نویسنده: امید رنجبر عمرانی
دلار از دویست هزار تومان عبور کرد! این فقط عبور یک عدد از یک مرز نیست؛ این عبور دشمن آمریکایی از خط قرمز معیشت ملت ایران است. این رقم، دیگر یک نرخ روی تابلوی صرافی ها نیست؛ این رقم، غرش بیامان توپخانه اقتصادی دشمن آمریکایی و صهیونیستی است که سفرههای مردم ایران را نشانه گرفته است، این رقم، یعنی تیری که به قلب آرامش خانوادههای ایرانی شلیک شده است. پدری که دستش در جیبش میلرزد، مادری که برای داروی فرزندش سرگردان مانده، جوانی که رؤیای خانهدار شدن را برای همیشه بایگانی کرده و کارگری که مزدش قبل از رسیدن به دستش دود شده و به هوا رفته است؛ اینها تصاویر واقعی میدان جنگ امروز است. جنگ امروز، دیگر با لوله تفنگ و صدای خمپاره پیش نمیرود؛ جنگ امروز، جنگی اقتصادی است که در آن دلار، گلوله است، تورم، آتش است و سفرههای مردم، سنگرهایی که نباید سقوط کنند.
اما ملت مبعوث شده ایران، همان ملتی که در سختترین لحظات تاریخش هرگز زانو نزده، امروز هم در میدان نبرد با دشمن آمریکایی و صهیونیستی تسلیم نمیشود، این را باید فریاد زد و باید باور کرد. همان مردمی که فشار معیشت، امانشان را بریده است، هر شب پرچم سهرنگ و مقدس کشورشان را در دست میگیرند و به میادین اصلی شهر میآیند. آنان پای نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران تا پای جان ایستادهاند و با نظام، ولایت، رهبری و نیروهای مسلح شان بیعتی دوباره میکنند تا یک وجب از خاک مقدس این سرزمین، نصیب غریبه و آمریکای جهانخوار و خبیث نگردد. این ایستادگی، شکوهمند است؛ اما این ایستادگی، یک فریاد مطالبهگرانه را نیز در خود دارد: مردم سهم خود را در دفاع از کشور ادا کردهاند؛ اکنون نوبت مسئولان است که سهم خود را در دفاع از معیشت مردم ادا کنند. ملت در میدان ایستاده است و مسئولان اقتصادی باید فرماندهی این میدان را بر عهده بگیرند.
اکنون وقت شعار نیست؛ وقت جلسات تشریفاتی و کارگروههای بیاختیار نیست. وقت آن رسیده است که یک قرارگاه ویژه جنگ اقتصادی با اختیارات کامل، ساختار عملیاتی و فرماندهی مقتدر در کشور شکل بگیرد. قرارگاهی که تصمیماتش قاطع باشد، اقداماتش سریع باشد و نتایجش ملموس باشد. در میدان جنگ اقتصادی، تصمیم دیرهنگام یعنی شکست، بیعملی یعنی عقبنشینی و پراکندهکاری یعنی واگذاری خاکریز معیشت مردم به دشمن، دیگر نمیشود با وعده، ملت را در میدان نگه داشت. ملت، خودش در میدان مانده است؛ اما برای پیروزی در میدان اقتصاد، فرمانده میخواهد.
جنگ امروز، افزون بر جنگ نظامی، یک جنگ اقتصادی تمامعیار است و این جنگ از هماکنون آغاز شده است. مردم مبعوثشده این حقیقت را با گوشت و پوست و استخوان خود درک میکنند که آن سوی میدان، سگ زرد آمریکایی، ترامپ خوکصفت، رجز میخواند که میداند چگونه با اقتصاد می تواند، ملت مبعوثشده را از پا دربیاورد و زندگی و معیشت نود میلیون ایرانی را فلج کند، این یعنی دشمن نقشه دارد، ابزار دارد و هدف دارد. پرسش این است: آیا ما نیز به همان اندازه، قرارگاه و فرماندهی اقتصادی متناسب با این جنگ تحمیلی را داریم؟ اگر پاسخ مثبت است، چرا دلار از دویست هزار تومان عبور کرد؟ چرا میدان اقتصادی، بیفرمانده رها شده است؟
امروز مهمترین نیاز ایران، یک فرمانده مقتدر اقتصادی است که پای لانچر اقتصاد بنشیند. همانگونه که در جنگ نظامی، فرمانده میدان پای لانچر موشک مینشیند و هدف را با دقت منهدم میکند، امروز نیز باید فرماندهای مقتدر پای لانچر اقتصاد بنشیند و اهداف اقتصادی دشمن را یکی پس از دیگری بزند. فرماندهای که اهل میدان باشد نه پشت میز، اهل عمل باشد نه وعده و اختیار تصمیمگیری داشته باشد، از ملامتها نهراسد، فرماندهای که تیم اقتصادی او با رصد شبانهروزی، تحلیل دقیق، پیشبینی حرکت بعدی دشمن آمریکایی-صهیونیستی و پاسخ سریع و قاطع، همچون اتاق جنگ عمل کند. فرماندهای که درد مردم را، نه فقط اعداد و ارقام را بفهمد؛ فرماندهای که بداند پشت هر جهش ارزی، خانوادهای بیخواب شده و پشت هر گرانی، امیدی ناامید شده است. فرماندهای که وقتی به میدان میآید، بازار از حضور او بلرزد و دشمن از اراده او بترسد.
دیگر بس است که هر روز صبح، مردم با اضطراب نرخ ارز را چک کنند، دیگر بس است که دلالان و سوداگران برای معیشت ملت تعیین تکلیف کنند، دیگر بس است که دشمن برای اقتصاد ما نقشه بکشد و ما تنها نظارهگر باشیم، مردم ثابت کردهاند که پای نظام، پای ولایت و پای ایران ایستادهاند. اکنون نوبت مسئولان اقتصادی است که ثابت کنند پای معیشت مردم ایستادهاند. اگر قرارگاه اقتصادی تشکیل نشود، اگر فرمانده مقتدر پای لانچر اقتصاد ننشیند و اگر ارادهای آهنین برای مهار دلار و تورم به میدان نیاید، دشمن همان مسیر را ادامه خواهد داد و فشار بر مردم مبعوث شده را بیش از پیش خواهد کرد.
ترامپ و امثال او گمان میکنند با یک عملیات روانی میتوانند این مملکت امامزمانی را به هم بریزند. اما آنان در محاسبه خود درباره ملت ایران اشتباه کردهاند، ما مردمی هستیم که در سختترین روزها کنار هم ایستادهایم. روزی بود که صدای موشک از فراز میادین و خیابانها به گوش میرسید، اما ملت مبعوثشده ما میدان و تجمعات انقلابی و حماسی را ترک نکرد و نخواهد کرد، اکنون نبرد، اقتصادی است. همان مردمی که زیر بارش موشک و گلوله میدان را ترک نکردند، امروز نیز زیر فشار گرانی و تورم پای کار وطن شان ایستادهاند. اما این مردم از مسئولان خود انتظار دارند که در برابر جنگ اقتصادی، همانقدر جدی و مقتدر ظاهر شوند که در برابر جنگ نظامی ظاهر شدند؛ انتظار دارند مسئولان، دردشان را ببینند، صدایشان را بشنوند و برای نجات معیشت شان شبانهروز پای کار باشند.
ملت ایران، قرنهاست که در طوفانها ایستاده و از دل آتشها همچون سیمرغ سربلند بیرون آمده است. این ملت، روزی زیر بارش موشک و آتش، میدان را نگه داشت و امروز زیر فشار دلار و تورم، هنوز پرچمش را برافراشته نگه داشته است. اما هیچ ملتی نمیتواند تا ابد با دستان خالی بجنگد. اگر قرار است این پرچم برافراشته بماند، اگر قرار است این ایستادگی به پیروزی برسد، امروز باید فرماندهی در میدان اقتصاد حاضر شود که دلار را زمینگیر کند، تورم را مهار کند و امید را به سفرههای مردم بازگرداند.
جنگ اقتصادی، بیصداترین جنگ دنیاست، اما زخمهایش از هر گلولهای عمیقتر است. پس وقت آن رسیده که صدای فرماندهی این جنگ را بلندتر از همیشه بشنویم. وقت آن رسیده که یک فرمانده مقتدر، پای لانچر اقتصاد بنشیند، ماشه را بکشد و اولین موشک را به قلب التهابات اقتصادی شلیک کند. اگر این شلیک انجام شود، ملت با تمام وجود پشت فرماندهاش خواهد ایستاد و دشمن خواهد فهمید که ایران را نه با تحریم میشود خواباند، نه با دلار میشود فلج کرد و نه با جنگ اقتصادی میشود به زانو درآورد.
ما منتظر آن فرماندهایم. ملت آماده است، میدان مهیاست و فقط یک تصمیم انقلابی تشکیل قرارگاه ویژه جنگ اقتصادی و آوردن فرماندهای مقتدر پای لانچر اقتصاد مانده است. امروز، دشمن چشم به بازار ما دوخته است؛ فردا، چشمش به شکست نقشههایش خواهد بود. تاریخ، قضاوت خواهد کرد که در این برهه، چه کسانی پای کار این نظام بودند و چه کسانی پایشان را کنار کشیدند. ملت همیشه در صحنه ایران، پای کار است، حالا نوبت شما مسئولان است.
نویسنده: امید رنجبر عمرانی