وزارت جهاد کشاورزی با تضمین تولید و توزیع غذا، امروز همان نقش خط مقدم دفاع از آرامش و امنیت ملی را بر عهده دارد.
در روزهای نهچندان دور، سایه جنگ بر آسمان ایران گسترده بود و طنین آژیرها در شهرها و روستاها گوشها را پر میکرد. دشمن تنها خاک را هدف نگرفته بود؛ او قصد داشت روح و امید یک ملت را تسخیر کند. در آن دوران، هر خانه به سنگری کوچک بدل شده بود؛ مادرانی که در غیاب فرزندانشان در جبههها با کمبودها میساختند، کشاورزانی که در دل تهدید و آتش زمین را رها نکردند و نانی پختند که بوی مقاومت میداد و مردمی که باور داشتند با همدلی و صبر میتوانند از سختترین آزمون تاریخ سربلند بیرون آیند.
جنگ، تنها صدای توپ و تانک نبود؛ صفهای طولانی برای سوخت، کوپنهای محدود برای برنج و روغن و نگرانی مداوم از فردا، بخشی از جبههای پنهان بود که در دل کوچهها و بازارها جریان داشت. همانطور که رزمندگان در سنگرها جان میدادند تا خاک وطن دستنخورده بماند، مردمی که در پشت جبهه بودند با صبر و ایستادگی، بنیانهای اجتماعی کشور را زنده نگه داشتند. این همافزایی میان میدان نبرد و زندگی روزمره، معجزهای آفرید که به آن دفاع مقدس میگوییم.
دههها از آن روزها گذشته است اما جهان همچنان روی آرامش ندیده است. منطقه خاورمیانه هنوز بوی باروت میدهد و سایه تهدید همیشه بالای سر ملتهاست. جنگ دوازده روزه اخیر میان ایران و رژیم صهیونیستی، بار دیگر یادآور این حقیقت بود که خطر میتواند در هر لحظه شعلهور شود. درست همانطور که در دهه شصت دشمن تلاش میکرد با تحریم و فشار اقتصادی، توان مقاومت ایران را از درون سست کند، امروز نیز فشارهای خارجی بیش از هرچیز بر معیشت مردم متمرکز است. در این شرایط، تجربه دفاع مقدس همچون چراغی روشن میدرخشد، همان روحیه جهادی و انسجام ملی که ملت را از بحرانهای گذشته عبور داد، اکنون باید در مدیریت اقتصادی و به ویژه امنیت غذایی جاری شود.
سفره مردم، امروز همان جایگاهی را دارد که دیروز خاک و مرزهای کشور داشت. اگر دشمن دیروز خاک را تهدید میکرد، امروز میکوشد با تهدید قوت روزانه، اعتماد و آرامش جامعه را متزلزل کند. جامعهای که در تأمین نیازهای اولیهاش دچار کمبود شود، ناخواسته به ورطه اضطراب و بیاعتمادی میافتد و هیچ چیز برای امنیت ملی خطرناکتر از این نیست به همین دلیل، امنیت غذایی تنها یک دغدغه اقتصادی نیست؛ بلکه ستون پایداری اجتماعی و سیاسی یک ملت است.
در این میدان، وزارت جهاد کشاورزی نقشی تعیینکننده دارد. امروز این وزارتخانه نه تنها نهاد تولید محصولات کشاورزی، بلکه سنگر اصلی پاسداری از آرامش روانی و ثبات اجتماعی مردم است.
در روزهای جنگ ۱۲ روزه، هنگامی که صدای موشکها فضای شهرها را پر کرده بود و اضطراب بر دلها سایه افکنده بود، مردم نگران بودند که مبادا تکرار سختیهای دهه شصت، دوباره سفرهها را تهی کند. در همین مقطع بود که وزارت جهاد کشاورزی نشان داد میدان امروز، سنگری متفاوت اما به همان اندازه حیاتی دارد.
در سکوت شب، کامیونهای حامل آرد، برنج و روغن در جادهها در حرکت بودند؛ انبارهای ذخیرهسازی شبانهروز تحت نظارت قرار داشت و هیچ محمولهای اجازه توقف پیدا نمیکرد. بازارها حتی در شرایط پرتنش از اقلام ضروری خالی نماند و مردم هر صبح که در فروشگاهها و نانواییها باز میشد، مشاهده میکردند که کالاهای اساسی در دسترس است. این تصویر ساده، خود پیامی بزرگ داشت: کشور بر اوضاع مسلط است.
این بار، رزمندگان خط مقدم نه تنها در جبهه نظامی، بلکه در پشت میزهای مدیریت بحران و در مزرعههای گندم و دامداریها حضور داشتند. وزارت جهاد کشاورزی همانند فرماندهای که خطوط دفاعی را مستحکم میکند با تدابیری دقیق مانع شد بازارها به شوک دچار شوند. ذخایر استراتژیک که پیشتر تدارک دیده شده بود، همچون خاکریز مستحکمی در برابر طوفان عمل کرد. هر کیسه آرد، هر تن برنج و هر لیتر روغن که بهموقع توزیع شد به اندازه یک پیروزی نظامی، آرامش را به خانهها بازگرداند.
مردمی که زیر سایه موشک و اخبار جنگی نفس میکشیدند بهخوبی حس کردند که پشتوانهای مطمئن وجود دارد. وقتی مادر خانوادهای بدون نگرانی از نبود شیر یا نان برای فرزندانش غذا آماده میکرد در حقیقت وزارت جهاد کشاورزی همان نقشی را ایفا کرده بود که رزمندهای در خط مقدم برای آرامش شهرها بر عهده داشت.
حمایت از کشاورزان نیز چیزی فراتر از یک سیاست حمایتی ساده است. آنان سربازان بیادعای امروزند؛ مردانی و زنانی که در دل خاک میکارند و برداشت میکنند تا چراغ سفرهها روشن بماند. تأمین نهادهها، تضمین خرید محصولات و حمایت پایدار از آنان، همچون پشتیبانی از خط مقدم است. بیتردید، اگر کشاورز امید خود را از دست بدهد، کل جامعه در معرض ناامنی قرار میگیرد.
اما نگاه به آینده نیز ضرورت دارد. تجربه جنگ نشان داد که پیروزی تنها با مقاومت حاصل نمیشود، بلکه نیازمند ابتکار و نوآوری است. همانطور که مهندسان ایرانی در دوران دفاع مقدس با خلاقیتهای بومی تجهیزات را تأمین میکردند، امروز نیز کشاورزی کشور نیازمند جهش به سمت دانشبنیانی و فناوریهای نوین است. اصلاح بذرها، مکانیزاسیون و استفاده از شیوههای نوین آبیاری، همه بخشی از راهی است که امنیت غذایی را از سطحی موقت به سطحی پایدار و بلندمدت ارتقا میدهد.
فراموش نکنیم که امنیت غذایی تنها بر جسم مردم اثر نمیگذارد؛ بلکه روان آنان را نیز شکل میدهد. وقتی خانوادهای مطمئن است که نان، برنج و روغن فردایش فراهم است، احساس امنیت و اعتماد به ساختار حاکمیتی تقویت میشود. این اعتماد، سرمایهای اجتماعی است که در سختترین شرایط همچون سپری محکم از کشور محافظت میکند. در مقابل کوچکترین کمبود در کالاهای اساسی میتواند شایعات و اضطراب را همچون آتشی پنهان گسترش دهد و جامعه را از درون دچار بیثباتی کند.
هفته دفاع مقدس، نه صرفاً یادآور یک مقطع تاریخی بلکه نشانهای است از این حقیقت که ملت ایران در هر آزمونی اگر به وحدت و روحیه جهادی تکیه کند، میتواند پیروز بیرون آید. امروز نیز چنین است. همانگونه که رزمندگان دیروز در میدان نبرد، حافظ مرزها بودند، کشاورزان و مدیران امروز در میدان اقتصاد، حافظ سفرهها و آرامش مردماند. دفاع مقدس به ما آموخت که امنیت تنها در سایه توپ و تانک معنا ندارد؛ امنیت واقعی آن است که مردم در خانههایشان آسوده بخوابند، بیآنکه دغدغه نان فردا داشته باشند.
پس اگر بخواهیم میراث دفاع مقدس را به نسلهای امروز منتقل کنیم، باید بگوییم که جنگ دیروز با خون و ایثار به پایان رسید، اما جبهه امروز در دل اقتصاد و معیشت ادامه دارد و در این جبهه، وزارت جهاد کشاورزی نه یک دستگاه اجرایی ساده، بلکه فرماندهی استراتژیک برای پایداری اجتماعی و ملی به شمار میرود. هر دانه گندم، هر قطره شیر و هر قرص نان، امروز همان ارزشی را دارد که دیروز یک خاکریز یا یک تپه استراتژیک داشت. این حقیقت، پیوند ناگسستنی میان دیروز و امروز است؛ پیوندی که اگر بهدرستی دیده شود، آیندهای امن و مطمئن برای ایران رقم خواهد زد.
نویسنده: امید رنجبر عمرانی