: آقایان! در این ۴۷ سالی که شیرابههای سمی عمارت مثل خنجری در قلب زمین فرو میرفت و مستقیماً به سفرههای زیرزمینی و رودخانه هراز نفوذ میکرد، خطکشهای شما کجا بود؟
این روزها که پس از نزدیک به نیم قرن انتظار، بارقههای امید برای پایان کابوس ۴۷ ساله «کوه زباله عمارت» با سرمایهگذاری ۱.۵ همتی بخش خصوصی و تکنولوژیهای نوین در آمل جان گرفته، ناگهان صدای نقد برخی کارشناسان بلند شده است.
کارشناسانی که با خطکش و پرگار، فاصله محل پروژه جدید تا رودخانه و روستا را اندازه میگیرند و از «ضوابط سختگیرانه» سخن میگویند.اما پرسش اساسی مردم آمل از این دوستانِ دقیق و ضابطهمند این است: آقایان! در این ۴۷ سالی که شیرابههای سمی عمارت مثل خنجری در قلب زمین فرو میرفت و مستقیماً به سفرههای زیرزمینی و رودخانه هراز نفوذ میکرد، خطکشهای شما کجا بود؟
آن زمان که آمار سرطان در آمل به دلیل آلودگیهای زیستمحیطی اوج میگرفت و ریههای مردم این شهر میزبان گازهای سمی بود، چرا کسی از «فاصلهگذاریهای قانونی» و «ردههای حساسیت زیستمحیطی» سخن نمیگفت؟
آیا آن زمان سلامت مردم جزو «کاربریهای حساس» نبود؟نقد به محل اجرای پروژه جدید در حالی مطرح میشود که:
-
فاجعه فعلی (عمارت) در بدترین جای ممکن و با بدترین روش ممکن (دپوی سنتی) در حال نابودی مازندران است.۲
-
. تکنولوژیهای نوین مدیریت پسماند، هزاران بار پاکتر و ایمنتر از وضعیت فاجعهبار فعلی هستند.۳
-
. سرمایهگذار بخش خصوصی با جرات وارد میدانی شده که دهههاست دولتیها از آن گریزان بودهاند.
اینکه امروز بخواهیم با اعداد و ارقامی مثل «۱۰۰ متر فاصله کمتر یا بیشتر»، پروژهای به این عظمت را با چالش مواجه کنیم، نه خدمت به محیط زیست، که نوعی «خودزنی اجتماعی» است.
مردم آمل دیگر رمقی برای شنیدن تئوریهای انتزاعی ندارند. برای شهروندی که سالهاست بوی تعفن زباله و ترس از بیماری را تنفس کرده، «اقدام عملی» بسیار مقدستر از «نقدهای کتابخانهای» است.
بهتر است جامعه کارشناسی به جای ایستادن در صف منتقدانِ محل پروژه، در صفِ «ناظرانِ دقیقِ اجرا» بایستند تا این فرصت تاریخی دوباره به بایگانیِ اهمالکاریها سپرده نشود.
آقایان کارشناس! اجازه دهید آمل نفس بکشد؛ برای مصلحتاندیشی، ۴۷ سال زمان داشتید که گذشت، امروز وقت همراهی برای جراحی این تومور بدخیم است.