نویسنده: امید رنجبر عمرانی
وقتی دشمن آمریکایی از پشت میز مذاکره و از لابهلای تصاویر دیپلماسی، تردید و التماس را در نگاه مسئولان ملت میبیند، آن را نه حسن نیت، که مجوز شلیک میپندارد. حادثه تلخ و جانگداز به خاک و خون کشیده شدن مجلس عقد یک زوج جوان اهل تسنن در سیریک، نه یک خطای محاسباتی صرف از سوی ارتش متجاوز آمریکا، که نتیجه مستقیم و تلخ انباشت سیگنالهای ضعفی است که در ماههای اخیر، خواسته یا ناخواسته، از سوی برخی مسئولان داخلی به دشمن آمریکایی و صهیونیستی مخابره شده است. آنچه در آن شب خونین بر سر مهمانان بیگناه یک جشن عقد آمد، تنها ثمره جنایت جنگی ارتش آمریکا نبود؛ بلکه پیش از شلیک موشکهای کروز آمریکایی، موشکهای کلامی و رفتاری از جنس التماس، عجز و انفعال بود که از تریبونهای رسمی و محافل دیپلماتیک داخلی شلیک شده بود و دشمن را به گستاخی بیشتر دعوت میکرد.
آنجا که صدای التماس جای اقتدار را میگیرد، آنجا که در اجلاس شانگهای بازگشت به تفاهم نامه سوخته اسلام آباد را که نخستین ناقضش خود آمریکا بود، مشروط به اراده واشنگتن اعلام می گردد، آنجا که در محافل بین المللی کنار همدستان رژیم کودککش صهیونیستی لبخند زده و از موضع پایین سخن گفته میشود، دشمن زخمخورده از اقتدار ایران، جسورتر از همیشه، قبضه سلاح را به سمت غیرنظامیان میچرخاند. وقتی مسئولی در گفتگوی تلویزیونی از ناتوانی در مدیریت کشور سخن میگوید، وقتی در مجامع بینالمللی به جای تبیین دستاوردها، اعتراف به ضعفها میشود، وقتی در سفرهای خارجی کنار کسانی مینشینند که دستشان به خون کودکان فلسطینی و لبنانی آلوده است، دشمن این پیام را روشن دریافت میکند که ایران امروز از موضع قدرت سخن نمیگوید و دشمنی که قرنهاست زبان زور میفهمد، پاسخ این پیام را با زبان آتش میدهد.
این گستاخی خونین، پیش و بیش از هر چیز، نشانه فاصله گرفتن از راهبرد ترسیمشده توسط رهبر حکیم ایران، امام سید مجتبی خامنه ای است، ایشان با صراحتی راهبردی فرمودند: «برای دستیابی به ایران هرچه قویتر، باید قدرت ایران را روایت کرد» و تأکید داشتند که «گاه بیان صادقانه ضعفها، در وقتی که دشمن به روحیه نیاز دارد، کمک بزرگی به اوست.» آیا جز این است که اظهار عجز و ناتوانی در مدیریت کشور، آن هم در گفتگوهای تلویزیونی و محافل بینالمللی، دقیقاً همان روایت ضعفی است که رهبری از آن برحذر داشته بودند؟ رهبر فرزانه ایران، امام سید مجتبی خامنه ای بارها هشدار دادهاند که ضعف و نقص و کمبود، نیازمند روایت و برجستهسازی نیست؛ بلکه نیازمند اقدام برای رفع و حل مشکل است. این جمله حکیمانه را باید با حروف طلایی بر دیوار اتاقهای تصمیمگیری نوشت؛ چرا که نادیده گرفتن همین یک جمله، خون بیگناهانی را بر زمین ریخت که تنها گناهشان شادی در شب عقد بود.
رمز ماندگاری این ملت در برابر زیادهخواهیهای دشمن، نه التماس دیپلماتیک، که نمایش «ایران قوی» است. ایران قوی یعنی ملتی که از موضع قدرت سخن میگوید، دستاوردهایش را روایت میکند و اجازه نمیدهد دشمن از ضعفهای موقتش سوءاستفاده کند. اگر مسئولان داخلی به جای اعتراف رسانهای به نقاط ضعف، با تحکم و قدرت قلبی سخن بگویند و همزمان برای رفع کاستیها بیسروصدا برنامهریزی و اقدام کنند، دشمن هرگز به خود اجازه نمیدهد در فاصله ۱۵۰ متری یک دکل مخابراتی، عمداً مجلس عقد غیرنظامیان را در سیریک هدف موشکهای کروز قرار دهد. حمله به یک مجلس عقد، آن هم در نزدیکی یک دکل مخابراتی، نشان میدهد که هدف قرار دادن غیرنظامیان نه یک خطای فنی، که یک انتخاب عامدانه بوده است؛ انتخابی که از دل محاسبه غلط دشمن درباره روحیه و توان ملت ایران بیرون آمده است.
متأسفانه آنچه امروز شاهد آن هستیم، ثمره تلخ روایتهای منفعلانه و دیپلماسی خواهشمحور است. رهبری حکیم ایران، امام سید مجتبی خامنه ای، گویی برای همین روزها هشدار داده بودند که «ضعف، نقص و کمبود، نیازمند روایت و برجستهسازی نیست؛ بلکه نیازمند اقدام برای رفع و حل مشکل است.» وقتی این نصیحت حکیمانه نادیده گرفته شود، دشمن نیازمند روحیه، از همان شکافهای روایی پل پیروزی میسازد و نتیجهاش میشود خون جوانانی که در شب عقد یک زوج اهل تسنن در سیریک هرمزگان بر زمین ریخت. دشمنی که خود در باتلاق شکستهای منطقهای و افول هژمونی جهانی دست و پا میزند، بیش از هر زمان دیگری به روحیه نیاز دارد و چه هدیهای بهتر از اعتراف رسمی مسئولان یک کشور به ضعفهایشان می تواند باشد؟ این همان بازی در زمین دشمن است که رهبری بارها درباره آن هشدار دادهاند.
اکنون بر مسئولان فرض است که از بازی در زمین روایت دشمن دست بردارند و روایتگر قدرت، پیشرفتهای دفاعی، امنیت پایدار و توان بازدارندگی ایران باشند؛ نقاط قوت را برجسته کنند و ضعفها را نه با فریاد، که با برنامهریزی و اقدام خاموش حل کنند. باید پشت سر رهبری و نه پیشتر از ایشان حرکت کنند؛ چرا که عبور از خطوط ترسیمی ولایت، خسارتهایی جبرانناپذیر به بار میآورد؛ خسارتی که اینبار خون بیگناهان سیریک بود.
مسئولانی که دغدغه منافع ملی دارند، باید بدانند که در میدان رویارویی با گرگ خونخوار آمریکایی، هر واژهای که از سر ضعف بر زبان بیاورند، ممکن است به قیمت جان شهروندان بیگناه ایران تمام شود. دیپلماسی التماسی نه تنها دستاوردی ندارد، بلکه دشمن را به آزمون خطاهای بزرگتر تشویق میکند.
خون این جوانان، لعنت ابدی را نثار آمریکای خونخوار و همدستانش میکند، اما وجدان بیدار ملت از مسئولان نیز بازخواست خواهد کرد که چرا با سیگنالهای ضعف، دشمن را به چنین جنایتی جسور کردند. ملت ایران همواره در طول تاریخ خود نشان داده است که در برابر زورگویی و تجاوز، ایستادگی و از مظلوم دفاع میکند. اما این ایستادگی زمانی کامل میشود که صدای مسئولان در برابر دشمن، صدای اقتدار و نه صدای خواهش باشد. امروز بیش از هر زمان دیگری، نیازمند بازگشت به ادبیات مقاومت، روایت صادقانه اما مقتدرانه از توانمندیها، و پرهیز از خودتحقیری در برابر دشمن هستیم. همانگونه که رهبر فرزانه امام سید مجتبی خامنه ای فرمودند، راه نجات از این گرداب، «ایران قوی» است؛ ایران قوی در میدان، ایران قوی در دیپلماسی و ایران قوی در روایت است و تا وقتی این سه ضلع مثلث اقتدار کامل نشود، دشمن دست از زیادهخواهی برنخواهد داشت.
نویسنده: امید رنجبر عمرانی