فراموشی آداب رمضان در مازندران، تنها از دست رفتن چند رسم قدیمی نیست؛ بلکه از دست دادن بخشی از «هویت ملی» ماست.
کمال آنلاین : ماه رمضان در مازندران، روزگاری فراتر از یک تقویم عبادی، یک زیستبوم فرهنگی تمامعیار بود. اما امروز، در حالی که نغمههای «سحرخوانان» و گرمای «آشتیکنانها» جایش را به سکوتِ تکنولوژی و انزوای مدرن داده است، خلأ حضور و تدبیر مدیران فرهنگی بیش از هر زمان دیگری احساس میشود. آیینهایی که میتوانستند به عنوان جاذبههای «گردشگری مذهبی و معنوی» معرفی شوند، اکنون در کنج خانههای قدیمی روستایی در حال جان دادن هستند.
سحرخوانی؛ نغمهای که دیگر به گوش نمیرسد
زمانی صدای سحرخوان در کوچهپسکوچههای مازندران، نه فقط برای بیداری، بلکه برای اعلام همبستگی محلی طنینانداز میشد. امروز اما، در غیاب حمایتهای دولتی و نهادهای متولی برای ثبت و زنده نگه داشتن این هنر آیینی، سحرخوانی به خاطرهای برای پدربزرگها تبدیل شده است. مدیریت فرهنگی که باید این نغمهها را در قالب جشنوارههای بومی و مستندسازیهای پویا احیا میکرد، با بیتوجهی اجازه داد تا ساعتهای دیجیتال جایگزین پیوند انسانی «سحرخوانی» شوند.
آشتیکنان؛ سرمایه اجتماعی که نادیده گرفته شد
رسم «آشتیکنان» پیش از رمضان، یکی از مترقیترین روشهای حل اختلاف در فرهنگ عامه بود. در حالی که امروز هزینههای گزافی صرف پروندههای قضایی و آسیبهای اجتماعی میشود، مدیران فرهنگی از پتانسیل این سنتهای ریشهدار برای تقویت همبستگی اجتماعی غافل ماندهاند. وقتی فضاهای عمومی شهر و روستا به جای میزبانی از این آیینهای وحدتآفرین، درگیر بروکراسیهای خشک میشوند، عجیب نیست که صمیمیت روستایی جای خود را به غریبگی بدهد.
روزهسَری؛ وقتی انگیزه هویتی کمرنگ میشود*
«روزهسَری» تنها هدیه دادن به یک نوجوان نبود؛ بلکه مراسمی برای ورود به بلوغ اجتماعی و مذهبی به شمار میرفت. با کمرنگ شدن ترویج این آیینها در مدارس و رسانههای محلی، نسل جدید کمتر با این ظرافتهای تربیتی آشنا میشود. نبودِ پیوست فرهنگی در برنامههای آموزشی باعث شده تا نوجوان مازندرانی، به جای حس تعلق به این سنتهای زیبا، در میان انبوه فرهنگهای وارداتی سرگردان بماند.
سفرههای برکت؛ از اصالت تا تجمل
غذاهای محلی مانند «آش ساک» و «فرنی» که نماد برکت و سادگی بودند، در حال حذف شدن از سفرههای رمضانی هستند. در حالی که در بسیاری از کشورها، سفرههای آیینی به عنوان برندهای فرهنگی ثبت و صادر میشوند، در مازندران، فقدان جشنوارههای تخصصی «غذاهای رمضانی» و عدم حمایت از مشاغل خرد خانگی باعث شده تا فستفودها جایگزینِ نانهای محلی و تبرکهای قدیمی شوند.
سخن پایانی: ضرورت بازگشت به ریشهها*
فراموشی آداب رمضان در مازندران، تنها از دست رفتن چند رسم قدیمی نیست؛ بلکه از دست دادن بخشی از «هویت ملی» ماست.
مدیران فرهنگی باید بدانند که فرهنگ با بخشنامه زنده نمیماند؛ بلکه نیازمند جریان یافتن در متن زندگی مردم است. اگر امروز برای احیای سحرخوانیها، افطاریهای ساده محلی و سنتهای وفاق ملی تدبیری اندیشیده نشود، فردا برای افسوس خوردن بسیار دیر خواهد بود.
فرهنگ مازندران، «درختی تنومند» است که اگر آبیاری نشود، ریشههایش خشک و شاخههایش در طوفان فراموشی خواهد شکست.