آمریکای مستأصل با تخریب زیرساخت های ایران به دنبال مهندسی ترس و فشار مردم بر حاکمیت برای مذاکره استعماری است.
دشمن درمانده، دشمن بیاستراتژی، دشمنی که کارنامهاش در برابر ملت ایران چیزی جز شکستهای زنجیرهای و آبروریزیهای تاریخی نیست، اینبار با حماقتی تمامعیار به سراغ پلها، ریلهای راهآهن و زیرساختهای غیرنظامی آمده است. آمریکای جنایتکار، بزدل و خبیث، در عملیاتی که بیش از آنکه یک اقدام تاکتیکی باشد، به تقلای کودکانه یک قلدر زمینخورده میماند، تصور میکند با ویران کردن چند سازه بتنی میتواند اراده یک تمدن کهنسال را به زانو درآورد. غافل از آنکه این سازهها، ظرف چند ساعت و با دستان توانمند مهندسان غیور ایرانی، نهتنها بازسازی میشوند، بلکه هر آجر تازهشان، هر جوش روی ریل و هر دهانه پل بازسازیشده، تبدیل به نمادی از صلابت ملی و فریادی رساتر از پیش خواهد شد. این ویرانی فیزیکی، نه یک برگ برنده برای دشمن، که اعترافنامه کتبی شکست در همه میدانهایی است که جرأت رویارویی مستقیم با فرزندان رشید این مرز و بوم را نداشته است. انفجار پلها، صدای فروپاشی یک هیمنه پوشالی و استیصال قدرتی است که پس از آزمودن تمام گزینهها، تنها هنرش ترقهبازی علیه غیرنظامیان و تخریب زیرساختهای زندگی روزمره مردم شده است.
اما در پس پرده دود و آتش، یک پروژه روانی شیطانی در جریان است. هدف اصلی دشمن، نه تخریب فیزیکی، که مسمومسازی روان هشتاد میلیون ایرانی است. آمریکا میخواهد با تصاویر فرو ریختن یک پل، ترس از حمله زمینی را همچون زهری مهلک در رگهای شهر تزریق کند. رسانههای معاند و مزدوری که دلارهای نفتی سران مرتجع عرب را میبلعند، مأموریت یافتهاند غول بیشاخ و دم جنگ در کوچهها را در ذهنها بزرگ کنند و با جنگ روانی تمامعیار، چنین وانمود سازند که توان دفاعی کشور فرو ریخته است. سناریوی شوم آنها از این قرار است که با ایجاد رعب و وحشت در دل مردم، دمیدن بر شیپور تفرقه و دوقطبیسازی، شعلهور کردن اغتشاشات خیابانی، تبدیل مردم به اهرم فشار علیه حاکمیت، و در نهایت کشاندن دیپلماتهای ایرانی پای میز مذاکرهای که از پیش برای ذبح منافع ملی، سلاخی دستاوردهای هستهای و دفاعی و چپاول امتیازات استعماری چیده شده است. این مهندسی معکوس ترس، این خیال خام و ابلهانه که میتوان از دل آوار یک پل، تسلیمنامه یک ملت را بیرون کشید، بزرگترین بلاهت راهبردی در تاریخ آمریکا بزدل است. آنها تاریخ نخواندهاند، آنها ملت ایران را نشناختهاند، ملتی که ترس را در گهواره خفه کرده و با لالایی هیهات منا الذله سر بر بالین نهاده است.
و این جنایات، یک مهره سوخته دیگر هم دارد؛ آنهم سران فربه و مرتجع عربی حاشیه خلیج همیشه فارس که تاریخ از آنها با حرارتی از جنس خشم و انزجار یاد خواهد کرد. همان مزدوران حقیری که به بهای حفظ تاج و تخت پوسیده و حرص بیپایان برای بقای قدرت، خاک سرزمین خود را به باند پرواز بمبافکنهای متجاوز آمریکایی علیه خاک پاک وطن مان بدل کردهاند. این حکام دستنشانده و بیریشه، نه پادشاهان تاریخ، که نوکران حلقهبهگوشی هستند که نامشان در سیاهه خائنان با جوهر ننگ و رسوایی ابدی ثبت خواهد شد. آنان به گمان خریدن امنیت و تضمین بقای خود، پنجه گرگ آمریکایی را با ذلت بوسیدند و خون مردم بیدفاع ایران را به بهای ناچیز فروختند. غافل از آنکه طوفان خشم ملتهای بیدار منطقه و اراده پولادین ملت ایران، این کاخهای شیشهای و برجهای پوشالی را با خاک یکسان خواهد کرد و صفحه روزگار را از لوث وجود این مهرههای فاسد پاک خواهد ساخت. این ائتلاف شوم میان روباه پیر آمریکایی و شغالان فربه عربی، نه یک قدرتنمایی، که آگهی ترحیم یک نظم نوکرمآبانه و اعلام ورشکستگی سیاسی است.
آمریکا امروز به اهداف غیرنظامی رو آورده، چون دیگر نه برگ برندهای در میز مذاکره، نه نشانی از پیروزی در میدان نبرد و نه آبرویی نزد افکار عمومی جهانی دارد. حمله به زیرساختهای حیاتی ایران، نقض آشکار و فاحش تمام قوانین، معاهدات و منشورهای بینالمللی است؛ همان قوانینی که واشنگتن جنایتکار، خود قلم به دست گرفته و پرداخته، اما تنها در مقام ابزاری برای توجیه کشتار، سرپوش گذاشتن بر جنایات جنگی و سفیدشویی چهره کریه خود از آن بهره برده است. اما ملت هوشیار ما خوب میداند که این آتشبازی بزدلانه، تیر آخر دشمنی است که دیگر تیر در ترکش ندارد و کمانش پیشاپیش شکسته است. آمریکا فریاد مذاکره، اما نه از سر قدرت، که از سر اضطرار و برای پنهان کردن شکست نظامی مفتضحانهاش در برابر محور مقاومت سر می دهد. آنها میخواهند با دود و آتش و هیاهوی رسانهای، یک پیروزی کاذب و فتوکپیشده برای افکار عمومی داخلی خود جعل کنند. غافل از آنکه میز مذاکره با ملتی که زنده است، بیدار است و مسلح به ایمان و اقتدار، هرگز به میدان تاختوتاز و غارت استعمارگران بدل نخواهد شد.
و اکنون، دشمنان ملت ایران، چشم به پاسخ مردم انقلابی و همیشه در صحنه بدوزید؛ پاسخی که نه با کلمات، که با گوشت و خون و جان، بر فراز جزایر راهبردی ایران در خلیج فارس و جنوب سرافراز نوشته شده است، آنجا که مردم بیسلاح، از زن و مرد، پیر و جوان، با سینههای ستبر و دلهای مالامال از عشق به وطن، سپر دفاعی انسانی تشکیل و با صدایی رسا و انقلابی فریاد هیهات من الذله سر داده اند. این تصاویر، یک بیانیه تاریخی و سندی جاودانه بر غیرت این ملت است؛ بیانیهای که به جهانیان نشان می دهد این مردم، زیر فشار حداکثری حاکمان مستکبر، زیر بار تحریمهای ظالمانه و فلجکننده اقتصادی و زیر بمباران بیامان روانی و رسانهای، نهتنها کمر خم نکردهاند، بلکه چون قله سرفراز دماوند، استوارتر، مقاومتر و سرافرازتر از همیشه سر بر آسمان ساییدهاند. همان دشمنان قسم خورده این ملت، که گمان میکردند فشارهای اقتصادی و روانی، مردم را به جان حاکمیت میاندازد و خیابانها را به آشوب میکشاند، اکنون با حیرت و بهت مینگرند که همین مردم، مشتهای گرهکرده و فریادهای کوبنده دارند و در عین حال، خیابانها را برای ستون پنجم دشمن، برای عوامل فریبخورده و مزدور موساد کودککش و برای هر فتنهگر اجارهای خالی نمیگذارند. بلکه به هنگام خطر، همین خیابانها را به صحنه نمایش انبوه جمعیت دشمنشکن بدل میسازند و طومار فتنه را در نطفه خفه میکنند.
ما امت انقلابی و شهید پرور، صریح، کوبنده، بیپروا و با صدایی که حامل خواست قلبی ملت ایران است، از فرزندان رشید خود در نیروهای مسلح قهرمان میخواهیم که این نبرد مقدس را با تمام قدرت و تا پایان رژیم جعلی صهیونیستی ادامه دهند و ماشین جنگی متجاوز را هرکجا که باشد تعقیب کنند و تا نابودی کامل شان پیش بروند. تا لحظهای که منافع حیاتی ملت به طور کامل تضمین گردد، تا زمانی که دیگر هیچ سگ هار و گرگ درندهای در این منطقه جرأت نکند نگاه چپ به حریم امن ایران عزیزمان بیندازد و تا هنگامی که رژیم جعلی، غاصب و کودککش صهیونیستی و ارباب تروریست و جنگطلبش برای همیشه از صفحه روزگار محو شوند، از پای ننشینند. اکنون، ضروری است سران پلید آمریکا، سگ هارش در منطقه و سران مرتجع عربی، بدانند که این ترقهبازیهای مذبوحانه، این انفجارهای بیحاصل، آخرین تیکهای عصبی یک قدرت محتضر و رو به زوال است که تقلای مرگ میکند.
ای دشمن زبون، ای آمریکای جنایتکار، ای سران خائن و فربه عربی، بدانید و آگاه باشید که ایران امروز نه صرفاً یک کشور با مرزهای جغرافیایی، که یک تمدن ریشهدار، یک اندیشه جهانی و یک گفتمان تمدنساز است که از دل طوفانها و آتشها سربلند بیرون آمده است. این آتشهایی که میافروزید، این بمبهایی که فرو میریزید، غافل از آنید که هیزم اقتدار ملی ما را شعلهورتر میکند و فولاد اراده جمعی ما را آبدیدهتر و برندهتر میسازد. شما تاریخ را نخواندهاید، وگرنه میدانستید هر تیر زهرآگینی که در طول تاریخ به سوی این ملت پرتاب شده، در نهایت به بشارتی برای یک جهش تاریخی و یک خیزش تمدنی بدل گشته است. جهان به زودی، و شاید زودتر از آنچه تصور میکنید، ایران را نه به عنوان یک قدرت منطقهای محض، که به عنوان چهارمین قدرت نوظهور و تمدنساز بینالمللی به رسمیت خواهد شناخت.
نویسنده: امید رنجبر عمرانی