نویسنده: امید رنجبر عمرانی
آنجا که باید نوای شادی و صلوات بر پیامبر اعظم (ص) طنین انداز می شد، غرش موشک های کروز آمریکایی سقف آرزوهای یک زوج جوان را فروریخت. در منطقه سیریک هرمزگان، درست در لحظه ای که یک زوج اهل تسنن حلقه عشق را بر انگشتان یکدیگر می نشاندند، بمب های آمریکایی فرود آمد و جشن زندگی را به عزا تبدیل کرد. چهار مهمان بی گناه، از جمله یک کودک معصوم، به شهادت رسیدند و در بستر خون و آتش دست و پا زدند. این جنایت، یک حمله نظامی ساده نبود؛ اعلام جنگ تمام عیار علیه عشق، زندگی و انسانیت بود. ارتش کودک کش آمریکا بار دیگر ثابت کرد که در قاموس او هیچ خط قرمزی جز منافع نامشروعش وجود ندارد.
اما این برگ تازه ای از یک پرونده سیاه طولانی است. تاریخ، حافظه ملت ایران است و ما هرگز فراموش نمی کنیم که چگونه در جنگ تحمیلی اخیر، مدرسه شجریه طیبه میناب زیر بمباران آمریکا، ۱۶۸ کودک دانش آموز را به شهادت رساند، چگونه ورزشگاه لامرد با ۲۱ کودک ورزشکار به مذبح تبدیل شد و چگونه امروز جشن عقد در سیریک، قتلگاه عشق شد. آمریکا با این جنایت ها نه تنها چهره واقعی خود را به جهانیان نشان داد، بلکه ثابت کرد مشکل او با ایران از جنس سلاح هسته ای نیست؛ مشکل او با ایرانی بودن است، با اسلام، با استقلال و با تمدن ایرانی است. آمریکا نمی خواهد ایران قوی باشد؛ آمریکا نمی خواهد ایرانی، ایرانی بماند.
این جنایت ها ادامه همان راهی است که رژیم صهیونیستی در غزه و لبنان می پیماید. آمریکا امروز در ایران دقیقاً همان کاری را می کند که صهیونیست ها در بیمارستان ها و مدارس غزه انجام می دهند. گویی گرگ پیر و سگ هار در یک پیکار خونبار، بر سر کشتن کودکان و بی گناهان مسابقه گذاشته اند. اما غافل از آن اند که خون بی گناه، بذر مقاومت می افشاند و ملت ایران هر بار پس از هر جنایت، مصمم تر از پیش، علم ایستادگی را برافراشته است.
در این میانه، عده ای خودباخته و خودفروخته در داخل و اپوزیسیون خارج نشین خیال باف، دل به امیدهای فریبنده خوک زرد آمریکایی بسته اند. همان ترامپی که بارها ایران را تهدید به نابودی کامل تمدن و بازگرداندن به عصر حجر کرده است. آیا می توان به گرگی اعتماد کرد که دندان هایش هنوز از خون قربانیانش رنگین است؟ آیا می توان پای میز مذاکره ای نشست که خود آمریکایی ها بارها آن را بمباران کرده اند؟ تفاهم نامه اسلام آباد، سند زنده این بی اعتمادی است؛ تفاهم نامه ای که هنوز جوهر آن خشک نشده بود، توسط همان کسانی که آن را امضا کردند به آتش کشیده شد. آمریکا ذاتاً غیرقابل اعتماد است و هرگونه مذاکره با او نه تنها بی حاصل، بلکه خیانت به خون شهداست.
بنابراین تنها راه، ایستادگی است. تنها مسیر، تقویت توان دفاعی و تهاجمی است. باید ایرانی قوی ساخت؛ ایرانی که هیچ قدرتی حتی در خیال خود نیز جسارت تجاوز به خاک آن را نپروراند. دشمن باید بداند که اگر دست از پا خطا کند و به این سرزمین تجاوز نماید، بهایی خواهد پرداخت که در تاریخ بی سابقه باشد. این وعده ما نیست؛ این منطق قدرت است و ما به آن پایبندیم.
در این مسیر خطیر، مسئولان داخلی، فرماندهان نظامی و سران مملکتی باید با تبعیت از رهنمودهای حکیمانه مقام معظم رهبری امام سید مجتبی خامنه ای، از هرگونه سخن پراکنی که نشان دهنده تفرقه یا ضعف باشد اجتناب کنند. دشمن گوش به زنگ است تا از کوچک ترین شکاف داخلی سوءاستفاده کند. وحدت ملی، انسجام درونی و هم صدایی مسئولان، سدی در برابر طمع ورزی های دشمن است. امروز هر کلام ناامیدکننده، خیانت به خون شهداست و هر ندای تفرقه، آب به آسیاب دشمن ریختن است.
به راستی آیا وقت آن نرسیده است که همه جریان های داخلی، از جناح های سیاسی تا نخبگان فرهنگی، از خواب غفلت بیدار شوند و در برابر این دشمن قسم خورده صف واحدی تشکیل دهند؟ آمریکا در پی نابودی ایران؛ نه با یک دولت خاص، بلکه با ملت ایران است، پس پاسخ او نیز باید از سوی ملت ایران باشد؛ ملتی که ثابت کرده در سخت ترین شرایط از پای نمی نشیند و از آرمان های خود کوتاه نمی آید.
خون کودکان سیریک، میناب و لامرد، بذرهایی است که در خاک این سرزمین کاشته شد. این بذرها روزی درخت تنومند مقاومت را بارور خواهند کرد؛ درختی که سایه اش دشمنان را می هراساند و میوه اش آزادی و عزت برای ملت ایران خواهد بود. ما این خون ها را فراموش نمی کنیم. ما انتقام این خون ها را از گرگ پیر؛ نه با مذاکره، بلکه با اقتدار خواهیم گرفت و این نه یک شعار، که یک اراده ملی است.
امروز بیش از هر زمان دیگری، ضرورت وحدت و انسجام ملی احساس می شود. دشمن تمام توان خود را به کار گرفته است تا میان ملت ایران شکاف بیندازد و از هر بهانه ای برای تضعیف روحیه مقاومت استفاده کند اما ملت ایران نشان داده است که در برابر این توطئه ها هوشیار است و اجازه نخواهد داد که خون شهدا پایمال شود.
جوانان این سرزمین، وارثان همان روحیه ای هستند که در دوران دفاع مقدس، دشمن را از رسیدن به اهدافش ناکام گذاشت و امروز نیز با همان عزم و اراده، در میدان های مختلف ایستاده اند.
دشمن بداند که ایران اسلامی، با تکیه بر توان داخلی و نیروی جوانان خود، قادر است از تمامیت ارضی و آرمان های خود دفاع کند. ما نیازی به مذاکره با گرگ ها نداریم؛ ما به قدرت خود ایمان داریم و این قدرت را هر روز تقویت می کنیم. ملت ایران ثابت کرده است که در برابر ظلم و تجاوز، هرگز سکوت نمی کند و پاسخ هر جنایتی را با صلابت و اقتدار خواهد داد.
آمریکا بداند که ایران، قتلگاه گرگ هاست. هر بمبی که بر سر این ملت فرود آید، آتشی بر خرمن متجاوزان خواهد افروخت. امروز سیریک، فردا سراسر ایران، فریاد واحدی سر داده اند: ما تا آخرین نفس نه با مذاکره، نه با تسلیم، بلکه با خون و اقتدار ایستاده ایم. این وعده صادق ملتی است که در آتش جنایت ها پولادین تر شده و در خون شهدا زنده تر از همیشه است.
نویسنده: امید رنجبر عمرانی