باید صادقانه بپذیریم که فضای مجازی امروز، نه تنها جایگزین آموزش نشده، بلکه جایگزین «تربیت» و «نظارت» شده است.
درمازای اظهارات تکاندهنده معاون قوه قضاییه مبنی بر «خلاء» و «همپوشانی» در تکالیف ۲۰ دستگاه متولی اطفال و نوجوانان، باید پرسید: این همه دستگاه، این همه بودجه و این همه عنوان مدیریتی، چرا نتوانستند یک «سد دفاعی» محکم در برابر آسیبهای فضای مجازی بسازند؟
واقعیت تلخی که امروز باید با آن روبرو شویم این است که در پیچ و خم بوروکراسی اداری و درگیر شدن در بازی «تکلیف این دستگاه است یا آن دستگاه»، ما در حال از دست دادن نسل آینده هستیم. وقتی مسئولین ارشد از «همپوشانی» و «ارجاع تکالیف به دیگران» سخن میگویند، در واقع دارند تایید میکنند که فرزندان ما در فضای مجازی، نه تنها بیسرپرست، بلکه «رها شده» هستند.
آقایان و خانمهای مدیر در دستگاههای تعلیم و تربیت؛
باید صادقانه بپذیریم که فضای مجازی امروز، نه تنها جایگزین آموزش نشده، بلکه جایگزین «تربیت» و «نظارت» شده است. تبلتها و گوشیهای هوشمند، جایگزین دستان مهربان مربیان و نظارتهای هوشمندانه والدین شدهاند. اما فاجعه اینجاست که این جایگزینی، بدون هیچ برنامه حمایتی و صیانتی از سوی شما صورت گرفته است.
آیا متوجه هستید که «رهاشدگی» در فضای مجازی، تنها یک مشکل اخلاقی یا روانشناختی نیست؟ بلکه یک «بحران امنیتی-اجتماعی» در ابعاد ملی است. کودکی که امروز در فضای مجازی بدون نظارت رشد میکند و در معرض آسیبهای پیچیده قرار میگیرد، همان جوانی است که فردا در قامت یک شهروند، کشور را با چالشهای عمیق روبرو خواهد کرد.
ما دیگر به شنیدن نام «برنامههای حمایتی روی کاغذ» نیاز نداریم.* آنچه نیاز است، یک «اتاق عملیات مشترک» است؛ جایی که در آن هیچ دستگاهی توپ را به زمین دیگری نیندازد.
- کجا بودهاند نظارتهای آموزشی؟
- چرا برنامههای صیانتی با سرعت رشد تکنولوژی پیش نرفتهاند؟
- چرا به جای ایجاد بوروکراسی اداری، به دنبال راهکارهای عملی برای بازگرداندن نوجوانان از دنیای مجازی به دنیای واقعی نبودهاید؟