نویسنده: امید رنجبر عمرانی

در شطرنج پرفرازونشیب قدرت جهانی، دلار تنها یک واحد پول نیست؛ عصای جادویی سلطه، زنجیر نامرئی اسارت و خنجری است که بر گلوی اقتصادهای وابسته توسط آمریکا و هم پیمانانش گذاشته شده است. هر ملتی که این زنجیر را پاره کند، کلید گنجینه استقلال را در دست گرفته است؛ و هر ملتی که در برابر این گردنه سرنوشت‌ساز، دودل بایستد، بهای آن را با قرن‌ها اسارت اقتصادی می‌پردازد.

رهبر شهید انقلاب، این حقیقت را چون مشعلی فروزان در شب تار وابستگی برافراشت و اسقاط تدریجی دلار از طراز نقش‌آفرینی را نه یک توصیه حاشیه‌ای، که یک فرمان راهبردی بر دکترین اقتصاد مقاومتی ایران نشاند و راهکار عملی ایشان نیز قیمت‌گذاری محصولات شرکت‌های بزرگ دولتی با سازوکاری غیردلاری به طور صریح بود اما این فرمان تاریخی، پس از گذشت زمان، همچنان در گرداب بی‌عملی گرفتار و به بایگانی فراموش‌شده شعارها سپرده شده است.

آنچه این تعلل را دردناک‌تر می‌کند، مقایسه آن با مسیر سایر بازیگران جهانی است، دولت‌هایی که حتی درگیر جنگ مستقیم با صاحبان دلار نیستند، سال‌هاست زیرساخت‌های موازی را بنیان نهاده‌اند و دلار را گام‌به‌گام از جایگاه مسلطش به زیر کشیده‌اند. سامانه CIPS چین، نمونه بارز این اراده پولادین است؛ سازوکاری که با هدف صریح بی‌اثر کردن سلطه دلاری قد علم کرد، حجم تراکنش‌هایش را چهل برابر فزونی بخشید و میزبان بیش از دویست عضو مستقیم از سراسر جهان است.

در کنار آن، سازوکارهای تهاتر دوجانبه، تسویه با ارزهای ملی در تجارت نفت و کالا و گسترش بانک‌های توسعه منطقه‌ای، همگی نشان می‌دهند که معماری مالی جهان در حال بازآرایی است و مسیر خروج از سلطه دلار، نه یک آرمان دور، که یک واقعیت در حال وقوع است. دیگران خواب نماندند؛ اما ما، همچنان در خواب غفلت فرو رفته‌ایم.

تناقض راهبردی و تکان‌دهنده آنجاست که جمهوری اسلامی ایران، با بیشترین حجم تعاملات مالی با چین و در میانه جنگ اقتصادی تمام‌عیار با مالکان دلار، هنوز به این سامانه نپیوسته و اراده جدی برای بهره‌گیری از آن نشان نداده است. از سوی دیگر، در حالی که رهبر شهید، قیمت‌گذاری غیردلاری شرکت‌های بزرگ دولتی را به‌عنوان راهکار مشخص تعیین کرده بود، دلار همچنان مبنای ارزش‌گذاری باقی مانده و ساختارهای وابسته به آن، دست‌نخورده مانده‌اند.

این ناهم‌راستایی میان تشخیص راهبردی و عمل اجرایی، هزینه‌ای سنگین بر پیکره اقتصاد ملی تحمیل کرده و فرصت‌های تاریخی را یکی پس از دیگری از میان برده است، آیا وقت آن نرسیده که این تناقض دردناک، پایان یابد؟

اکنون باید پرسید ذینفعان تداوم سلطه دلار بر اقتصاد ایران چه کسانی هستند؟ چه گروه‌هایی از جهش مداوم قیمت ارز و بی‌ثباتی بازار ارتزاق می‌کنند؟ کدام حلقه‌ها از تداوم وابستگی به تراستی‌های اماراتی و واسطه‌های وابسته سود می‌برند و هرگونه گسست واقعی از سازوکار دلاری را مسدود می‌سازند؟

این پرسش‌ها، اتهام‌های احساسی نیستند؛ پرسش‌هایی ساختاری هستند که هر سیاست‌گذار صادقی باید به آن‌ها پاسخ دهد. تا زمانی که این منافع شناسایی و مهار نشوند، هر سیاست ضدلاری در سطح اعلامیه باقی خواهد ماند و به سرنوشت شعارهای فراموش‌شده دچار خواهد شد.

با این حال، فروکاستن همه تأخیرها به توطئه یا منافع پنهان، ناعادلانه است، موانع فنی، حقوقی و بین‌المللی از جمله تحریم‌های ثانویه آمریکا، نبود زیرساخت بانکی یکپارچه داخلی، ضعف در سیستم‌های پیام‌رسان مالی جایگزین سوئیفت و نبود ارزهای ملی قابل تبدیل در سطح بین‌المللی نیز سهم خود را دارند.

عضویت در CIPS تنها گام نخست است؛ بهره‌گیری مؤثر از آن، نیازمند اصلاحات ساختاری در نظام بانکی، شفافیت مالی و انطباق با استانداردهای ضدپولشویی است. بدون این پیش‌نیازها، صرف عضویت، نتیجه عملی به بار نخواهد آورد و تنها یک برگه عضویت به آرشیو افزوده خواهد شد.

تا زمانی که مطالبه اسقاط تدریجی دلار و راهکار قیمت‌گذاری غیردلاری شرکت‌های بزرگ دولتی روی زمین بماند، شعار اقتصاد مقاومتی، فریب افکار عمومی خواهد بود. رهایی از سلطه مالی دشمن آمریکایی و صهیونیستی، نه با بیانیه، که با اقدام قاطع و عبور از منافع واسطه‌ها با گام‌های عملی مشخص از جمله تعیین نهاد متولی با اختیارات اجرایی روشن، تعریف جدول زمانی برای حذف تدریجی دلار از قیمت‌گذاری محصولات دولتی، ایجاد سازوکار تهاتر با شرکای تجاری اصلی و شفاف‌سازی نظام ارزی برای مقابله با رانت‌های موجودممکن است.

هر یک از این گام‌ها، بدون اراده سیاسی و بدون پاسخگویی نهادی، در حد یک توصیه کاغذی باقی خواهد ماند، اما با اراده‌ای پولادین و عزمی انقلابی، می‌توان این زنجیر را پاره کرد.

تاریخ، دو دسته را هرگز از یاد نخواهد برد، آنان که در لحظه حساس و سرنوشت‌ساز، شجاعت گسست را برگزیدند و آنان که در سایه منافع پنهان، تعلل را به اقدام ترجیح دادند. ملت‌هایی که فرصت تاریخی را غنیمت شمردند، با افتخار در حافظه تاریخ ثبت شدند و آنانی که در دام وابستگی ماندند، بهای آن را با سال‌ها عقب‌ماندگی پرداختند.

اکنون زمان آن است که تشخیص رهبر شهید، از سطح کلام به عرصه اقدام کوبنده ارتقا یابد. دلار، نه سرنوشت و نه تقدیر اقتصاد ما است؛ زنجیری است که تنها با اراده جمعی و اقدام هوشمندانه می‌توان آن را پاره کرد، فردا، دیر و امروز، روز اقدام است./

نویسنده: امید رنجبر عمرانی