هشدار اخیر متولی ورزش و جوانان شهرستان آمل درباره تعدد مکان‌های تفریحی غیرمجاز، زنگ خطری است که باید جدی گرفته شود

با گرم شدن هوا و سکوت یافتن مدرسه‌ها، فصل «آزادی» برای نوجوانان و جوانان ما آغاز می‌شود. اما حقیقت تلخی وجود دارد: این آزادی، اگر با «هدف» و «برنامه» همراه نباشه، به سرعت به «سرگردانی» تبدیل می‌شود. در واقع، تابستان برای یک نوجوان، یک صفحه سفید است؛ یا با رنگ‌های زنده ورزش، هنر و یادگیری پر می‌شود، یا به تپیدگیِ خلأهایی تبدیل می‌گردد که هرگونه آسیب اجتماعی، به راحتی در آن ریشه می‌زند.

هشدار اخیر متولی ورزش و جوانان شهرستان آمل درباره تعدد مکان‌های تفریحی غیرمجاز، زنگ خطری است که باید جدی گرفته شود. باید بپذیریم که مکان‌های غیرمجاز، تنها با «ممنوع کردن» از بین نمی‌روند. این مکان‌ها در واقع «پاسخ‌های غلط» به «نیازهای درست» جوانان هستند. نوجوان تشنه‌ی هیجان است، تشنه‌ی دیده شدن است و تشنه‌ی گذراندن زمان با همسالانش است. اگر ما در محله‌هایمان، در پارک‌ها، در مساجد و در باشگاه‌ها، «پاسخ‌های درست» (یعنی تفریحات سالم و جذاب) را فراهم نکنیم، جوان ما به ناچار به سراغ همان پاسخ‌های غلط و مکان‌های غیرمجاز می‌رود.

راه نجات از این بن‌بست، در «ورزش محله‌محور» و «غنی‌سازی اوقات فراغت در کف خیابان» نهفته است. چرا محله؟ چون محله، اولین حلقه از اجتماعی است که نوجوان در آن تعریف می‌شود. وقتی یک مسابقه فوتبال یا والیبال در محله برگزار می‌شود، تنها یک رقابت ورزشی شکل نمی‌گیرد؛ بلکه پیوندهای اجتماعی تقویت می‌شود، استعدادها شناسایی می‌شوند و از همه مهم‌تر، جوان احساس می‌کند که در محیط زندگی‌اش «دیده شده» و «پذیرفته شده» است.

ما باید از مدل «باشگاه‌های بسته و گران‌قیمت» عبور کنیم و به سمت «ورزش همگانی و مردمی» حرکت کنیم. ورزش باید از دیوارهای بلند باشگاه‌ها خارج شود و به پارک‌ها و محله‌ها برگردد تا هیچ جوانی به دلیل نبود امکانات یا فاصله زیاد، در تله‌ی اوقات فراغت سقوط نکند.

یک حقیقت اقتصادی ساده اما تکان‌دهنده وجود دارد: هزینه ساخت یک زمین ورزشی کوچک در یک محله یا برگزاری یک تورنمنت تابستانی، در مقایسه با هزینه‌های گزاف درمان اعتیاد، بازپروری ناهنجاری‌های رفتاری یا مقابله با بزهکاری، تقریباً صفر است. هر ریالی که امروز برای غنی‌سازی اوقات فراغت جوانان هزینه می‌کنیم، در واقع در حال پس‌انداز کردن برای آینده‌ای هستیم که در آن هزینه‌های اجتماعی و درمانی کاهش یابد. این یک «سرمایه‌گذاری انسانی» است که سود آن، سلامتیِ نسل آینده است.

در نهایت، صیانت از نسل جوان، تنها بر عهده یک اداره یا یک نهاد نیست. این یک «وظیفه ملی و شرعی» است. ائمه جماعات باید با تبیین سیاست‌های اخلاق‌مدارانه، مساجد را به مراکز جذب جوانان تبدیل کنند. خانواده‌ها باید با نظارت دلسوزانه و حمایت از فعالیت‌های سالم، حامی فرزندانشان باشند و مدیران شهری باید بسترها و امکانات را فراهم کنند.

تابستان امسال را به فرصتی برای «رشد» تبدیل کنیم، نه «فرصتی برای آسیب». بیایید تا دیر نشود، برای جوانانمان مقصدهایی معنادار بسازیم تا در دنیای پر از هیاهوی تفریحات توخالی، مسیر درست و سالم را گم نکنند.