اعتراض حق مردم و اغتشاش، پروژه دشمن است؛ ملت ایران هرگز اجازه مصادره انقلاب را نمیدهد.
اعتراض اجتماعی، حقی طبیعی و غیرقابل انکار در هر جامعه زنده و پویاست. در بطن انقلاب اسلامی ایران، اعتراض مردم نهتنها مخل نظم و امنیت نیست، بلکه نشانهای از زندهبودن جامعه، حساسیت نسبت به سرنوشت جمعی و پیوند عمیق با عدالت است. مردمی که با فداکاری انقلاب کردند، جنگیدند و از هر نسل خود هزینه دادهاند، حق دارند نسبت به ضعفها، ناکارآمدیها و بیعدالتیها اعتراض کنند و مطالبات خود را مطرح سازند. این اعتراض، نه نشانه ضعف، بلکه یک ظرفیت ارزشمند برای اصلاح و بهبود نظام اسلامی ایران است.
با این حال، تجربههای تاریخی و تحولات اخیر نشان میدهد که مسئله اصلی، خود اعتراض نیست؛ بلکه پروژهای طراحیشده از سوی دشمن است که قصد دارد اعتراضهای واقعی را مصادره کند و به ابزار ناامنسازی کشور و تضعیف انقلاب اسلامی ایران تبدیل نماید. دشمن بار دیگر گمان کرده بود میتواند نارضایتیهای واقعی مردم را به آشوب، اغتشاش و تقابل مستقیم با نظام تبدیل کند؛ سناریویی که پیشتر نیز در قالب فتنهها و عملیات روانی و رسانهای بارها آزموده شده بود.
محاسبات دشمن اما بار دیگر غلط از آب درآمد. همانگونه که در جنگ دوازدهروزه، بصیرت و روحیه عاشورایی مردم تمام معادلات دشمن را برهم زد، در این مقطع نیز ملت ایران نشان داد که میان اعتراض صادقانه و اغتشاش خیانتآمیز مرزی روشن و غیرقابل عبور وجود دارد. مردم فهمیدهاند که اعتراض حق آنان است، اما اجازه نمیدهند دشمن، لباس اعتراض بر تن کند و پروژه خود را پیش ببرد.
اغتشاش، نه ادامه اعتراض، بلکه نفی آن است. اعتراض، ابزار اصلاح و نقد اما اغتشاش، ابزار تخریب، ناامنی و بیثباتسازی است. روزهای اخیر شاهد تلاش دشمن آمریکایی، صهیونیستی و عوامل داخلی او برای کشتهسازی هدفمند، تولید صحنههای خشونت و ایجاد بحران روانی و رسانهای بودیم. هدف این پروژه، هم ایجاد بهانه برای فشار خارجی، تبلیغات ضد ایران و هم تحریک احساسات داخلی برای تقابل مردم با نظام اسلامی بود اما این محاسبات دشمن با بصیرت مردم ایران به شکست انجامید.
مردم ایران، حتی در شرایط اعتراض، استقلال و حاکمیت ملی خود را خط قرمز میدانند. تجربه تاریخی ملت ایران نشان داده است که آمریکا و متحدان آن، همواره به دنبال سلطه و دخالت در سرنوشت ایران بودهاند و هیچگاه دغدغه واقعی مردم را نداشتهاند. مردم ایران، با حضور پرشور خود در بیستودوم دیماه، بزرگترین فتنه طراحیشده علیه انقلاب را نه تنها خنثی کردند، بلکه به فرصتی برای تقویت انسجام ملی و اثبات بلوغ سیاسی تبدیل نمودند. این حضور، پیام روشنی به دشمن داشت که اعتراض مشروع حق مردم است اما اغتشاش، خط قرمز ملت ایران است.
شعارها و رفتار اجتماعی مردم، بار دیگر نشان داد که ملت ایران در برابر پروژه سلطه دشمن ایستاده است. آنجا که مردم اعلام کردند آمریکا آرزوی سلطه بر ایران را به گور خواهد برد، این صرفاً یک شعار سیاسی مقطعی نیست، بلکه بازتاب یک فهم تاریخی و درک دقیق از ماهیت دشمن است. دشمن نمیتواند با تکیه بر نارضایتیهای مردمی، انقلاب و استقلال ایران را تهدید کند؛ زیرا ملت ایران تجربه دخالت، فشار، کودتا و تحریم را به یاد دارد و سادهلوح نیست.
از منظر هویتی، تاکید مردم بر این نکته که ایران گوشبهفرمان خدا و ولی خداست، نه گوشبهفرمان آمریکا، بازتاب منظومه فکری انقلاب اسلامی است. استقلال، عزت و تبعیت از مرجعیت دینی، خط قرمز ملت ایران است و هیچگاه قابل معامله با فشارهای خارجی یا خواست دشمنان نخواهد بود. اغتشاشگران و حامیان خارجی آنها در این نقطه، همچنان گرفتار خطای محاسباتیاند و گمان میکنند میتوانند این خط قرمز را شکسته و به خواست خود دست یابند.
رفتار بخش بزرگی از مردم که از همراهی با صحنههای خشونتآمیز خودداری کردند، از منظر تحلیلی، یک کنش فعال و مسئولانه است. این سکوت یا فاصلهگیری، نشانه ترس یا بیتفاوتی نیست، بلکه نشانه بصیرت و آگاهی است. مردمی که اعتراض داشتند اما حاضر نشدند آن را در زمین دشمن بازی کنند، از سرمایه اجتماعی خود و از حرمت اعتراض صیانت کردند. این سرمایه، همان چیزی است که دشمن بارها تلاش کرده با اغتشاش بسوزاند، اما همواره شکست خورده است.
دشمن بر کشتهسازی و نمایش خشونت حساب ویژهای باز کرده بود تا فضای روانی و رسانهای را علیه کشور مهیا کند. هدف آنها دوگانه ایجاد بهانه برای فشار خارجی و تحریک احساسات داخلی برای رویارویی با نظام بود اما ملت ایران، با تشخیص صحیح، اجازه نداد خون و خشونت، ابزار معامله دشمن شود. این ایستادگی، پیام روشنی به همه جریانات داخلی و خارجی داشت، مردم ایران، تحت هیچ شرایطی، اجازه مصادره اعتراض خود به نفع دشمن را نمیدهند.
با این حال، باید تصریح کرد که شکست پروژه اغتشاش، پایان مسئولیتها نیست. اگر صدای اعتراضهای واقعی نادیده گرفته شود، همان سرمایه اجتماعی که فتنه را خنثی کرد، آسیب خواهد دید. تفکیک میان اعتراض مشروع و اغتشاش، نه توصیه اخلاقی، بلکه یک ضرورت راهبردی و امنیتی است. نظام اسلامی زمانی میتواند در برابر فتنهها و پروژههای دشمن پیروز بماند که هم قاطعیت در برابر اغتشاش داشته باشد و هم شجاعت شنیدن صدای مردم را حفظ کند.
اعتراض صادقانه، سرمایه انقلاب است. اغتشاش، ابزار دشمن برای سوزاندن این سرمایه است. نگاهی به حوادث اخیر نشان میدهد که ملت ایران، با فهم دقیق ماهیت دشمن، اجازه نمیدهد اعتراض به نردبان سلطه و تخریب تبدیل شود. ایستادگی مردم و حضور آگاهانه در صحنه، تجربهای است که بارها به اثبات رسانده است که هر فتنهای، با بصیرت مردم، نه تهدید، بلکه فرصت بازسازی سرمایه اجتماعی و تقویت انسجام ملی خواهد شد.
حوادث اخیر پیام روشن دارد که ملت ایران، اهل تسلیم نیست. مردم در عین داشتن اعتراض، همواره پای انقلاب، استقلال و ولایت ایستادهاند. دشمن هرگز نمیتواند اعتراض مشروع را به ابزار خود تبدیل کند اما این ایستادگی و انسجام، زمانی پایدار خواهد ماند که صدای مردم پیش از آنکه در هیاهوی اغتشاش و فتنه گم شود، شنیده و پاسخ داده شود. انقلاب اسلامی با مردم معنا دارد و با مردم تداوم مییابد و هر جا مردم دیده و شنیده شوند، فتنه شکست خواهد خورد و دشمن بار دیگر ناکام خواهد ماند.
نویسنده: امید رنجبر عمرانی