نویسنده: امید رنجبر عمرانی
در روزگاری که قدرتهای بزرگ اوراسیا با غیبت کوبنده و معنادار خود، مشروعیت ساختارهای پوسیده و سلطهگر را به آتش کشیدهاند، حضور رسمی جمهوری اسلامی ایران در مجمع عمومی سازمان ملل نه یک انتخاب دیپلماتیک، بلکه عقبنشینی آشکار، ذلتبار و خیانتآمیز از جبهه مقاومت است.
آخرین بار که رهبر چین و رئیسجمهور روسیه در مجمع عمومی سازمان ملل ظاهر شدند، بیش از یک دهه پیش، در سال ۲۰۱۵ می باشد، از آن زمان تاکنون، نه شی جینپینگ و نه ولادیمیر پوتین حتی یکبار قدم به این سالن آلوده نگذاشتهاند. این غیبت طولانی، تصادفی و از سر بیتوجهی نیست؛ بلکه اعلام رسمی و قاطع بیاعتمادی به نهادی است که سالهاست به ابزار بیرحم سلطه استکبار جهانی تبدیل شده است.
جهان امروز دیگر در مدار نظم جابرانه، تکقطبی و لیبرال آمریکایی نمیچرخد، آن نظمی که با شعارهای فریبنده حقوق بشر و دموکراسی، اراده یک قدرت متکبر و خونآشام را بر گرده ملتها تحمیل میکرد، اکنون در حال فروپاشی کامل و محتوم است.
حرکت بهسوی نظام چندقطبی اوراسیایی، نه یک شعار توخالی، بلکه واقعیتی برگشتناپذیر و شکستناپذیر است که هر روز شتاب بیشتری میگیرد، قدرتهایی که این حقیقت را درک کردهاند، با فاصلهگیری قاطع و شجاعانه از نهادهای تحت نفوذ غرب، راه استقلال، عزت و مقاومت را برگزیدهاند.
در چنین شرایط حساس و سرنوشتساز تاریخی، تصمیم جمهوری اسلامی ایران برای حضور عالیترین مقام اجرایی کشور در این مجمع، نه تنها غافلگیرکننده، بلکه تأسفبار، نگرانکننده و در حکم یک عقبنشینی استراتژیک است، این حضور، در عمل، به معنای بازی ذلتبار در زمین قواعد آمریکایی و به رسمیت شناختن رسمی نظمی است که سالهاست جمهوری اسلامی آن را ناعادلانه، سلطهگرانه، ضد انسانی و دشمن ملتها خوانده است.
وقتی قدرتهای اصلی منتقد این نظم پوسیده و رو به زوال، با غیبت خود دیوار بلندی از عزت میان خود و این ساختار کشیدهاند، حضور رسمی ایران پیام روشنی و تلخی مخابره میکند: پیام پذیرش چارچوبهایی که دیگر هیچ مشروعیتی ندارند و پیام تساهل ذلتبار در برابر همان قدرتی که هنوز دستش به خون پاک ملت ایران آلوده است.
و این تصمیم در چه زمانی گرفته شده است؟ تنها شش ماه پس از آنکه عالیترین مقام کشور، قائد شهید امام خامنهای، توسط آمریکاخبیث و سگ هارش در منطقه یعنی رژیم کودک کش صهیونیستی ترور شد. تروری که نه یک عملیات پنهان، بلکه جنایتی آشکار، اعلامشده، گستاخانه و وحشیانه علیه حاکمیت یک ملت مستقل و مقاوم بود.
چگونه میتوان پس از چنین جنایت عظیمی و تاریخی، دوباره در همان مجمعی حاضر شد که حتی توان صدور یک قطعنامه مؤثر و شرافتمندانه علیه این تجاوز وحشیانه را نداشته است؟ این حضور، بیش از هر چیز، پیام ذلت، تساهل و سازش در برابر تجاوز را فریاد میزند، پیامی که به دشمن میگوید: هرچه بیشتر فشار بیاورید و جنایت کنید، ما بیشتر به سمت شما متمایل میشویم و قواعد بازی شما را با سر خمیده میپذیریم.
ملت ایران هنوز بوی خون پاک شهدای ناو دنا را فراموش نکرده است، هنوز نام شهدای مظلوم و مقاوم لامرد و سیریک بر پیشانی تاریخ این سرزمین حک شده است، هنوز صدای گریه مادران ۱۶۸ کودک بیگناه و مظلوم مدرسه شجره طیبه میناب در گوش وجدانهای بیدار و انقلابی طنینانداز است و بالاتر از همه، هنوز خون پاک و مطهر قائد شهید امت امام خامنهای بر زمین ریخته و خشک نشده است.
این خونها، این جانها، این مظلومیتهای بزرگ و تاریخی، مسئولیت سنگینی بر دوش مسئولان میگذارد، حضور در مجمعی که سالهاست تماشاچی جنایت آمریکا و رژیم صهیونیستی در غزه، لبنان و ایران و ... بوده و نه دادرس آن، خیانت آشکار و نابخشودنی به این خونهای مقدس است.
آقا پزشکیان، تاریخ در حال ورق خوردن است، جهان از نظم کهنه، پوسیده و سلطهگر عبور میکند و کسانی که هنوز به ساختارهای فرسوده دل بستهاند، در گرداب تاریخ غرق خواهند شد. ای کاش بهجای نشستن بر صندلی که مشروعیتش از بین رفته و به ابزار ذلت تبدیل شده، راه قدرتهای مستقل، مقاوم و انقلابی را میپیمودید.
ای کاش بهخاطر شهدای ناو دنا، شهدای لامرد و سیریک، کودکان مظلوم میناب و در رأس همه آنها قائد شهیدمان امام خامنهای، در این اجلاس شرکت نمیکردید، حضور شما نه عزت و نه استقلال می آورد؛ بلکه نشانی از تردید، سازش و ذلتپذیری در مسیری است که این ملت با خون پاک و مطهر خود هموار کرده است، تاریخ، غایبان قدرتمند، مقاوم و شجاع را به یاد میسپارد، نه حاضرانی را که در زمین دشمن بازی میکنند و به قواعد استکبار جهانی تن میدهند./
نویسنده: امید رنجبر عمرانی