سوزاندن انبوه کاه و کلش، تنها خاک را نمی‌کشد، بلکه آسمان را نیز مسموم می‌کند. حجم عظیمی از دی‌اکسید کربن، مونوکسید کربن و ذرات معلق سمی در هوا منتشر می‌شود که مستقیماً بر سلامت تنفسی ساکنان منطقه اثر گذاشته و بیماری‌هایی همچون آسم، برونشیت و حتی سرطان ریه را تحریک می‌کند

کمال آنلاین : عصرگاه‌های پاییزی مازندران، این روزگار که باید نمادی از آرامش و زیبایی باشد، هر ساله با منظره‌ای تکراری و تکان‌دهنده همراه می‌شود: ستون‌های دود غلیظ و شعله‌های سرکش حاشیه جاده‌ها که از سوزاندن کاه و کلش شالیزارها برمی‌خیزند. این منظره، فراتر از یک عادت کشاورزی، در واقع نمایشگاهِ یک بحران زیست‌محیطی، بهداشتی و ایمنی است که با پافشاری برخی زارعان، به روتین تبدیل شده است.

بررسی ریشه‌های این پدیده نشان می‌دهد که تغییر روش‌های برداشت از دست‌درو به کمباین‌های مکانیزه، اگرچه سرعت عمل را افزایش داده، اما مدیریت بقایای محصول را دشوار کرده است. کمباین‌ها، کاه و کلش را به صورت انبوه و پراکنده رها می‌کنند و در فرصت کوتاه میان برداشت محصول اول و کشت دوم، کشاورز برای گریز از دشواری‌های جمع‌آوری، به سریع‌ترین اما مخرب‌ترین راه، یعنی «آتش زدن» روی می‌آورد.

برخی باورهای غلط نیز در این مسیر اثرگذارند؛ این تصور که آتش زدن زمین، آفات و علف‌های هرز را نابود می‌کند و نیاز به سم‌پاش را کاهش می‌دهد، در واقع یک توهم است. حقیقت این است که این آتش، نه تنها آفات، بلکه میلیون‌ها باکتری و موجودات ذره‌بینی مفید را که ستون‌های حاصلخیزی خاک هستند، می‌سوزاند. نتیجه این اقدام، تبدیل خاک به بستری ضعیف و غیرفعال است که کشاورز را مجبور می‌کند برای جبران آن، مقادیر بیشتری از کودهای شیمیایی هزینه‌بر و آلاینده را به زمین بریزد.

سوزاندن انبوه کاه و کلش، تنها خاک را نمی‌کشد، بلکه آسمان را نیز مسموم می‌کند. حجم عظیمی از دی‌اکسید کربن، مونوکسید کربن و ذرات معلق سمی در هوا منتشر می‌شود که مستقیماً بر سلامت تنفسی ساکنان منطقه اثر گذاشته و بیماری‌هایی همچون آسم، برونشیت و حتی سرطان ریه را تحریک می‌کند. فراتر از این، تخریب لایه اوزون و تشکیل باران‌های اسیدی، پیامدهای بلندمدت این آتش‌سوزی‌های سازمان‌یافته است. در همین حال، زنجیره غذایی پرندگان و حشرات مفید در اثر این حریق‌های عمدی متلاشی شده و تعادل اکولوژیک منطقه به شدت مختل می‌گردد.

از منظر قانونی، این رویه نه تنها یک اشتباه، بلکه یک تخلف صریح است. طبق ماده ۳۰ آیین‌نامه اجرایی قانون مدیریت پسماند، سوزاندن پسماند در محیط آزاد ممنوع است. همچنین ماده ۲۰ قانون هوای پاک، صراحتاً سوزاندن بقایای گیاهی اراضی زراعی را ممنوع کرده و متخلفان را طبق ماده ۱۸ قانون مدیریت پسماند، به جزای نقدی درجه ۶ محکوم نموده است.

در این میان، وزارت جهاد کشاورزی به عنوان نهاد نظارت‌دهنده، طبق ماده ۱۱ قانون مدیریت پسماندها، موظان است نسبت به شناسایی، گزارش و پیگیری جدی این تخلفات اقدام کند.

آتش زدن شالیزارها، در واقع سوزاندن سرمایه‌های طبیعی مازندران است. زمان آن رسیده است که از این «عادت‌های مخرب» عبور کنیم و با جایگزینی روش‌های علمی مدیریت پسماند کشاورزی، از خاک، هوا و سلامت جامعه پاسداری کنیم. تا زمانی که نظارت‌های قانونی با اقدامات آموزشی و تجهیزات جایگزین همراه نشود، عصرگاه‌های مازندران همچنان در غباری از دود و آتش خواهد بود.