ایران با کنترل شریانهای حیاتی داده و اقتصاد جهان، ماشه قطع اکسیژن مالی غرب و منطقه را در دست دارد.
دوران بزن و دررو نه تنها در عرصه نظامی، که در تمامی معادلات زیربنایی جهان به پایان رسیده است. اگر تا دیروز دشمنان قدار و پادوهای منطقهای آنها، اقتدار جمهوری اسلامی ایران را تنها در برد موشکهای نقطهزن و پهپادهای کابوسوار جبهه مقاومت جستوجو میکردند، امروز با واقعیتی هولناکتر روبرو شدهاند؛ واقعیتی که نشان میدهد نبض حیات آنها، از معیشت و تجارت گرفته تا الکتریسیته و بیتهای لرزان اینترنتشان، در قبضه اراده فرزندان روحالله و خامنه ای است. ایران امروز، نه فقط نگهبان هرمز، بلکه فرمانروای شریانهای حیاتی جهان در حساسترین نقطه جغرافیایی زمین است و دشمن باید بداند که تمام هست و نیست او و نوکران منطقهایاش، همچون تاری سست در چنگال اقتدار ماست.
سالهاست که حنجرههای اجارهای غرب و رسانههای زنجیرهای سعی در کوچکانگاری قدرت ایران دارند تا اینگونه القا کنند که تمام توان ما در مسدود کردن یک آبراه خلاصه میشود؛ اما حقیقت، سیلی محکمی بر صورت این محاسبات پوسیده است. تنگه هرمز برای ما صرفاً یک گذرگاه دریایی نیست؛ بلکه خناق استکبار است. آنچه امروز اتاقهای فکر واشینگتن و تلآویو را به وحشت انداخته، فراتر از عبور نفتکشهاست؛ ایران بر گرهگاههای زیرساختی جهان اشراف کامل دارد. کابلهای نوری و شریانهای انتقال داده که شرق و غرب عالم را به هم متصل میکنند، از مناطقی عبور میکنند که سایه اقتدار ایران بر آنها سنگینی میکند. دشمن باید بداند اگر اراده کنیم، نه تنها چراغ خانههایشان، بلکه دنیای مجازی و سیستمهای مالی پوشالیشان نیز در طرفهالعینی به تاریکی مطلق فرو خواهد رفت.
خطاب به سران مرتجع حوزه خلیجفارس که در قصرهای شیشهای خود نشستهاند و با دلارهای نفتی، اسلحه از شیطان بزرگ میخرند تا امنیت عاریتی خود را تضمین کنند، باید گفت: تمام ثروت و شوکت شما به چند رشته فیبر نوری بند است که از زیر آبهای تحت حاکمیت و اشراف ایران میگذرد. شما که بورسهای خود را به سیستمهای مالی نیویورک و لندن گره زدهاید، آیا میدانید که اگر اراده ایران بر قطع شریانهای ارتباطی قرار گیرد، تمام آن اعداد و ارقام پوشالی در نمایشگرهای بورس ابوظبی، ریاض و دوحه در کمتر از چند دقیقه به صفر میل خواهد کرد؟ شما گاوهای شیردهی هستید که حتی شیرتان هم از طریق کابلهایی منتقل میشود که نبضشان در دست دلاوران نیروی دریایی سپاه ماست. کوچکترین خطای محاسباتی، یعنی فروپاشی کامل اقتصادهای کاغذیتان که به اشارت ابروی تهران بند است.
امروز جریان اطلاعات و مبادلات مالی میان رژیم غاصب صهیونیستی و اربابان آمریکاییاش، از شاهراههایی عبور میکند که در تیررس مستقیم اشراف اطلاعاتی و عملیاتی ایران است. کابلهای زیردریایی که دادههای حیاتی والاستریت و نزدک را از این منطقه عبور میدهند، فرش قرمزی زیر پای اقتدار ما هستند. دشمن بداند اگر دست از پا خطا کند، ما نه با موشک، که با قطع جریان دادهها، چنان زلزلهای در بازارهای بورس جهانی و سیستمهای انتقال ارز ایجاد میکنیم که بحران مالی ۲۰۰۸ در مقابل آن مانند یک بازی کودکانه به نظر برسد؛ ما لولههای نفت را نمیبندیم، ما اکسیژن مالی شما را قطع خواهیم کرد!
اقتصاد لرزان غرب که مانند خانهای بر روی آب است، تاب تحمل یک ساعت اختلال در شبکه فیبر نوری منطقه را ندارد. میلیاردها دلار مبادله ارزی و سهام که برای رژیم صهیونیستی و بانکهای آمریکایی حکم خون در رگ را دارد، از گلوگاهی عبور میکند که کلید آن در دست تهران است. ایران امروز به مرحلهای از قدرت رسیده است که میتواند با یک فرمان، بورسهای جهانی را به جمعه سیاه همیشگی بدل کند. ورشکستگی بانکهای غربی، سقوط ارزش سهام غولهای فناوری و نابودی ثروت بادآورده صهیونیستها، تنها بخشی از هزینه گزافی است که دشمن بابت هرگونه ماجراجویی علیه ایران اسلامی پرداخت خواهد کرد.
این اقتدار، نه از سر اتفاق، که محصول هوشمندی راهبردی جمهوری اسلامی است. ما جغرافیای خود را به سلاحی هوشمند تبدیل کردهایم. تنگه هرمز برای ما مرکز ثقل امنیت دیجیتال و مالی جهان است و دشمنان باید بفهمند که عصر قلدری دریایی گذشته و دوران حکمرانی ایران بر شریانهای حیاتی فرارسیده است. اگر امنیت برای ما نباشد، برای هیچکس نخواهد بود. این پیامی صریح به اتاقهای فکر در واشینگتن است: شما روی کابلهایی راه میروید که ماشه قطع آنها در دست ماست. بگذارید بوقهای تبلیغاتی غرب هرچه میخواهند هیاهو کنند؛ واقعیت این است که ثبات اقتصادی آمریکا، بقای مالی رژیم صهیونیستی و عیش و نوش سران مرتجع منطقه، همگی گروگان عقلانیت و صبوری ایران است.
اما این صبوری همیشگی نیست؛ اگر سایه تهدید از سر این ملت برداشته نشود، ایران ماشهای را خواهد چکاند که با آن، نه فقط یک منطقه، بلکه کل تمدن پوشالی و دیجیتال غرب در اعماق خلیجفارس غرق خواهد شد. آن روز، نه دلارهای نفتی به کار سران عرب میآید و نه ناوهای هواپیمابر به داد یانکیها میرسند.
نویسنده: امید رنجبر عمرانی