نویسنده: امید رنجبر عمرانی
تاریخ ملل، سرشار از امضاهایی است که به جای جوهر، با خون بیگناهان نگاشته شد؛ سرشار از لبخندهایی که به بهای فروپاشی تمدنها تمام شد و پر از خطاهایی که نامشان را دیپلماسی گذاشتند اما تاریخ آن را سند استیصال خواند.
آقای پزشکیان! تریبون زرد شبکه فاکسنیوز در منهتن، آوردگاه حراج شرافت و حیثیت نظامی نبود که چهل و چند سال زیر باران آتش، ترور و تحریم، با خون پاکترین فرزندانش قد کشید تا به احدی باج ندهد.
آنجا که نشستید و در برابر لنزهای حریص دشمن قسمخورده، با خیالی آسوده و قاطع از واگذاری و خلع دستاوردهای هستهای سخن گفتید، در واقع شمشیر بازدارندگی این ملت را در غلاف تسلیم فرو بردید.
آقای رئیسجمهور، تاریخ معاصر به ما آموخته است که گرگها با لبخند رام نمیشوند، بلکه با بوی ضعف، درندهتر زوزه میکشند؛ پس بشنوید این فریاد صریح و کوبنده را پیش از آنکه غبار غفلت، بقای ۹۰ میلیون انسان را به باد دهد!
آقای رئیسجمهور! این درصدها و اعدادی که با این سهولت از تحویل آن به غرب سخن میگویید، صرفاً ایزوتوپهای فیزیکی نیستند؛ اینها نماد عینی قطرهقطره خون پاک دانشمندان این مرزوبوم هستند که در برابر چشمان بهتزدهی خانوادههایشان در خون غلتیدند، از شهید شهریاری و علی محمدی تا فخریزاده و احمدیروشن، جان دادند تا خاکستر تحقیر بر سر این کشور ننشیند.
شما با تکیه بر کدام مجوز شرعی، قانونی یا اخلاقی، ذخایر اورانیوم ۶۰ درصد را که امروز تنها خاکریز ملموس در برابر هجوم بیگانگان است، به عنوان پیشپرداخت مذاکره روی میز میگذارید؟ اورانیوم غنیشده برای ایران، حکم همان آب حیات و خاک مقدسی را دارد که ذرهای از آن قابل چشمپوشی نیست.
حافظهی تاریخیتان را ورق بزنید؛ قذافی در لیبی دقیقاً با همین ادبیات تنشزدایی و اعتماد به غرب فریب خورد. او تمام تأسیسات و مواد غنیشدهاش را با کشتی روانه ایالات متحده کرد تا در ازای آن تضمین امنیت و بهبود معیشت بخرد. پایان کار چه شد؟ همان گرگهایی که برای تحویل تأسیساتش کف میزدند، کشورش را شخم زدند، ساختارهای آن را به خاکستر نشاندند و سرانجام خودش را در بیغولهها با خفت به مسلخ بردند.
آقای پزشکیان! تنها دلیلی که تاکنون واشینگتن و پایگاه نظامیشان، تلآویو، جرأت نکردهاند نقشه شوم یوگسلاویزه کردن یا شخم زدن این سرزمین کهن را عملی کنند، همین ترس مقدس از ظرفیتهای فنی و مواد راهبردی ماست.
وقتی دست خود را از این اهرم تهی کنید، در واقع دعوتنامهی رسمی بمباران و تجاوز را با پست پیشتاز برای پنتاگون فرستادهاید. دستاندازی یا بذلوبخشش در این دارایی حیاتی، خلع سلاح ارادی در میانه میدان جنگ است و ملت ایران این خطای راهبردی را هرگز نخواهد بخشید.
در بخش دیگری از مواضع حیرتانگیزتان فرمودید: «ما قصد کشتن ترامپ را نداریم!» این پیام چه معنایی برای اندیشکدههای نظامی دشمن جز پذیرش ذلت و ارسال پالس مصونیت برای تروریستها دارد؟ ترامپ نه یک رقیب سیاسی در چارچوب رقابتهای متعارف، بلکه فرمانده جنایتکاری است که رسماً دستور ترور نماد مقاومت منطقه، سپهبد شهید حاج قاسم سلیمانی و یارانش را صادر کرد. ترامپ قاتل مستقیم فرماندهان ما و معمار راهبرد فشار حداکثری برای گرسنگی دادن به کودکان و بیماران این کشور است.
در کدام مکتب عقلانی و در کجای تاریخ زیست بشر، قاتلی را که هنوز تیغش آلوده به خون عزیزان یک خانه است، از پاسخ و قصاص معاف میکنند؟ در عرف بینالملل و در قانون فطرت، اگر خبیثی به خانه شما حمله کند، پهلوان خانه را بکشد و اعضای آن بگویند ما با او کاری نداریم، نتیجهاش صلح نیست؛ نتیجهاش گستاختر شدن آن درنده برای قتل سایر ساکنان است! مجازات ترامپ و انتقام خون فرماندهان، یک خواسته انتقامجویانه صرف نیست؛ بلکه یک زیرساخت حیاتی برای تولید امنیت است.
اگر هزینه ریختن خون ایرانی را تا سقف هلاکت آمران اصلی بالا نبریم، فردا در قلب تهران فرماندهان، دانشمندان و فرزندان این ملت در امنیت نخواهند بود. اعلام برائت از خونخواهی و پاک کردن نام جلاد از فهرست مجازات، شکستن اقتدار بازدارندگی است.
ترامپ باید بداند که سایه انتقام این ملت تا پایان عمر بر سرش سنگینی خواهد کرد؛ این تنها منطقی است که محاسبات پنتاگون را دچار بازدارندگی واقعی میکند.
آقای پزشکیان! شما در سخنرانی سازمان ملل مدعی لزوم قوی شدن شدید، اما همزمان در گفتوگو با رسانههای غربی فریاد زدید که ما سلاح بازدارنده نهایی نمیخواهیم!، این تناقض آشکار چگونه با معادلات امنیتی خاورمیانه جمع میشود؟
در جغرافیایی که یک رژیم جعلی و نامشروع، صدها کلاهک هستهای بر روی دکمههای آتش خود دارد و مکرراً سخن از نابودی کامل زیرساختهای ما به میان میآورد، اعلام برائت پیشدستانه از هرگونه توان بازدارندگی همتراز، چیزی جز فریبخوردگی امنیتی نیست.
دنیای امروز، دنیای قطعنامهها، حقوق بشر و کلمات پرطمطراق دیپلماتیک نیست؛ دنیای امروز دنیای کلاهکهای بالستیک، کینتیک ویرانگر و توازن وحشت است. اوکراین سلاحهایش را با تفاهمنامه بوداپست واگذار کرد و امنیتش به کاغذی پاره بدل شد.
امروز امنیت خریداری نمیشود؛ امنیت گدایی نمیشود؛ امنیت صرفاً از درون لولههای پرتاب و از شکافتن هستهها برای ساختن ابزار مطلق بازدارندگی زاده میشود.
وقتی علناً اعلام میکنید به دنبال بازدارندگی قاطع نیستید، چه تضمینی دارید که در بحرانی حاد، این ملت آماج شرارتهای جنونآمیز دشمن آمریکایی و صهیونیستی قرار نگیرد؟ زبان گرگهای جهانی، زبان توازن قواست.
بازدارندگی هستهای یعنی کشیدن دیواری نفوذناپذیر به دور مرزهای ایران تا هیچ ژنرال سرمست صهیونیست یا آمریکایی حتی در کابوسهایش نیز به بمباران تأسیسات و شهرهای ما فکر نکند. پاک کردن این مؤلفه از محاسبات کشور، چشم بستن بر بدیهیات موازنهی بینالملل است.
ایران امروز، میراث هزاران شهید، جانباز و ملتی صبور است که استقلال خود را زیر آوار سنگینترین فشارهای تاریخ معاصر با چنگ و دندان پاس داشتهاند. اورانیوم ما، خاک پاک این وطن، توان موشکی و غیرت جوانان این کهنبوم، ناموس ملی است؛ و بر سر ناموس، معامله و تسامح معنا ندارد!
آقای رئیسجمهور! یا در قامت نمایندهی یک ملت سربلند و مقاوم، پرچم اقتدار، عزت و تقاص خون شهدا را در دست بگیرید و محاسبات دشمن را با سخنان پولادین درهم بکوبید، یا منتظر بمانید تا تاریخ، امضای هرگونه انفعال و وادادگی را با برچسب تلخ تکرار خطاهای گذشته در کارنامهتان ثبت کند.
ملت غیور و انقلابی ایران هرگز تن به بازیهای باخته در زمین دشمن نخواهد داد. این خاک، بیشه شیران است؛ و شیران در برابر کفتارها، دندانهای قدرت را تیز میکنند، نه آنکه پنجههای اقتدار خود را برای رضایت دشمن بتراشند! یا صدای استوار ایران مقتدر باشید، یا در برابر محکمهی وجدان ملت و تاریخ، پاسخگوی خلع سلاح امنیتی کشور بمانید!/
نویسنده: امید رنجبر عمرانی