یلدای امسال زیر سایه سنگین گرانی و بیثباتی اقتصادی گذشت.
شب یلدا در فرهنگ ایرانی نه صرفاً یک آیین سنتی، بلکه روایتی است از ماندگاری نور بر تاریکی، پیروزی زندگی بر ملال و نشانی از تداوم تاریخی ایرانیانی که قرنها در میان فراز و فرودهای اجتماعی و سیاسی، باز هم آیینها و ریشههای خود را پاس داشتهاند. یلدا برای ایرانیان تنها طولانیترین شب سال نیست؛ فرصتی برای بازنگری زندگی، برای گردهمایی خانوادگی، برای شنیدن صدای حافظ و نقالی شاهنامه و برای یافتن معنایی تازه میان روزمرگیها است.
اما امسال تجربه این شب متفاوت است. جامعه ایران امروز با فشارهای کمسابقه اقتصادی دستوپنجه نرم میکند؛ فشارهایی که نهتنها سبک زندگی مردم را دگرگون کرده، بلکه کیفیت روابط اجتماعی، امید اجتماعی و حتی نگاه به آینده را نیز تحت تأثیر قرار داده است بنابراین یلدا، که همیشه نماد شادی و دورهمی بوده، برای بسیاری به شبی از اندیشیدن درباره آیندهای نامطمئن تبدیل شده است.
در سالهای اخیر، واژه «گرانی» از یک پدیده اقتصادی فراتر رفته و به تجربهای فراگیر و عاطفی بدل شده است. مردم هر روز با افزایش قیمت کالاهای اساسی از نان و برنج گرفته تا پوشاک، دارو، وسایل گرمایشی و حتی اقلام ساده سفرههای ایرانی مواجه اند. این گرانیها دیگر محدود به کالاهای لوکس نیست؛ بلکه امروز نفس خانوادههای طبقه متوسط و ضعیف را هدف گرفته است.
افزایش قیمت ارز و طلا به عاملی تعیینکننده در شکلگیری موج جدید تورم بدل شده است. هنگامی که قیمت دلار لحظهبهلحظه نوسان میکند، بازارها دچار هیجان و التهاب میشوند و بسیاری از کسبه و تولیدکنندگان بدون پشتوانه منطقی، قیمتها را افزایش میدهند. این چرخه، نهتنها به اقتصاد، بلکه به روان جامعه آسیب زده است؛ چرا که در ذهن مردم این احساس شکل گرفته که ثباتی وجود ندارد و آینده قابل پیشبینی نیست.
حتی بسیاری از خانوادهها که سالهای گذشته با شوق و رونق سفرههای یلدا را آراسته میکردند، امسال با حسابگری و صرفهجویی به استقبال این شب رفتهاند. قیمت انار و هندوانه بهعنوان نمادهای یلدایی آنقدر افزایش یافته که برای برخی به اقلامی تجملاتی تبدیل شده است. بسیاری از مردم دیگر توان آن را ندارند که طبق رسوم قدیمی، برای کودکان و نوجوانان هدیه بخرند یا سفرههای یلدایی مفصل بچینند. چنین تغییری نشاندهنده فاصله عمیق میان واقعیت معیشتی امروز و تصویر ذهنی ما از شادیهای اجتماعی گذشته است.
گرانیها و دشواریهای اقتصادی البته فقط محدود به کمبودهای مالی نیستند؛ آنها باعث تغییر رفتار و ارزشگذاریهای مردم نیز شدهاند، خانوادهها یاد گرفتهاند که ارزش سفره در زیبایی ظاهریاش نیست، بلکه در همدلی، صحبتها، خاطرهگوییها و لحظههایی است که میسازند. در دل بحران اقتصادی، بسیاری از مردم اهمیت بیشتری برای کنار هم بودن، برای کمک به خانوادههای آسیبپذیر، برای توجه به نیازمندان و برای غلبه بر ناامیدی قائل شده اند. این تغییر ارزش، شاید روشنترین نقطه نور در تاریکی زمانه باشد.
یلدا همیشه فرصتی برای رجوع به حافظ، شاهنامه، ادبیات، موسیقی و تاریخ بوده است، ایرانیان در این شب به گذشته خود نگاه میکنند و هویت فرهنگیشان را بازیابی میکنند. اما امسال، گفتوگوها بر فراز نقلهای حافظ و داستانهای شاهنامه میچرخد ولی در پشت آنها دغدغههای معیشتی از گرانی داروها، از کمبود شغل، از کاهش ارزش پول ملی، از فشار اجارهخانهها و از بیم برای آینده فرزندان جریان دارد.
شب یلدای امسال نشان میدهد که سنت و واقعیتهای امروز نمیتوانند از یکدیگر جدا باشند. یلدا اگرچه متعلق به تاریخ ما است، اما امسال معنایی اقتصادی یافته است؛ مفاهیم نمادین این شب با زندگی واقعی مردم گره خوردهاند.
بحثها درباره اینکه افزایش قیمت ارز و طلا علت گرانیها است یا بهانهای برای موجسازی اقتصادی، در جامعه بسیار داغ است. برخی بر این باورند که بخش بزرگی از تورم ناشی از بیثباتی نرخ ارز است؛ چرا که واردات، مواد اولیه تولید، سرمایهگذاری و هزینههای تولید بهطور مستقیم به نرخ دلار مرتبط است، اما بسیاری دیگر معتقدند که برخی از گرانیها، ناشی از فضای سودجویی و فرصتطلبی است؛ فضایی که در نبود نظارت کافی شکل گرفته و با کوچکترین بهانه، قیمتها بالا میروند.
چه علت واقعی باشد، چه بهانه، نتیجه یکسان است، سفرهها کوچکتر و فشار روانی مردم گستردهتر شده است. قیمت طلا که زمانی برای خانوادهها ابزار امنیت مالی بود، امروز به نمادی از دستنیافتنی بودن آینده تبدیل شده است. مردم نگاه میکنند و میبینند ارزش داراییها در حال ذوب شدن است، همین مسئله باعث شده امید و اعتماد عمومی آسیب ببیند.
تأثیر این شرایط تنها اقتصادی نیست؛ روانشناسان اجتماعی سالها است هشدار میدهند که تورم شدید و نوسانات اقتصادی مستقیماً بر میزان استرس، اضطراب و سلامت روان مردم تأثیر میگذارد، نگرانی برای تأمین مایحتاج اولیه، موجب کاهش تحمل اجتماعی، افزایش تنشهای خانوادگی و کاهش نشاط عمومی میشود به همین دلیل شب یلدای امسال برای بسیاری از مردم یک شب «تجملی» نیست؛ بلکه شبی برای جمع کردن آرامشی موقت در میان آشفتگیهای مالی است.
جامعه ایران کشوری است با پیشینهای فرهنگی که بارها تاریخ سخت را پشت سر گذاشته است. مردم این سرزمین از بحرانها، جنگها و آشفتگیهای سیاسی عبور کردهاند و این بار هم میتوانند، ولی شرط آن، همدلی، اصلاح ساختارها، حمایت اجتماعی از اقشار آسیبپذیر و مبارزه جدی با عوامل گرانی است.
یلدا برای ایرانیان همیشه پیام امید داشته است. آنگاه که شب به اوج طولانی بودن میرسد، فردا روز بلندتر خواهد بود؛ این قانون طبیعت و زندگی است. در شرایط اقتصادی امروز، مردم بیش از همیشه به امید به ثبات قیمتها، امید به حمایت از تولید ملی، امید به کاهش هزینههای ضروری، امید به آینده فرزندان نیاز دارند.
شاید مهمترین پیام اجتماعی شب یلدا همین باشد، تاریکی و فشار امروز به معنای پایان داستان نیست، حتی طولانیترین شبها نیز میگذرند و جایی نور به صحنه بازمیگردد.
یلدای امسال، شب جشن و شادی تنها نیست؛ شب اندیشه، شب تحلیل و شب نگاه واقعبینانه به زندگی مردم است. در این شب، بیش از آنکه به رنگ سفرهها توجه کنیم، باید به رنگ دلها، به نیاز مردم، به صدای خاموش خانوادهها و به دغدغههای ملموس جامعه گوش دهیم.
اگر امسال سفرهها کوچکترند، اگر صدای خندهها کمتر است، اگر هندوانهها سنگینتر از جیبها هستند، باید بدانیم که هنوز دلهای مردم زنده است؛ هنوز عشق به فرهنگ، امید به فردا و باور به نور پابرجا است و شاید همین، معنای واقعی یلدا باشد: زنده ماندن امید در دل تاریکی.
نویسنده: امید رنجبر عمرانی