امروز ایران با رهبر شهید خود وداع کرد، اما این وداع، با میراثی سخت و پولادین همراه است: میراثِ اتحاد، مقاومت و ایمان. رهبر شهید رفت تا ما با هم بمانیم و متحدتر از پیش، مسیر مقاومت را تا پیروزی نهایی ادامه دهیم.
در روزهایی که جهان شاهد تلاطمهای سیاسی و نظامی است، ایران با روایتی متفاوت، اما مقتدرانه، با «رهبر شهید» خود وداع کرد. تشییع پیکر آیتالله خامنهای، فراتر از یک مراسم تدفین، به یک مانیفست زنده از ارادهی ملی تبدیل شد؛ رویدادی که میتوان آن را «بزرگترین رفراندوم جهانی» نامید.
این حضور میلیونی، تنها بیانگر اندوه یک ملت نبود، بلکه پاسخی قاطع به توهمات مستکبران بود. در حالی که رسانههای غربی و رژیم صهیونیستی، در خیال خود سناریوهای «خلأ قدرت» و «تزلزل نظام» را مینویسند، خروش مردم در خیابانها، هرگونه محاسبه غلط دشمنان را به خاک سیاه نشاند. این تجمع عظیم، پیامی صریح به واشینگتن و تلآویو بود که پیوند میان ملت و نظام، نه تنها گسستنی نیست، بلکه در لحظات سخت، به اوجی بیسابقه میرسد.
وداع با رهبری که تمام عمرش را به «جانفدایی» برای این خاک سپاری کرد، پایان یک فصل نیست؛ بلکه آغاز نگارش فصلی تازه در هویت جمعی جامعه است. هر گام مردم در این مراسم، در واقع بازآرایی نسبت میان آرمان و ملت بود. در این میدان، مردم با حضور خود، معنای تازهای از «امت» را بر پیکر شهر نقش زدند و ثابت کردند که شهادت، نه نقطه پایان، بلکه سکوی پرتابی به افقهای آینده است.
حضور یکپارچه مردم، فارغ از هر مرزبندی سیاسی، یک ضرورت ملی و اخلاقی بود تا در برابر تروریسم دولتی و تجاوزات بیشرمانه آمریکا و اسرائیل، دادخواهی کنند. این مراسم، در حقیقت تجلی اراده ملتی است که یکصدا علیه قبح عمل تجاوزکارانه مستکبران به پا خاسته است.
امروز ایران با رهبر شهید خود وداع کرد، اما این وداع، با میراثی سخت و پولادین همراه است: میراثِ اتحاد، مقاومت و ایمان. رهبر شهید رفت تا ما با هم بمانیم و متحدتر از پیش، مسیر مقاومت را تا پیروزی نهایی ادامه دهیم.