نویسنده: امید رنجبر عمرانی
در جهانی که گرگها قانون را مینویسند، برهها را به میز مذاکره نمیخوانند بلکه شکار میکنند. تنها زبانی که امپراطوری پوشالی آمریکا میفهمد، زبان قدرت است و بس! خوک زرد خود اعتراف کرد: «اگر ایران سلاح هستهای داشت باید به رهبر جمهوری اسلامی زنگ میزدم و میگفتم: مقام معظم رهبری قربان حالتان چطور است؟ کاری هست بتوانم برایتان انجام دهم؟ به جای آنکه بمبارانشان کنیم.» پمپئو نیز شش سال پیش با صراحت گفت: «کره شمالی سلاح هستهای دارد و ایران ندارد.» این دو اعتراف، پرده از منطق عریان امپراطوری پوشالی آمریکا برداشت: آنجا که بمب اتم وجود دارد، احترام هست. امروز پس از تجاوزهای مکرر دشمن آمریکایی و صهیونیستی به سایتهای هستهای ایران، ترور دانشمندان هسته ای و تهدید مستمر به حمله مجدد به سایت های نطنز، فردو و ...، زمان آن رسیده است که دست پیش را بگیریم و مسیر ایران قوی را با بازدارندگی مؤثر و مختص خودمان آغاز کنیم.
واشنگتن هرگز خانهای بر پایه ارزشها نبوده است؛ بنای آن بر ستون قدرت بنا شده و هر آنچه غیر از این گفته شده، پردهای بر چهره واقعی این گرگ پیر بوده است. ترامپ و پمپئو، دو تکه از یک پازلاند که منطق حاکم بر رفتار امپراطوری دروغین آمریکا را عریان میکنند: زبان، نه به خاطر اخلاق، که به خاطر موازنه قدرت عوض میشود. قدرت، زبانی است که همه کشورها آن را میفهمند و هیچکس نمیتواند تظاهر کند که نفهمیده است.
پمپئو در سال ۲۰۱۸ آشکارا گفت شرطگذاری ۱۲گانه برای تهران در مقابل مذاکره بیپیششرط با پیونگیانگ، شرایط متفاوت دارد؛ چون کره شمالی سلاح هستهای دارد و ایران ندارد. این جمله، اعتراف به یک قاعده علنی اما نانوشته در نظام بینالملل است: سلاح هستهای نه صرفاً ابزار بازدارندگی، که ابزار بازگرداندن احترام است. هر ملتی که میخواهد صدایش شنیده شود، باید پشت میز مذاکره با پشتوانه قدرت، نه با التماس بنشیند؛ چرا که در بازار سیاست بینالملل، التماس ارز رایج نیست.
آمریکا از کره شمالی، پاکستان، چین و روسیه حساب میبرد چون با زرادخانه های هستهای خود، هر تهدیدی را به بازی خطرناک تبدیل میکنند. اما با ایران که سالها در چارچوب انپیتی ماند و آژانس را پذیرفت، سایتهای صلح آمیز هسته ای آن را بمباران و دانشمندانش را ترور میکند و رسماً از حمله مجدد سخن میگوید. این تفاوت، خط کش واقعی سیاست بینالملل است: آنجا که بمب اتمی وجود دارد احترام هست؛ آنجا که وجود ندارد، بمباران و جنگ هست.
ایران سالها به آژانس اجازه بازرسی داد و حتی در برجام تعهدات خود را فراتر از پروتکل الحاقی اجرا کرد. نتیجه اما تجاوز به سایتهای هستهای نطنز، فردو، اراک و ...، ترور دانشمندان هسته ای، تحریم نهادهای حاکمیتی، مالی و نظامی، محاصره اقتصادی دریایی و هوایی و ممنوعسازی مراوده با سایر کشورهای همسایه شد. انپیتی برای ایران نه امنیت، نه احترام و نه حق استفاده صلح آمیز از انرژی هسته ای آورد. انپیتی برای ایران فقط یک زنجیر بود؛ زنجیری که دشمن را جسورتر کرد که ماندن در این چارچوب پوسیده، تنها خسارت و ذلت بیشتر به همراه خواهد داشت.
آمریکا با ایران همان کاری را میخواهد بکند که با ونزوئلا کرد، به بهانه قاچاق مواد مخدر به ونزوئلا حمله کرد، اما هدف واقعی، تسلط بر منابع استراتژیک و ذخائر نفتی آن کشور بود. امروز همان سناریو برای ایران در دستور کار است، اگر خودمان را گول بزنیم و بگوییم با تعهد و بازرسی و شفافیت، دشمن دست از طمع برمیدارد، تنها به دشمن فرصت دادهایم که خود را برای ضربه نهایی آماده کند. آمریکا با سلاح هستهای ایران مشکلی ندارد؛ با ایران قوی و مستقل مشکل دارد.
اکنون زمان آن رسیده است که ایران اسلامی با شجاعت و اقتدار، از تمامی پیمانها و معاهداتی که بازرسی آژانس و محدودسازی ما را موجب میشود خارج شود و مسیر بازسازی کامل قدرت بازدارندگی خود را آغاز کند. ملتها با مذاکره به حق خود نمیرسند؛ با ایستادن و ساختن قدرت به آن میرسند. کره شمالی با بمب اتم، میز مذاکره به دست آورد و ایران بدون آن، با بمباران و تهدید روبهرو شد.
باید این حقیقت را پذیرفت که بازدارندگی مؤثر در برابر آمریکا، تنها با سلاح هستهای امکانپذیر است. هیچ چیز دیگری نمیتواند جلوی طمع آمریکا برای به دست آوردن منابع نفتی و معدنی این سرزمین را بگیرد. سلاح هستهای، نه برای تجاوز، که برای جلوگیری از تجاوز؛ نه برای حمله، که برای بازداشتن دشمن از حمله است، این مهم فقط با سلاح هستهای یا هر سلاحی که مختص ایران باشد و توان بازدارندگی مؤثر جهانی ایجاد کند امکانپذیر است.
امام خمینی(ره) فرمودند: «ما اگر بخواهیم مستقل باشیم باید قوی باشیم». جمهوری اسلامی ایران، نه کره شمالی و نه به دنبال سلاح کشتار جمعی به معنای غربی آن است. اما ایران قوی، ایرانی است که در برابر تجاوز به سایتهای هسته ای خود سکوت نکند، در برابر ترور دانشمندانش بیپاسخ نماند و در برابر تهدید به حمله مجدد، با قدرت بازدارنده پاسخ دهد. خروج از تمامی پیمانها و معاهدات محدودساز، گام اول این مسیر است؛ مسیر ایران قوی، مسیر ملتی که تصمیم گرفته است سرنوشت خود را با قدرت خود رقم بزند.
اعتراف ترامپ و پمپئو، پرده از منطق حاکم بر سیاست خارجی آمریکا برداشت. صلح واقعی، محصول قدرت واقعی است. دنیا با زور و قدرت، زبان حق را میفهمد؛ پس باید آنقدر قوی شویم که هیچکس جرأت نکند به خود اجازه دهد به مرزهای مقدس این کشور دست درازی کند.
تاریخ، دفتر خون و آتش است؛ آنان که در آن ماندگار شدند، کسانی بودند که با مشتهای گرهکرده همچون رهبر شهیدمان امام خامنه ای ایستادند. ایران اسلامی امروز در لحظه انتخاب ایستاده است، هر جا عقب نشستیم، دشمن جلو آمد؛ هر جا ایستادیم، دشمن عقب کشید. این، نه دعوت به جنگ و نه توصیه به تجاوز بلکه فرمان عقل است در دنیایی که قانون جنگل را در لباس حقوق بینالملل تحمیل میکند. ایران قوی، نه یک شعار، که یک ضرورت تاریخی است؛ و اگر امروز آن را نسازیم، فردا باید آن را بر ویرانهها بسازیم./
نویسنده: امید رنجبر عمرانی