آنچه امروز از شهید ایلیا عباسی باقی مانده، تنها خاطرات نیست، بلکه یک «راه» و یک «روش» است. روایتگری این عشق ابدی، وظیفه‌ای است که بر دوش ما گذاشته شده است.

کمال آنلاین : در فرهنگ ناب انقلاب اسلامی، مرز میان «دانش» و «دانشجویی» با مرز میان «ایمان» و «عمل» گره خورده است. شهید ایلیا عباسی و امثال ایشان، الگوهای بی‌بدیلی هستند که نشان دادند چگونه می‌توان همزمان مشق علم کرد و مشق عشق به اهل بیت (ع) و میهن را در دل داشت. داستان زندگی و شهادت این دانشجوی آملی، روایتگر سفری کوتاه اما پربرکت است که از «کلاس درس» آغاز شد و در «میدان شهادت» به اوج خود رسید.

کلاس درس؛ جایی برای ساختن ابزار خدمت

برای شهید دانشجو، دانشگاه و کلاس درس، تنها محلی برای کسب مدرک یا ترقی شخصی نبود؛ بلکه کارگاهی برای ساختن ابزار خدمت به کشور و اسلام بود. آن‌ها می‌دانستند که دشمن برای عقب ماندن ایران، جنگ علم و دانش را نیز به راه انداخته است. بنابراین، تلاش علمی و شب‌زنده‌داری‌های درسی، بخشی از جهاد بزرگ آن‌ها محسوب می‌شد. شهید عباسی با تکیه بر هوش و ذکاوت خود، سعی کرد دانشی بیاموزد که در سایه آن، بتواند بهتر از حریم کشور و ارزش‌های انقلاب دفاع کند. در نگاه این شهدا، قلم و کتاب، همانند تفنگ و سلاح، ابزاری برای پاسداری از آرمان‌های امام و شهدا بودند.

میدان شهادت؛ کلاس درس عشق و معرفت

اما این دانشجویان برومند، وقتی صدای «هل من ناصر ینصرنی» از کربلای ایران به گوششان رسید، درس را ناتمام نگذاشتند، بلکه کلاس را عوض کردند. آن‌ها ردای دانشجویی را درآوردند اما با همان روحیه‌ی جستجوگر، لباس رزم پوشیدند. میدان شهادت برای آن‌ها دانشگاهی شد که استادش «امام حسین (ع)» و درسش «عشق و ایستادگی» بود.

شهید ایلیا عباسی و دیگر شهدای دانشجو، ثابت کردند که «عقل» و «عشق» در دین اسلام با هم در تضاد نیستند. آن‌ها با عقلِ روشن، مسیر ی را شناختند و با عشقِ سوزان، در این مسیر ایستادند. شهادت برای آن‌ها فرار از واقعیت نبود، بلکه اوج کمال و رسیدن به حقیقت بود.

روایتگری یک عشق ابدی

آنچه امروز از شهید ایلیا عباسی باقی مانده، تنها خاطرات نیست، بلکه یک «راه» و یک «روش» است. روایتگری این عشق ابدی، وظیفه‌ای است که بر دوش ما گذاشته شده است. این روایت می‌گوید که می‌توان در غربت هم تنها نبود، چون همدمی چون امام زمان (عج) در کار است. می‌توان در اوج جوانی، دنیا را رها کرد و به لقاءالله پیوست.

این عشق ابدی، فاصله میان آمل و جنوب کشور، یا میان دانشگاه و جبهه را از بین می‌برد و همه را در یک نقطه به نام «رضایت الهی» جمع می‌کند.

شهید ایلیا عباسی، دانشجوی آملی، با خون خود تایید کرد که انقلاب اسلامی، تنها یک حرکت سیاسی نبود، بلکه یک مکتب زنده است که انسان‌ساز می‌کند. مکتبی که دانشجو را در کلاس درس متعهد می‌سازد و در میدان شهادت، او را به ستاره‌ای درخشان تبدیل می‌کند. این عشق ابدی است که هنوز در رگ‌های جوانان این مرز و بوم می‌جوشد و ضامن بقای انقلاب و ایران اسلامی خواهد بود.