دولت خدمتگزار ادامه همان جبهه دفاعی در زمان صلح است

هفته دولت، تنها یک مناسبت تقویمی نیست؛ آنگاه که نام «دولت» بر تارک هفته‌ای می‌درخشد، سخن از تدبیر، امانت و خدمت است. سخن از دستانی است که نه برای تصاحب که برای بخشش گشوده شده‌اند و دل‌هایی که نه برای قدرت که برای مردم می‌تپند و اینک شعار امسال چکیده‌ای از روح زمانه ما است: «دوازده ماه تلاش و دوازده روز دفاع».

این شعار دو روی سکه اصالت این ملت است؛ رویی که می‌سازد و رویی که می‌ایستد. رویی که با قلم زندگی می‌نگارد و رویی که با شمشیر حیات را پاس می‌دارد.

دوازده ماه تلاش حکایت پایداری و امید است. حکایت مردمانی که باوری راسخ در رگ‌هایشان جاری است، باور به اینکه آبادانی میهن عبادتی بزرگ است. این دوازده ماه همچون دوازده برش از زمان، هر یک رنگی و بویی خاص دارند از فروردین که نویدبخش شکفتن تا اسفند که گردهم‌آورنده برکت‌های یک سال است؛ در این میان هیچ ماهی نیست که ردپای تلاشگری‌های خاموش و گمنام در آن دیده نشود.

تصویر این تلاش تنها در کلان‌شهرها و پشت میزهای مدیریت نیست. این تصویر در دل روستاهای دوردست است، جایی که معلمی با عشق الفبای دانایی را به کودکان می‌آموزد، در کارگاه‌های کوچک و بزرگ است، جایی که کارگری با عرق جبین چرخ‌های صنعت را به حرکت درمی‌آورد، در مزرعه‌های طلایی است، جایی که کشاورزی با دستان پینه‌بسته جلوه‌ای از تضرع و سپاس را در هیئت رویش گندم به نمایش می‌گذارد، در بیمارستان‌ها است، جایی که پرستاری با شب‌بیداری مرهمی بر زخم دردمندان می‌نهد. این‌ها همه نقوشی از یک فرش بزرگ و پرظرافت هستند که نامش «ایران» است و هر نخ آن با رنج و عشق بافته شده است.

این دوازده ماه نبردی خاموش اما تعیین کننده است، نبردی برای فتح قله‌های دانش، برای رسیدن به خودکفایی، برای ساختن پل‌ها و جاده‌ها، برای نوشتن مقاله‌ها و کتاب‌ها، برای تولید و پیشرفت است. اینجا سلاح دانش، اخلاق، صداقت و ایثار است. اینجا میدان نبرد بی‌کران و همیشگی و پایانش رسیدن به مقامی که سزاوار آنیم است.

و اما دوازده روز دفاع... گویی تاریخ نفس‌های خود را در یک بازه زمانی به غایت کوتاه و به غایت متراکم حبس کرده است. این دوازده روز یک نبرد نظامی صرف نیست؛ این یک «حماسه» است. حماسه‌ای که در آن اراده الهی ملتی در مقابل غرور شیطانی دشمنی تا بن دندان مسلح قد علم کرد.

در آن روزهای سوزان آسمان ایران، آهن‌پاره‌های متجاوز را به خود دید اما آنچه دشمن محاسبه نکرده وجود مردانی که آسمان دل‌هایشان از آهن سخت‌تر بود. رزمندگان دلاوری که با موشک های آهنین خود همانند سیمرغانی اساطیری به قلب آتش زدند و افسانه شکست‌ناپذیری دشمن را در هم کوبیدند. مردان توپخانه و پدافند که با چشمانی بیدار و دستانی مطمئن آتش به اختیار گرفتند و صفحه شطرنج جنگ را به نفع میهن مصادره کردند.

این دوازده روز هر روزش به اندازه یک سال ارزش و غنا داشت. هر ثانیه‌اش آزمونی برای وفاداری، شجاعت و از خودگذشتگی بود. این ایستادگی نه برای فتح که برای دفاع بود. دفاع از تمام آنچه در آن دوازده ماه تلاش به دست آمده بود، دفاع از مدرسه‌ها، دفاع از کارخانه‌ها، دفاع از خانه‌ها و دفاع از حیثیت بود. این نبرد درسی تاریخی به جهانیان داد که ملتی که برای وطن خود می‌ایستد می‌تواند قله‌های غیرممکن را فتح کند و معادلات قدرت را بر هم زند.

این دوازده روز همانند الماسی بر تارک تاریخ ایران می‌درخشد؛ الماسی که تحت فشار هجوم و آتش رژیم صهیونیستی شکل گرفت و برای همیشه درخشان ماند. این روزها یادآور این جمله همیشگی است که ملتی که قادر است در میدان جنگ بایستد، قادر است در همه میدان‌ها بایستد.

هفته دولت، نقطه اتصال این دو جهان به ظاهر متمایز است. این هفته به ما می‌گوید که آن مدیر، آن مهندس، آن پزشک و آن معلم در باطن خود همان رزمنده و همان روحیه ایثار، همان تعهد به میهن و همان اراده آهنین را دارد. تفاوت تنها در میدان است، یکی با لباس فرم و در پشت میز کارش و دیگری با یونیفرم و در پشت توپ و مسلسل می جنگد.

دولت خدمتگزار ادامه همان جبهه دفاعی در زمان صلح است اگر در آن دوازده روز مأموریت جلوگیری از نفوذ و شکست دشمن بود، مأموریت در این دوازده ماه نفوذ در قلب مشکلات و شکست فقر، محرومیت، تحریم و عقب‌ماندگی است. دولت مرد راستین، سرباز گمنام میدان سازندگی است.

بودجه‌ای که به درستی هزینه می‌شود، طرحی که به موقع به بهره‌برداری می‌رسد، مشکل محله‌ای که حل می‌شود، همه و همه پیروزی‌هایی در نبرد بزرگ عمران و آبادانی هستند.

این پیوند برگرفته از یک حقیقت ژرف است، ملتی که روحیه دفاع دارد، حتماً روحیه سازندگی نیز دارد زیرا هر دو ریشه در عشق به میهن، احساس مسئولیت و عدم وابستگی به دشمن دارند. آنکه می‌تواند در سخت‌ترین شرایط بایستد، قطعاً می‌تواند در شرایط دشوار اقتصادی و بین‌المللی نیز بایستد و با توکل و تلاش، راه پیشرفت را بگشاید.

هفته دولت، فرصتی برای درنگ و تقدیر است. تقدیر از همه کسانی که در دوازده ماه سال بی‌ادعا و با تحمل انواع فشارها چرخ‌های مملکت را به حرکت درمی‌آورند و تجلیل باشکوه از قهرمانانی که در آن دوازده روز به یادماندنی با جان‌های پاک خود از حریم این سرزمین دفاع کردند.

این دوگانه مقدس «تلاش و دفاع» روایت کامل ایران امروز است، روایتی که در آن قلم و شمشیر هر دو برای یک هدف مقدس حفظ ایران، آبادانی ایران و تعالی ایران به کار گرفته می‌شوند.

پس بگذاریم این هفته نمادی از عهدی دوباره باشد؛ عهدی برای تلاشی پیگیرتر در دوازده ماه آینده به پاسداشت حماسه‌ای که در دوازده روز گذشته آفریده شد زیرا که ایران، شایسته بهترین‌هاست و مردمش سزاوار دولتی که همچون سپاهیانی فداکار در میدان خدمت بکوشند و هرگز اجازه ندهند خون شهدای آن دوازده روز حماسه پایمال شود.

بر این اساس دولت، نه یک نهاد که یک «مأموریت» است، مأموریتی برای ساختن در امنیت و ایستادن در بحران می باشد و این شعاری است که باید بر فراز تمامی دوازده ماه سال پرچم آن افراشته بماند.

نویسنده: امید رنجبر عمرانی