گزارش تکان‌دهنده از فاجعه «عمارت» و سمومی که سفره‌های مازنی را به مسلخ می‌برد.

کمال آنلاین : مازندران، دیارِ بهارنارنج و شالیزارهای بی‌انتها، زیر پوستِ سبز و فریبنده‌اش، رازی سیاه را پنهان کرده است. در حالی که گردشگران برای استشمام هوای تازه به این استان پناه می‌آورند، بومیان منطقه، به‌ویژه در شهرستان آمل، با هر جرعه آب و هر لقمه غذا، قدمی به بخش‌های شیمی‌درمانی نزدیک‌تر می‌شوند. آمارها دیگر نگران‌کننده نیستند؛ آن‌ها وحشتناکند! سرطان در آمل و مازندران دیگر یک بیماری نیست، یک «ابربحران» است که سایه‌ی سنگینش را بر سر هر خانواده‌ای پهن کرده است.

«در حالی که بیلبوردهای تبلیغاتی، مازندران را مقصد رویایی سفر معرفی می‌کنند، زیر پوست این بهشت، فاجعه‌ای انسانی در حال رخ دادن است. آمارها حکایت از یک سونامی بی‌صدا دارند؛ سونامی سرطان که این بار نه از دریا، بلکه از سفره‌های آب زیرزمینی، شالیزارهای آلوده به سم و کوه زباله‌های "عمارت" برخواسته است. آمل، شهر تاریخ و حماسه، حالا در محاصره‌ی سلول‌های سرکش گرفتار شده و پرسش اینجاست: چرا متولیان سلامت و محیط‌زیست، در برابر این مرگ تدریجی سکوت کرده‌اند؟»


 فاجعه‌ای به نام «عمارت»؛ بمب ساعتی بیولوژیک


نمی‌توان از سرطان در آمل نوشت و نامی از فاجعه‌ی زیست‌محیطی «منطقه عمارت» نبرد. دهه‌هاست که کوهی از زباله در دل کوهستان و در مجاورت رودخانه هراز انبار شده است. شیرابه‌های سمی و سرطان‌زایی که از این کوه زباله جاری می‌شود، مستقیماً به رگ‌های حیاتی زمین نفوذ کرده و سفره‌های آب زیرزمینی و رودخانه‌ای را مسموم می‌کند که قرار است شالیزارهای ما را سیراب کند. مسئولانی که سال‌هاست وعده‌ی جابه‌جایی این سایت یا احداث زباله‌سوز را می‌دهند، دقیقاً منتظر چه فاجعه‌ای بزرگ‌تر از مرگ تدریجی مردم هستند؟


برنج با طعم سم؛

تجارتی به قیمت جان مازندران قطب کشاورزی است، اما به چه قیمتی؟ استفاده‌ی افسارگسیخته و نظارت‌نشده از کودهای شیمیایی و سموم دفع آفات که در بسیاری از کشورهای دنیا منسوخ شده‌اند، در مزارع ما بیداد می‌کند. سمومی که نه تنها آفات، بلکه سیستم ایمنی بدن مردم را هدف قرار داده‌اند. امروز در آمل، سرطان گوارش و معده در حال درویدنِ جان کسانی است که خود، نان‌آوران این سرزمین بوده‌اند. آیا سودِ دلالان سم و کود، از جان یک شهروند آملی ارزشمندتر است؟

سکوتِ مرگبار دستگاه‌های متولی

چرا آمارهای دقیق سرطان در مازندران به صورت شفاف منتشر نمی‌شود؟ چرا با وجود آگاهی از آلودگی‌های محیطی، برخورد قاطعی با صنایع آلاینده و مدیریتِ فاجعه‌بار پسماند صورت نمی‌گیرد؟ انگار همه عادت کرده‌اند که مازندران را فقط «تفرج‌گاه» ببینند، نه خانه‌ای که دیوارهایش در حال فرو ریختن است. تجهیزات درمانی در آمل و سایر شهرهای استان، در برابر این هجومِ بیماری، شبیه به شوخی تلخی است؛ بیمارستان‌هایی که پیر و فرسوده‌اند و بیمارانی که برای یک نوبت پرتودرمانی باید ماه‌ها در صف مرگ منتظر بمانند.


پایانِ مدارا

مردم آمل و مازندران دیگر تیترهای نمایشی و وعده‌های انتخاباتی را باور نمی‌کنند. وقتی سرطان از سنین بالا به میان‌سالی و حتی کودکان رسیده است، دیگر زمانی برای «بررسی» و «تشکیل کارگروه» نمانده است. خزر خاطراتمان را جزر و مد می‌کند و زمینِ مسموم، عزیزانمان را از ما می‌گیرد. مازندران در حال دفن شدن زیر خروارها زباله و سم است؛ اگر امروز فریاد نزنیم، فردا حتی نفسی برای نالیدن نخواهیم داشت.