دشمن آمریکایی و صهیونیستی با هدف قرار دادن کارخانه‌ها، انبارهای گندم و لنج‌های صیادی، آمده است تا معیشت و زندگی مردم ایران را نابود کند، در حالی که خائنان داخلی دیروز دعوت‌کننده به تجاوز بودند و امروز نقاب دلسوزی بر چهره زده‌اند.

دیشب، استکبار جهانی به سرکردگی آمریکای جنایتکار، در ادامه راهبرد جنگ هیبریدی خود، برگ تازه‌ای از پروژه ننگین فلج‌سازی معیشتی ملت ایران را رو کرد. این بار، نوبت به کارخانه پودر ماهی سوزا در جزیره قشم رسید؛ واحدی کاملاً غیرنظامی که نه انبار مهمات، نه هیچ نشانه‌ای از یک هدف نظامی مشروع و نه سامانه پدافندی در آن مستقر بود. آنچه دیشب در قشم هدف قرار گرفته شد، نه یک تأسیسات، که نبض زندگی صدها خانواده صیاد و کارگر جنوبی بود؛ همان مردمانی که پیش از طلوع آفتاب، با توکل بر خدا راهی خلیج همیشه فارس می‌شوند تا مبادا سفره‌ای از نعمت دریا خالی بماند. دشمن آمد تا این چرخه شرافتمندانه کار و تولید را به خاکستر بنشاند.

این حمله، یک حادثه منفصل و خطای محاسباتی نیست. یک روز پیش‌تر، کارخانه آب معدنی در دهلران را زدند؛ در اوج گرمای تابستان، در منطقه‌ای که آب، فقط یک کالا نیست که در واقع اکسیر بقاست. اندکی قبل‌تر، انبار گندم در خوزستان را هدف گرفتند؛ استانی که هنوز زخم‌های جنگ تحمیلی 8 ساله دفاع مقدس را بر تن دارد و اینک باید شاهد سوختن نان مردمش در آتش بمب‌های سنگرشکن آمریکایی باشد. اگر این زنجیره جنایت را کنار هدف‌ قرار گرفتن لنج‌ها و قایق‌های صیادی توسط سران مرتجع و مزدور عربی بگذاریم، یک تصویر راهبردی هولناک آشکار می‌شود که دشمن یک نقشه جامع محروم‌سازی را اجرا می‌کند که در آن، آب، نان و دریا، دقیقاً مانند موشک و سانتریفیوژ، هدف راهبردی محسوب می‌شوند.

آمریکای خبیث و سگ هار صهیونیستی و نوکران مرتجعشان در حاشیه جنوبی خلیج فارس، امروز از جنگ کلاسیک عبور کرده‌اند و رسماً جنگ علیه معیشت ملت ایران را در دستور کار قرار داده‌اند. اینان می‌خواهند زندگی را نه فقط برای دولت و نظام، که برای توده‌های مردم تلخ کنند. استراتژی چندلایه آنان این است که کارخانه تولید پودر ماهی را بزنند تا پروتئین و خوراک دام در کشور کمیاب شود؛ انبار گندم را منهدم کنند تا زمزمه کمبود نان به خیابان‌ها کشیده شود؛ کارخانه آب معدنی را ویران کنند تا در گرمای پنجاه درجه، تشنگی به یک بحران اجتماعی بدل گردد؛ و در نهایت، لنج‌ها را به آتش بکشند تا مردان دریا، یا غرق در آب شوند یا بیکار در ساحل بنشینند. مگر نه این است که قائد شهیدمان بارها هشدار دادند که دشمن به دنبال فروپاشی از درون و ناامیدسازی مردم است؟ اینک پرده از چهره کریه این توطئه برداشته شده است.

در این میان، خیانت جریانی داخلی، که از قضا بلندگوی همان اتاق فکر آمریکایی- صهیونیستی است، شاید تلخ‌تر از بمب‌های دشمن باشد. همان جماعت معلوم‌الحالی که تا دیروز برای عمو ترامپ و بنیامین نتانیاهو نامه عاشقانه می‌نوشتند و علناً از اربابان خود دعوت به حمله نظامی به ایران می‌کردند، امروز در یک چرخش منافقانه، ناله‌های ساختگی سر داده‌اند. همان‌ها که وقتی پهپادهای آمریکایی زیرساخت‌های ما را هدف می‌گرفتند، در شبکه‌های اجتماعی پایکوبی می‌کردند و می‌گفتند: نگران نباشید؛ آمریکا غیرنظامی را نمی‌زند! و هر روایتی از هدف‌گیری بیمارستان و کارخانه را دروغ‌پردازی جمهوری اسلامی می‌خواندند. امروز همان‌ها، با کمال وقاحت، از بی‌برقی و بی‌آبی شیون می‌کنند و اشک تمساح برای جنوب می‌ریزند. آنان که فرماندهان میدان‌های نبرد با تروریسم را جنگ‌طلب می‌نامیدند و اصرار داشتند نظام اسلامی عامل این وضعیت است، فراموش کرده‌اند که آتش این جنگ را خودشان با هیزم خیانت برافروختند.

چه کسی از دشمن دعوت کرد تا به حریم امن سرزمین عزیزمان تجاوز کند؟ چه کسی برای سربازان متجاوز آمریکایی- صهیونیستی فرش قرمز پهن کرد و نقشه مراکز صنعتی و اقتصادی را در بشقاب طلایی تقدیم اربابان آمریکایی- صهیونیستی نمود؟ حقیقت تلخ آن است که این خائنین داخلی، این ستون پنجم دشمن، با قلم و زبان خود، مقدمه‌ساز ریخته‌شدن خون مردم بی‌گناه و سربازان وظیفه‌ای شدند که در بمپور، در راه پاسداری از تمامیت ارضی جمهوری اسلامی، مظلومانه به شهادت رسیدند. خون پاک آن عزیزان، مستقیماً بر دستان همان کسانی است که برای بیگانگان دم تکان دادند و امروز ژست اپوزیسیون دلسوز می‌گیرند. ملت ایران خوب می‌داند که دشمن داخلی از دشمن خارجی خطرناک‌تر است و هرگز فریب این چهره‌های دورو را نخواهد خورد.

اما پیام امروز ما به دشمن زبون و مزدوران داخلی‌اش یک کلمه بیش نیست: هیهات منا الذله! این ملت، در مکتب حسین بن علی (ع) آموخته است که آتش زدن خیمه‌ها، هرگز ایمان را نمی‌سوزاند. شما کارخانه پودر ماهی را بزنید، مردم جنوب از دریا روزی می‌گیرند، انبار گندم را نابود کنید، کشاورز ایرانی از دل خاک دوباره گندم خواهد رویاند. شبکه برق و آب را هدف بگیرید، مهندسان این مرز و بوم با تکیه بر توان داخلی، ویرانی‌ها را بازسازی می‌کنند. این جنگ اقتصادی و زیرساختی، اگرچه رنج و محنت به همراه دارد، اما عیار مقاومت یک ملت را بالاتر می‌برد. اینک در امتداد دفاع مقدس، جبهه‌های جدیدی شکل گرفته که در آن، کارگر کارخانه قشم همانند رزمنده فاو، سنگر تولید را حفظ می‌کند.

امروز، وظیفه ملی و انقلابی ما، در کنار تقویت بنیه دفاعی و انتقام سخت از متجاوزان، حفظ وحدت کلمه و مقابله با عملیات روانی دشمن است. باید نقاب از چهره آنانی که دعوت به تجاوز را به نق‌زدن به وضعیت گره زده‌اند، برداشت. جبهه استکبار بداند که ملت ایران، در سایه رهبری ولی فقیه، از این آزمون دشوار نیز سربلند بیرون خواهد آمد. چرا که تاریخ چهل‌وشش ساله انقلاب اسلامی ثابت کرده هرگاه دشمن گمان نابودی ما را داشت، جبهه مقاومت، از تنگه هرمز تا بام ایران، مستحکم‌تر از گذشته قد برافراشته است. کارخانه‌ها را با خاک یکسان کنند، مقاومت را زنده‌تر کرده‌اند. شعله‌های این آتش، به خواست خدا، روزی خرمن خود آنان را خواهد سوزاند./

نویسنده: امید رنجبر عمرانی