت از مرز چهارصد دلار بگذرد و شوک مرگبار آن، ستون فقرات اقتصاد سرمایهداری غرب را متلاشی کند.
بگذارید بازارهای نیویورک و لندن در سرمای نبود انرژی به زانو درآیند تا بفهمند بازی با حق حیات ملت ایران، هزینه فروپاشی تمدنهای پوشالیشان را به همراه دارد.
تمام زرادخانههای متعارف، شمشیرهایی برندهاند، اما زمانی اراده دشمن آمریکایی و صهیونیستی را برای همیشه زمینگیر میکنند که سرانگشتان این ملت به ماشه نهایی بازدارندگی برسد. چهار دهه تمکین به معاهدات تبعیضآمیزی همچون NPT که حاصلی جز شهادت دانشمندان هستهای، خرابکاری در تأسیسات ملی و تهدید به نابودی سرزمینی نداشته، دیگر بس است.
چگونه رژیم نامشروع و سفاک صهیونیستی و اربابان غربیاش حق برخورداری از صدها کلاهک مرگبار هستهای را دارند و آشکارا ملتها را به مرگ جمعی تهدید میکنند، اما ما باید در چارچوب قیود خودساخته دستهایمان را ببندیم؟ زمان دریدن این زنجیرهای استعماری فرا رسیده است.
خروج فوری، انقلابی و بدون بازگشت از معاهدات استکباری و آغاز بیدرنگ غنیسازی تسلیحاتی برای تجهیز موشکهای بالستیک قارهپیما به کلاهک هستهای، یگانه دستورکار حیات ملی در این ساعات سرنوشتساز است.
انجام یک آزمایش علنی، ویرانگر و غرورآفرین در عمق کویرهای ایران، چنان زمین را زیر پای سران کفر به لرزه درخواهد آورد که توهم حمله نظامی برای همیشه در گورستان توطئههایشان مدفون گردد.
صدای غرش انفجار اتمی ایران، فریاد پایان دوران قلدری مستکبران خواهد بود. آن روز که تشعشعات اراده هستهای ما در چشم ماهوارههای جاسوسی دشمن بدرخشد، هیچ ژنرال قمارباز یا رئیسجمهور دیوانهای در کاخ سفید حتی در وهم خود نیز جرئت بر زبان راندن واژههای محاصره، تحریم یا تسلیم را نخواهد داشت.
تاریخ این خاک نشان داده که این سرزمین، مدفن اسکندرها، چنگیزها و صدامها بوده و هست. این لحظه، لحظه غربال تاریخی است؛ روزی که صف مردان میدان از ترسوهای عافیتطلب جدا میشود.
کسانی که هنوز در حسرت چراغ سبز سفارتخانههای غربی لرزه بر اندامشان میافتد، بروند و در سیاهچاله ترس خویش مدفون شوند، اما مقدرات این نبرد تمدنی را به پنجههای پولادین نسل نوین انقلاب بسپارند؛ نسلی که مرگ در راه شرف این خاک را والاترین پیروزی میداند.
پیام این ملت، نه در نامههای محرمانه، بلکه بر بدنه سرجنگی موشکهای سجیل با خطی از آتش نگاشته شده است که ایران زانو نخواهد زد، دست بسته نخواهد ماند و در برابر استراتژی خفگی، طوفانی از آتش به پا خواهد کرد.
ما محاصره را با موشکهایمان خواهیم درید. بنادر متخاصم را به باراندازهای سوخته بدل خواهیم کرد، آسمان دشمن را به تسخیر پهپادهای مان درخواهیم آورد و با اراده هستهای خویش، سرنوشت جهان را رقم خواهیم زد.
بگذار شیاطین آمریکایی بدانند که اگر دست متجاوزی بخواهد لقمه نان و داروی کودک این سرزمین را گروگان بگیرد، پیش از بسته شدن دستش، آن دست از بازو قطع و پیکرش در آتشی که خود برافروخته خاکستر خواهد شد. اکنون، عصر مدارا به پایان رسیده است؛ این عصر ارادههای پولادین، غرش بیامان موشکهای انقلابی است که نظم استکبار را بر سرشان آوار خواهد کرد./
نویسنده: امید رنجبر عمرانی