آینده کشاورزی و امنیت غذایی با حفاظت از اراضی کشاورزی و جلوگیری از تغییر کاربری بی‌رویه تضمین می‌شود

استان مازندران را می‌توان گنجینه‌ای از نعمت‌های طبیعی و موهبتی الهی برای ایران دانست. جلگه‌های حاصلخیز، آب‌وهوای معتدل و بارش‌های مناسب، این سرزمین را به یکی از اصلی‌ترین قطب‌های تولید محصولات کشاورزی کشور بدل کرده است. از شالیزارهای گسترده برنج گرفته تا باغ‌های مرکبات و کیوی، همه‌وهمه نمادی از سرزمینی هستند که قرن‌هاست سفره مردم ایران را غنی ساخته و سهمی مهم در امنیت غذایی کشور بر عهده دارد. مازندران نه‌تنها معیشت هزاران کشاورز را تأمین کرده است بلکه همچون سپری در برابر وابستگی غذایی کشور عمل می‌کند.

اما این تصویر زیبا، در سال‌های اخیر با تهدیدی جدی مواجه شده است. فشارهای اقتصادی و اجتماعی، سودجویی برخی افراد و نهادها و نگاه کوتاه‌مدت به زمین، سبب شده است تا ولعی روزافزون برای تغییر کاربری اراضی کشاورزی در استان شکل گیرد. بسیاری از زمین‌های حاصلخیز که می‌توانستند هر سال محصولی استراتژیک و حیاتی تولید کنند، اکنون قربانی احداث ویلاها، مراکز تفریحی و یا توسعه بی‌رویه محدوده‌های شهری شده‌اند. این تغییر کاربری‌ها در ظاهر شاید سودآور و جذاب به نظر برسند اما در باطن، ریشه‌های کشاورزی مازندران و در نهایت امنیت غذایی کشور را می‌خشکانند.

هر قطعه زمین کشاورزی که از چرخه تولید خارج می‌شود، تنها یک ملک شخصی نیست که تغییر کاربری داده شده باشد، بلکه بخشی از توان تولیدی کشور از دست رفته است. نابودی خاک حاصلخیز به معنای کاهش تولید محصول، کاهش اشتغال روستایی و در نهایت افزایش وابستگی به واردات مواد غذایی است. در شرایطی که جمعیت کشور رو به افزایش است و نیاز به مواد غذایی روزبه‌روز بیشتر می‌شود، کوچک شدن سطح زیرکشت در مازندران می‌تواند به بحران‌های ملی منجر شود. وابستگی غذایی به خارج از مرزها نه‌تنها اقتصاد کشور را تهدید می‌کند، بلکه استقلال سیاسی و اجتماعی را نیز به مخاطره می‌اندازد.

این روند آثار اجتماعی و فرهنگی نیز دارد. کشاورزانی که زمین‌های خود را از دست می‌دهند یا به دلیل کم‌سودی مجبور به فروش می‌شوند، اغلب شغل و معیشت خود را نیز از دست می‌دهند. آنان ناچارند به شهرها مهاجرت کنند و به مشاغل کاذب روی آورند. از سوی دیگر، تبدیل زمین‌های کشاورزی به ویلا و ساختمان، چهره روستاها را تغییر داده و بافت سنتی و فرهنگی آن‌ها را از بین می‌برد. آنچه باقی می‌ماند، مجموعه‌ای پراکنده از خانه‌های لوکس است که هیچ نسبتی با روح و هویت روستایی ندارد. این تغییرات نه‌تنها به کشاورزی ضربه می‌زند، بلکه به فرهنگ و اجتماع بومی مازندران نیز آسیب وارد می‌کند.

بی‌تردید قانون‌گذاران و مسئولان به اهمیت حفاظت از اراضی کشاورزی واقف بوده‌اند و مقرراتی را برای جلوگیری از تغییر کاربری تصویب کرده‌اند اما مشکل اصلی در ضعف نظارت و اجرای این قوانین است. در بسیاری از موارد، فشارهای اقتصادی و اجتماعی یا حتی منافع برخی افراد ذی‌نفوذ، مانع از اجرای قاطع قوانین می‌شود. نتیجه آن است که زمین‌های کشاورزی مازندران به تدریج بلعیده می‌شوند و روند تخریب همچنان ادامه می‌یابد. این در حالی است که اگر همین زمین‌ها حفظ شوند، می‌توانند برای دهه‌ها غذای میلیون‌ها نفر را تأمین کنند.

راه برون‌رفت از این بحران، تنها در برخورد قانونی خلاصه نمی‌شود. گرچه برخورد قاطع با متخلفان ضروری است اما باید به ریشه‌های اقتصادی ماجرا نیز توجه کرد. بسیاری از کشاورزان مازندران با مشکلاتی همچون هزینه بالای تولید، نبود بازار مناسب برای فروش محصولات و نبود حمایت‌های کافی دولتی مواجه‌اند. در چنین شرایطی، فروش زمین و تبدیل آن به ویلا، برایشان سودی چندبرابر کشاورزی دارد. اگر دولت و نهادهای متولی بتوانند کشاورزی را سودآور و پایدار کنند، کشاورزان کمتر به سمت فروش زمین‌های خود خواهند رفت. حمایت‌های مالی، بیمه‌های کشاورزی، ایجاد بازارهای مطمئن و توسعه صنایع تبدیلی از جمله اقداماتی است که می‌تواند ارزش اقتصادی زمین‌های کشاورزی را بالا ببرد و انگیزه تغییر کاربری را کاهش دهد.

از سوی دیگر، باید فرهنگ‌سازی گسترده‌ای در جامعه صورت گیرد. مردم باید بدانند که هر متر از زمین کشاورزی، بخشی از سرمایه ملی است. رسانه‌ها، دانشگاه‌ها و مدارس می‌توانند این آگاهی را به نسل‌های مختلف منتقل کنند. حتی گردشگران و مسافران نیز باید درک کنند که لذت بردن از طبیعت شمال کشور، زمانی پایدار خواهد بود که زمین‌های کشاورزی و محیط‌زیست حفظ شوند، نه آنکه با تبدیل شالیزارها به ویلا، این موهبت‌ها نابود گردد.

مدلی پایدار از توسعه، می‌تواند جایگزین ساخت‌وسازهای بی‌رویه شود. به عنوان نمونه، توسعه گردشگری روستایی و بوم‌گردی، امکان درآمدزایی برای کشاورزان را فراهم می‌کند بدون آنکه زمین‌های کشاورزی از بین برود.

اقامتگاه‌های بومی، گردشگری کشاورزی و صنایع دستی، ظرفیت‌هایی هستند که در کنار کشاورزی می‌توانند رونق اقتصادی ایجاد کنند و همزمان زمین‌ها را حفظ نمایند.

امروز اگر از چشم‌انداز بلندمدت به موضوع بنگریم، آینده امنیت غذایی کشور، به‌ویژه با توجه به شرایط اقلیمی و بحران کم‌آبی، بیش از هر زمان دیگری به استان‌هایی چون مازندران وابسته است. زمین‌های حاصلخیز این استان سرمایه‌ای است که تکرارشدنی نیست. اگر این زمین‌ها از بین برود، دیگر امکان بازگرداندن آن‌ها وجود ندارد. هر ویلا که روی خاک کشاورزی ساخته می‌شود در واقع یک کارخانه تولید غذا را برای همیشه تعطیل می‌کند.

حفاظت از اراضی کشاورزی مازندران، تنها دغدغه کشاورزان یا مسئولان محلی نیست؛ بلکه موضوعی ملی و استراتژیک است که با استقلال و امنیت کشور گره خورده است. همه ما باید در این مسیر مسئولانه عمل کنیم. دولت باید با جدیت بیشتری قوانین را اجرا کند، کشاورزان باید به ارزش زمین خود آگاه باشند و مردم باید بدانند که لذت کوتاه‌مدت از داشتن یک باغ‌ویلا در برابر هزینه‌های بلندمدت نابودی کشاورزی، بسیار ناچیز است.

امروز مازندران در نقطه‌ای حساس ایستاده است؛ نقطه‌ای که آینده آن را نه‌تنها برای نسل حاضر، بلکه برای نسل‌های آینده رقم خواهد زد. اگر در برابر ولع تغییر کاربری ایستادگی کنیم و زمین‌های کشاورزی را همچون میراثی گرانبها پاس بداریم، فرزندان ما نیز خواهند توانست از نعمت برنج، مرکبات و محصولات این سرزمین بهره‌مند شوند. اما اگر در برابر این روند سکوت کنیم، فردا دیگر چیزی جز ساختمان‌های بی‌روح و زمین‌های بایر باقی نخواهد ماند.

بنابراین، آینده کشاورزی و امنیت غذایی کشور در گرو حفاظت از اراضی کشاورزی مازندران است. انتخاب امروز ما تعیین خواهد کرد که آیا فردا کشوری مستقل و برخوردار از امنیت غذایی خواهیم داشت یا ملتی وابسته که در تأمین نان روزانه خود نیز به دیگران چشم دوخته است.

نویسنده: امید رنجبر عمرانی