کمال انلاین : این روزها اگر از جادههای پرپیچوخم و کوهستانی لاریجان عبور کنید، سرخی یاقوتمانند گیلاسهای آویخته از شاخساران، چشم هر رهگذری را مینوازد. اما در پس این زیبایی بصری، تلخی بیپایانی در کام باغداران منطقه نهفته است؛ تلخی ناشی از هزینههای سرسامآور برداشت و قیمتی که حتی کفاف مزد کارگر را هم نمیدهد.
تولید در چنبره دلالان و جوسازیهای کاذب
بخش لاریجان با دارا بودن بیش از ۱۴۵۵ هکتار باغ گیلاس، یکی از وزنههای اصلی تولید این محصول در کشور است. محصولی که به دلیل عدم استفاده از سموم شیمیایی و بهرهگیری از کودهای حیوانی، در سلامت و کیفیت بیرقیب است. اما امروز، باغدار لاریجانی بین دو لبه قیچی گیر افتاده است: از یک سو هزینههای نجومی چیدن میوه و از سوی دیگر، خریداران سودجویی که با استفاده از خاصیت «فسادپذیری سریع گیلاس»، بازار را با قیمتهای دروغین مدیریت میکنند. دلالان با ایجاد جو روانی و ادعاهای واهی درباره اشباع بودن بازار کارخانجات، تولیدکننده را مجبور میکنند دسترنج یکسالهاش را به بهایی ناچیز واگذار کند.
صنایع تبدیلی؛ از وعدههای دور و دراز تا مخروبههای دیروز
گلایه اصلی تولیدکنندگان، فراتر از قیمت بازار، به زیرساختهای فلج منطقه بازمیگردد. حدود ۱۵ سال پیش، دو واحد کمپوتسازی در لاریجان احداث شد که میتوانست جانی دوباره به تولید بدهد، اما امروز یکی از آنها به مخروبهای تبدیل شده و دیگری تغییر کاربری داده است. نبود صنایع فرسوده و فقدان سردخانههای مجهز و مدرن، باعث شده تا باغدار مجبور شود محصولش را بلافاصله پس از چیدن به هر قیمتی بفروشد، چرا که ماندن میوه روی درخت نه تنها باعث پوسیدگی محصول فعلی میشود، بلکه طبق اصول کشاورزی، توان درخت را برای باردهی در سال آینده به شدت کاهش میدهد.
یک بام و دو هوای قیمت؛ از باغ تا سفره*