یادداشت: امید رنجبر عمرانی
در میان هیاهوی روزگار، گاه اتفاقی رخ میدهد که میتواند محک و معیاری دقیق برای تمییز حق از باطل باشد، اغتشاشات هجدهم دیماه 1404 در شهر اصفهان، از همین دست وقایع تلخ و تکاندهنده بود؛ جنایتی چنان فجیع و هولناک که فراتر از مرزهای یک درگیری خیابانی، پرده از چهره حقیقی جریانی برداشت که سالهاست در لباس اعتراض، اهدافی دیگر را دنبال میکند. در آن شب سرد زمستانی، صحنههایی رقم خورد که نهتنها دل هر انسان آزادهای را به درد آورد، بلکه حتی عناصر آشوبطلب حاضر در میدان را نیز از شدت دهشت و وحشت حاکم بر صحنه، وادار به فرار کرد. جنایتکاران چنان بیمحابا و وحشیانه به حریم امنیت و انسانیت تاختند که مهرههای خودفروخته و اغتشاشگر نیز تاب دیدن ثمره شوم کار خود را نیاوردند و از برابر صحنه جنایت گریختند. همین فرار از سر ترس، خود گویاترین شاهد بر سرشت پلید آن رخداد است.
باید صریح و قاطع گفت: دوران بازی با کلمات و لفافهگویی به سر آمده است. دیگر نمیتوان و نباید عناصر خودفروخته داخلی، جاسوسان پرورشیافته در دامان موساد کودککش و مهرههای فعال ستون پنجم دشمن آمریکایی و صهیونیستی را معترض یا حتی فریبخورده نامید. واژهها حامل بار معنایی و حقوقی هستند و اطلاق عنوان معترض به کسانی که دست به جنایت، شکنجه و قتل عامدانه میزنند، نهتنها خطایی فکری، بلکه خیانتی مضاعف به خون پاک ریختهشده بر زمین است. اینان خائنانی تمامعیار به وطن، به امنیت مردم وابتداییترین اصول انسانی هستند.
بازخوانی وقایع تلخ کودتای 18 دیماه 1404 در اصفهان، عمق این خیانت را آشکارتر میسازد. در آن شب، نیروهای جانبرکف انتظامی که آماج خشم سازمانیافته عوامل موساد و جاسوسان آمریکا ملعون قرار گرفته بودند، نه یک رویارویی سیاسی یا صنفی که صحنهای از یک اعدام خیابانی وحشیانه و از پیش طراحیشده را تجربه کردند. سربازان مدافع امنیت، به میلهها بسته شدند، با ضربات متعدد چاقو و قداره مورد حمله قرار گرفتند و در نهایت، در اوج قساوت قلب، زندهزنده در آتش سوختند. گویی شکنجهگران، خود انسانیت را به آتش کشیده بودند، اما جنایت در همین نقطه متوقف نشد. روایتهای مستند از آن شب هولناک حکایت از آن دارد که جسم بیجان شهدای مظلوم نیرو انتظامی نیز از گزند این حیوانصفتان در امان نماند و همچنان آماج ضربات قداره قرار گرفت. این، اوج خوی وحشیگری و سقوط به درّههای بیانتهای توحش است.
همانها که در 18 دیماه 1404 دست به چنین جنایت و کودتایی در اصفهان زدند، در بزنگاههای دیگر نیز ماهیت واقعی خود را آشکار ساختهاند. جماعتی که از شنیدن خبر شهادت جانسوز قائد امت، امام خامنه ای، در 9 اسفند به هلهله و پایکوبی در خیابان ها پرداختند و شعارهای شوم بر علیه نظام سر دادند، همان کسانی هستند که در حادثه تلخ و دلخراش مدرسه شجره طیبه میناب سکوتی مرگبار پیشه کردند و در برابر تحریمهای ظالمانه اقتصادی علیه ملت انقلابی ایران، لب به ستایش از ترامپ ملعون گشودند و آن خوک زرد و شمر زمانه را برای اعمال فشار بیشتر و حتی ورود به مرزهای ایران با بمب و موشک دعوت کردند. این تناقض آشکار رفتاری، منطقاً در چارچوب یک کنش اعتراضی مدنی نمیگنجد، بلکه دقیقاً بر مدار یک پروژه خصمانه وطنفروشانه تعریف میشود.
در میان تمامی اوراق سیاه این پرونده، یک روایت بیش از همه، عمق فاجعه انسانی را نمایان میسازد و برای قضاوت در مورد چیستی این جنایت کافی به نظر میرسد. در همان لحظاتی که مأموران مظلوم پلیس انتظامی زیر شکنجههای وحشیانه خائنین به وطن و جاسوسان موساد ضجه میزدند، تلفن همراه یکی از آنان به صدا درمیآید. تماس از سوی همسر باردارش است؛ بانویی که بیخبر از همه جا، چشم به راه شنیدن صدای گرم همسر خود است. اما جنایتکاران مست از جنون خشونت، گوشی را برمیدارند و با فحاشی و ناسزا، صدای ضجهها و نالههای جانسوز همسرش را برایش پخش میکنند تا او بشنود که چگونه پاره تنش را زندهزنده به آتش میکشند. این میزان از سنگدلی و قساوت، آیا نشانهای از یک اعتراض ساده است؟ کدام انسان با کمترین بهره از وجدان، میتواند چنین عملی را حتی در بدترین سناریوهای ذهنی خود تصور کند؟
اینجاست که باید از تمامی کسانی که امروز در شبکههای اجتماعی هشتگ #نه_به_اعدام برای قاتلین و شکنجهگران سربازان مظلوم مدافع امنیت این مرزوبوم به راه میاندازند، پرسید: اگر اعضای خانواده خودتان (فرزندتان، پدرتان، مادرتان یا همسرتان) به همین شیوه فجیع به میله بسته میشد و با قداره قطعهقطعه میگردید و زنده در آتش جان میداد، آیا باز هم حنجره به اعتراض علیه اجرای حکم قصاص و اعدام میگشودید و خواهان بخشش قاتلان میشدید؟ حقیقت آن است که قاتل، قاتل است و نوع قتل، چیزی از ماهیت جنایتکارانه آن کم نمیکند. جنایت افساد فیالارض، حداقل عنوانی است که میتوان بر این جنایات هولناک نهاد. وجود چنین انساننماهایی بر پهنه زمین، نهتنها تهدیدی برای امنیت یک کشور، که موجب فساد و تباهی کل زمین است.
ما امت انقلابی، ملتی که بر اساس آگاهی و تکلیف تاریخی خود در برابر ظلم ایستادهایم، با صراحت اعلام میکنیم که هرگز از خون سربازان رشید اسلام و جانبرکفان نظام جمهوری اسلامی ایران نخواهیم گذشت و اجازه نخواهیم داد عدهای فریفته و سادهلوح که با هر موج سواری در فضای مجازی رنگ عوض میکنند، با تحریف واقعیت، حافظه تاریخی ملت را مخدوش سازند. اینان باید بدانند که ملت ایران فرق میان شهید و جلاد را به خوبی میداند. هر آنکس که دستش به خون پاک مدافعان امنیت وطن آلوده شود و آسایش و آرامش این سرزمین را نشانه برود، در برابر قاطعیت و اراده پولادین این ملت مبعوث شده قرار خواهد گرفت. ما با خون شهیدان خود پیمان بستهایم که اجازه نخواهیم داد خائنان و جاسوسان وابسته به موساد و آمریکا ملعون، امنیت وطن را بازیچه اهداف شوم خود کنند و این، وعدهای صادق است.
نویسنده: امید رنجبر عمرانی