. امروز اگر قرار است مازندران از درآمد سرشار این حوزه بهرهمند شود، دستگاههای متولی بهویژه معاونت گردشگری و میراث فرهنگی، دانشگاه علوم پزشکی و فعالان اقتصادی باید نگاه سنتی را کنار بگذارند.
صنعت گردشگری در عصر حاضر به یکی از پیشرانهای اصلی اقتصاد جهانی تبدیل شده است؛ صنعتی پویا که پیشبینیها آن را سودآورترین حوزه مبادلات اقتصادی جهان معرفی میکنند. در میان شاخههای متنوع آن، «گردشگری سلامت» (Health Tourism) به عنوان تلفیقی هوشمندانه از درمان، آرامش و گذران فراغت، جایگاهی استراتژیک یافته است. اگر در سدههای گذشته بیماران متمول کشورهای در حال توسعه برای درمان راهی کشورهای توسعهیافته میشدند، دهههاست که این معادله دگرگون شده و کشورهای در حال توسعه با اتکا به دانش برتر پزشکی، تعرفههای درمانی رقابتی و امکانات رفاهی توانستهاند سهم قابلتوجهی از گردش مالی سالانه ۵۵ میلیارد دلاری این حوزه (با رشد سالانه ۲۰ درصدی) را از آن خود کنند. در ایران نیز سالانه ارزآوری حدود ۴۰۰ تا ۵۰۰ میلیون دلاری برای این بخش ثبت میشود؛ رقمی که بهروشنی از پتانسیل بالای این بازار حکایت دارد.
اما در این میان، سهم خطه سرسبز مازندران کجاست؟ استانی که به داشتن مواهب طبیعی کمنظیر، چشمههای آبگرم معدنی (بهویژه در مناطقی چون لاریجان)، اقلیم چهارفصل و پزشکان و کادر درمانی تراز اول میبالد، متأسفانه تاکنون نتوانسته آنگونه که شایسته است از این سفره عظیم اقتصادی سهمبری کند. در استانی که حضور هر بیمار خارجی میتواند بهطور میانگین بیش از ۷ هزار دلار برای اقتصاد منطقه ارزآوری ایجاد کند و ۱۰ بیمارستان آن موفق به اخذ مجوز دپارتمان بیماران بینالملل (IPD) شدهاند، گردشگری سلامت کماکان در حصار «ظرفیتهای بالقوه» محبوس مانده و به فعلیت تام نرسیده است. نبود یک زنجیره پیوسته تبلیغاتی و بازاریابی برونمرزی، کمتوجهی به برندسازی بینالمللی و غفلت از بازارهای بکر حاشیه دریای خزر و حوزه اوراسیا از مهمترین علل این عقبماندگی محسوب میشوند.
با این وجود، بارقههای امید در بخش خصوصی و ساختارهای پیشرفته درمانی استان نمایان است. نمونه بارز این عزم، بیمارستان تخصصی و فوقتخصصی شمال در آمل است؛ مرکزی مجهز، استاندارد و برخوردار از تجهیزات پزشکی مدرن و پزشکان مجرب که موقعیت راهبردی آن در کریدور پایتخت و دسترسی سریع به محور مواصلاتی هراز، آن را به قطبی بینظیر برای ارائه خدمات درمانی تراز اول بدل کرده است. مدیریت این مجموعه با تجهیز زیرساختها، گامهای اجرایی و علمی بلندی را برای پیوستن جدی به شبکه گردشگری سلامت برداشته و آمادگی کامل خود را برای جذب بیماران از کشورهای همسایه، حوزه خلیج فارس و اتحادیه اقتصادی اوراسیا نشان داده است.
گردشگری سلامت تنها مربوط به تخت و اتاق عمل نیست، بلکه زنجیرهای است شامل صدور ویزای درمان، حملونقل روان، اقامت مطلوب، پشتیبانی چندزبانه و بهرهمندی از جاذبههای تندرستی طبیعی. امروز اگر قرار است مازندران از درآمد سرشار این حوزه بهرهمند شود، دستگاههای متولی بهویژه معاونت گردشگری و میراث فرهنگی، دانشگاه علوم پزشکی و فعالان اقتصادی باید نگاه سنتی را کنار بگذارند. حمایت مستقیم و تسهیلگری مدیریتی برای مراکزی همچون بیمارستان شمال آمل نه یک انتخاب، بلکه ضرورتی آشکار برای تبدیل مازندران به قطب بیرقیب گردشگری سلامت در شمال کشور است؛ مجالی طلایی که فردا برای بهرهگیری از آن دیر خواهد بود.