وقتی دشمن به هیچیک از اهدافش نرسد، یعنی جبهه مقاومت از میدان تا مذاکره با منطق عاشورایی، پیروز و دشمن آغازگر جنگ شکستخورده است.
تاریخ بارها ثابت کرده است که ملتها نه با تعداد سلاحها، بلکه با میزان اراده و ایمانشان در برابر قدرتهای بزرگ میایستند. قدرتهایی که خود را صاحب جهان میدانند، همیشه یک اشتباه محاسباتی بزرگ دارند؛ آنها قدرت ملتهای مقاوم را با معیارهای مادی خود اندازه میگیرند، اما نمیفهمند ملتی که عزت و استقلال را انتخاب کرده، با تهدید و فشار به زانو درنمیآید.
در سالهای اخیر، جبهه دشمن با تمام ابزارهای سیاسی، رسانهای، اقتصادی و نظامی خود تلاش کرد تصویری از یک ایران خسته و در آستانه تسلیم بسازد؛ اما آنچه در میدان واقعیت رخ داد، خلاف تمام محاسبات آنها بود. دشمن آمد تا اراده یک ملت را بشکند، اما در نهایت با دیواری از مقاومت روبهرو شد؛ مقاومتی که تنها در میدان نظامی خلاصه نمیشود، بلکه در اندیشه، دیپلماسی، اقتصاد و اراده ملی ریشه دارد.
امروز اگر کسی بخواهد میان آن برادری که پشت لانچر موشک ایستاده و آن برادری که پشت میز مذاکره از منافع ملت دفاع میکند، فاصله بیندازد، در حقیقت اصل ماجرا را نفهمیده است. اینها دو مسیر جدا نیستند؛ دو بخش از یک راهبرد واحدند. یکی با زبان قدرت سخت پیام بازدارندگی را منتقل میکند و دیگری با زبان دیپلماسی همان اقتدار را به میدان مذاکره میبرد.
قدرت واقعی آنجاست که دشمن بداند پشت هر جمله مذاکرهکننده، پشت هر تصمیم سیاسی و پشت هر حرکت دیپلماتیک، اراده ملتی ایستاده که حاضر نیست استقلال خود را معامله کند. مذاکره زمانی معنا دارد که از موضع عزت، نه از جایگاه ترس و عقبنشینی باشد. مقاومت زمانی اثرگذار است که دشمن بداند گزینههایش محدود و اراده طرف مقابل شکستناپذیر است.
در این میان، جبهه مقاومت در منطقه نیز نشان داد که معادلات قدیمی تغییر کرده است. آن روزهایی که قدرتهای استکباری تصور میکردند با حمله نظامی، تهدید و فشار میتوانند ملتها را وادار به تسلیم کنند، به پایان رسیده است. از لبنان تا یمن و عراق، جریان مقاومت نشان داد که اراده ملتها را نمیتوان با بمب و تحریم از بین برد.
دشمنان با تمام توان وارد میدان شدند، اما سؤال اساسی این است: آیا به اهدافی که برای خود تعریف کرده بودند رسیدند؟ آیا توانستند مسیر سیاسی ایران را تغییر دهند؟ آیا توانستند تمامیت ارضی و امنیت منطقه را مطابق خواست خود بازطراحی کنند؟ آیا توانستند توان دفاعی ایران را از بین ببرند؟ آیا توانستند برنامه هستهای ایران را آنگونه که میخواستند متوقف کنند؟ آیا توانستند ارتباط ایران با جبهه مقاومت را قطع کنند؟
پاسخ روشن است؛ پروژهای که با هدف تغییر معادلات یک کشور آغاز شد، در نهایت نتوانست اراده آن ملت را درهم بشکند. دشمنی که با ادعای پیروزی وارد میدان شد، وقتی به اهداف اصلی خود نرسید، ناچار شد محاسباتش را تغییر دهد. این همان نقطهای است که مفهوم شکست و پیروزی در آن معنا پیدا میکند؛ پیروزی فقط در پیشروی نظامی نیست، گاهی بزرگترین پیروزی این است که دشمن نتواند خواسته اصلی خود را تحمیل کند.
اما رمز این ایستادگی را باید در فرهنگ عاشورا جستوجو کرد. محرم تنها یک مناسبت تاریخی نیست؛ یک مکتب زنده برای فهم مقاومت است. عاشورا به جهان آموخت که حق، با تعداد نفرات سنجیده نمیشود و قدرت ظاهری همیشه نشانه پیروزی نیست. در کربلا، دشمن همه ابزارهای مادی را در اختیار داشت، اما در برابر عظمت یک اراده الهی شکست خورد.
امام حسین(ع) به تاریخ نشان داد که گاهی ایستادن، خود بزرگترین پیروزی است. آن حضرت در برابر جریان ظلم ایستاد تا ثابت کند عزت انسان مؤمن، قابل معامله نیست. امروز نیز هر ملتی که از همین فرهنگ الهام میگیرد، میداند که هزینه مقاومت ممکن است سنگین باشد، اما هزینه تسلیم شدن بسیار سنگینتر است.
محرم امسال، پیام عاشورا بیش از همیشه زنده است؛ پیام اینکه دشمنان میتوانند تهدید کنند، میتوانند فشار بیاورند، میتوانند جنگ روانی به راه بیندازند، اما نمیتوانند ملتی را که به هویت و آرمان خود باور دارد، شکست دهند.
آنچه امروز در میدان دیده میشود، تقابل دو منطق است؛ منطق سلطه که میخواهد اراده خود را بر دیگران تحمیل کند و منطق مقاومت که میگوید ملتها حق دارند مستقل، با عزت و بر اساس منافع خود تصمیم بگیرند.
از سنگر دفاعی تا سنگر دیپلماسی، از میدان مقاومت تا میز مذاکره، یک پیام مشترک وجود دارد: ایران برای جنگطلبی وارد میدان نمیشود، اما در برابر زورگویی نیز سر خم نمیکند. این همان روحیهای است که از عاشورا به ارث رسیده است؛ روحیهای که میگوید میتوان محاصره شد اما تسلیم نشد، میتوان سختی دید اما عزت را نفروخت.
امروز دشمن باید یک حقیقت را پذیرفته باشد؛ ملتهایی که با فرهنگ عاشورا زندگی میکنند، با تهدید از میدان خارج نمیشوند. آنها ممکن است با چالش روبهرو شوند، اما شکستپذیر نیستند؛ زیرا قدرت اصلی آنها نه فقط در تجهیزات، بلکه در ایمان، وحدت و ارادهای است که از نسلهای گذشته به آنها رسیده است و این همان درس بزرگ تاریخ است؛ هرگاه جبهه حق بر اصول خود ایستاده، زمان به سود او شهادت داده است. عاشورا ماندگار شد چون تسلیم نشد؛ مقاومت نیز ماندگار خواهد شد چون بر همان منطق عزت، ایستادگی و نپذیرفتن ذلت استوار است.
نویسنده: امید رنجبر عمرانی