نوجوانی، دورانی پر از کنجکاوی، هیجان و تصمیم‌گیری است

کمال آنلاین :  درک ریشه‌های روان‌شناختی و تربیتی گرایش به مواد مخدر، نخستین گام ضروری برای پیشگیری از این اتفاق است و بسیاری از کارشناسان معتقدند که پشت پرده هر اعتیادی، نوعی ناتوانی در مدیریت هیجانات یا فرار از فشارهای روانی نهفته است.

نوجوانانی که مهارت کافی برای رویارویی با شکست‌ها، ناکامی‌ها یا تنهایی‌های دوران بلوغ را ندارند، ممکن است مواد مخدر را به عنوان یک راه‌حل موقت و کاذب برای تسکین دردهای درونی انتخاب کنند، بنابراین رویکرد تربیتی باید به جای تمرکز صرف بر ترساندن، بر توانمندسازی روانی فرزندان متمرکز شود.

سبک فرزندپروری والدین و اتمسفر حاکم بر خانه، تأثیر مستقیمی بر تصمیمات فرزندان دارد و تحقیقات نشان می‌دهد که در خانواده‌هایی که فضایی خشک، پر از تنش یا برعکس، بیش از حد سهل‌گیر و بدون چارچوب حاکم است، احتمال گرایش فرزندان به بزهکاری بیشتر است.

یک سبک فرزندپروری مقتدرانه که در آن قوانین شفاف وجود دارد، اما همراه با گرمی و محبت اجرا می‌شود، امنیت روانی لازم را برای نوجوان فراهم می‌کند و وقتی نوجوان در خانه احساس ارزشمندی و امنیت کند، انگیزه کمتری برای جست‌وجوی آرامش در بیرون از خانه و در بستر مواد مخدر خواهد داشت.

یکی از مهم‌ترین عوامل زمینه‌ساز، فقدان مهارت‌های ارتباطی و اجتماعی در نوجوانان است و بسیاری از نوجوانان به دلیل اینکه نمی‌توانند احساسات خود را به درستی بیان کنند یا در برابر فشار گروه دوستان مقاومت کنند، راهی نادرست را انتخاب می‌کنند. آموزش مهارت نه گفتن و توانایی ابراز وجود، باید از سنین پایین‌تر در خانواده آغاز شود و والدین باید به فرزندان خود بیاموزند که پذیرش توسط دوستان، به قیمت زیر پا گذاشتن ارزش‌های شخصی و سلامتی، ارزشی ندارد و دوست واقعی فردی نیست که آنها را به سمت خطر سوق دهد.

رسانه‌ها و فضای مجازی امروزه بخش بزرگی از دنیای نوجوانان را تشکیل می‌دهند و نمی‌توان آن‌ها را نادیده گرفت. تأثیر فیلم‌ها، بازی‌ها و اینفلوئنسرها در ترویج سبک زندگی ناسالم و نرمال‌سازی مصرف دخانیات غیرقابل انکار است و راهکار تربیتی در خصوص، توجه به ارتقای سواد رسانه‌ای است و والدین باید با فرزندان خود درباره محتوای تماشا شده گفت‌وگو کنند و آن‌ها را به نقد و تحلیل تصاویر تشویق کنند تا بتوانند پیام‌های مخرب پنهان در قالب‌های جذاب را تشخیص دهند.

روان‌شناس و مشاور خانواده با بیان اینکه این مسائل اغلب نیازمند مداخله تخصصی، درمان روان‌شناختی و در برخی موارد درمان دارویی هستند و نباید نادیده گرفته شوند، تصریح می‌کند: در کنار عوامل فردی، نقش خانواده و کیفیت روابط خانوادگی بسیار پررنگ است و سبک فرزندپروری والدین، چه در قالب سخت‌گیری افراطی و کنترل بیش از حد و چه در قالب سهل‌گیری و بی‌توجهی، می‌تواند نوجوان را به سمت رفتارهای پرخطر سوق دهد.

رضازاده با بیان اینکه توجه به عزت‌نفس و باورمندی به ارزش‌ها، دیگر سد دفاعی قدرتمند در برابر مواد مخدر است، ادامه می‌دهد: نوجوانی که خود را دوست دارد و هدفی والا برای زندگی خود تعریف می‌کند، به راحتی تن به مصرف سیگار، دخانیات یا مواد مخدر نمی‌دهد و والدین با تشویق استعدادهای فرزندان و تقویت نقاط قوت آنان، می‌توانند حصاری معنوی دور دل فرزند بکشند که عبور از آن برای مواد مخدر و دخانیات ناممکن می‌شود.

وی با بیان اینکه والدین باید نسبت به تغییرات رفتاری نوجوان هوشیار باشند و علائم اولیه گرایش به مواد مخدر را بشناسند، اما این هوشیاری نباید به جاسوسی و بی‌اعتمادی تبدیل شود، می‌گوید: کنترل بیش از حد و محدود کردن شدید آزادی‌ها، اثر معکوس دارد و نوجوان را به پنهان‌کاری سوق می‌دهد، در واقع والدین باید با نظارت محبت‌آمیز و آگاهی از دوستان و محیط‌هایی که فرزند در آن حضور دارد، بدون اینکه حریم خصوصی او را بشکنند، مسیر زندگی او را رصد کنند تا در صورت مشاهده انحراف، به موقع و با مشورت متخصصان مداخله کنند.

روان‌شناس و مشاور کودک و نوجوان اضافه می‌کند: والدین باید خود الگوی عملی زندگی سالم باشند و باید توجه داشت که هیچ نصیحتی به اندازه عملکرد والدین تأثیرگذار نیست؛ اگر پدر یا مادر خود سیگار بکشند یا در مواجهه با مشکلات از داروهای آرام‌بخش استفاده کنند، نمی‌توان انتظار داشت فرزند آنها به مواد مخدر نه بگوید و زندگی خانوادگی پویا، شاد و عاری از اعتیاد، بهترین پیام برای نوجوان است که می‌تواند با تکیه بر لذت‌های سالم و طبیعی زندگی، بدون نیاز به مواد مخدر، خوشبختی را تجربه کند.

پُر کردن اوقات فراغت نوجوانان با فعالیت‌های هدفمند، یکی از عملی‌ترین روش‌های پیشگیری است، چراکه نداشتن سرگرمی سالم، بستر مناسبی برای اقدامات ناسالم و مضر است و خانواده‌ها باید با شناخت استعدادها و علایق فرزندان، آن‌ها را به سمت ورزش، هنر، فعالیت‌های علمی یا کارهای داوطلبانه سوق دهند. وقتی ذهن و زمان نوجوان با فعالیت‌هایی که حس موفقیت و پیشرفت به او می‌دهند پر شود، فضای کمتری برای ورود افکار منفی و پیشنهادهای نادرست باقی می‌ماند.

تقویت عزت‌نفس و باور به خود، دیگر رکن اساسی در تربیت مقاوم است. نوجوانانی که اعتمادبه‌نفس پایینی دارند و خود را لایق احترام و موفقیت نمی‌دانند، راحت‌تر طعمه افراد سودجو می‌شوند و والدین با تشویق نقاط قوت فرزند، اجازه دادن به آن‌ها برای تصمیم‌گیری در امور شخصی و پذیرش اشتباهات آن‌ها به جای تحقیر، می‌توانند اعتمادبه‌نفس سالمی در آن‌ها ایجاد کنند. یک نوجوان با اعتمادبه‌نفس بالا، می‌داند که مواد مخدر راه حل مشکلات نیست و او برای غلبه بر چالش‌های زندگی توانایی کافی دارد.

آموزش واقع‌بینانه و نه ترسناک درباره مواد مخدر نیز ضروری است و روش‌های ترساندن و اغراق درباره عوارض مواد، گاهی اثر معکوس دارد و باعث کنجکاوی نوجوان می‌شود. بهتر است والدین با زبانی منطقی و علمی، درباره مکانیزم اعتیاد و اینکه چگونه مواد مخدر آزادی و اراده انسان را می‌گیرد، صحبت کنند.

نوجوان باید بداند که مصرف مواد، یک انتخاب شخصی نیست، بلکه یک زنجیر اسارت است که فرد را از رسیدن به اهداف و آرزوهای خود باز می‌دارد.

به‌طور کلی، پیشگیری یک فرایند مداوم و نیازمند صبر و حوصله است و والدین نباید انتظار داشته باشند با یک یا دو جلسه صحبت با فرزند، کار تمام شود. حضور فعال در زندگی فرزند، شناخت دوستان او، ارتباط مستمر با مدرسه و ایجاد فضایی که فرزند بدون ترس از سرزنش، مشکلات خود را مطرح کند، تنها راه حفاظت از نسل آینده در برابر این معضل شوم است و تربیت صحیح، نه دیواری بلند دور فرزند، بلکه ایجاد بینش و بصیرتی است که او را در تمام مسیر زندگی یاری می‌کند./ایلنا