آیت الله جوادی آملی: تدبیر الهی بر استقرار عقل و عدل در جهان است
3 مهر 1391 ، دیدگاه 0
حضرت آیت الله جوادی آملی گفت: تدبیر الهی بر این است که در جهان عقل و عدل را مسقر کند و از چندین راه این تدبیر را اجرا می کند؛ خلقت انسان بر فطرت عقل مداری و عدل خواهی، هدایت انسان بوسیله انبیاء و اولیای الهی، توبه و انابه و در آخر هم تنبیه و مؤاخذه.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری رسا، حضرت آیت الله عبدالله جوادی آملی امروز در جمع علما و روحانیان حوزه علمیه در مسجد اعظم قم به تفسیر آیات 5 تا 9 سوره مبارکه قصص پرداخت.

 

این استاد تفسیر حوزه علمیه در سومین جلسه سال تحصیلی جدید با اشاره به آیه شریفه «وَ نُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثِینَ» گفت: تدبیر الهی بر این است که در جهان عقل و عدل را مسقر کند و از چندین راه این تدبیر را اجرا می کند، اولا بشر را با عقل و عدل خواهی مجهز می کند و با فطرت عقل مداری و عدل خواهی او را خلق می کند، انسان بدون علم حصولی میفهمد که عدل و تقوی و راستی خوب و ظلم و فجور و دروغ بد است و این جزء فطریات او است.

 

وی ادامه داد: دوم راه انبیا و اولیای الهی است که چراغی است که در بیرون روشن کرده و چراغ درونی را هم افروخته تر کردند تا کسی بی‌راهه نرود و راه کسی را هم نبندد، راه های بعدی این است که اگر کسی با داشتن این راه های فطری و وحیانی بیراهه رفت راه توبه و انابه و بازگشت را باز گذاشته، سالیان متمادی مهلت می دهد و اگر نشد از راه تنبیه و مؤاخذه، آنها را سر جایشان می نشاند که جریان فرعون و آل فرعون از این قبیل است.

 

حضرت آیت الله جوادی آملی گفت: در ذیل این آیه روایاتی نقل شده که امام صادق علیه السلام کودک بود و حرکت می کرد که امام باقر علیه السلام فرمود این «من الذین استضعفوا فی الارض؛ از کسانی است که در زمین به استضعاف کشیده شده اند» و خدا می خواهد این‌ها را جزء ائمه قرار بدهد. در میان روایاتی که ذیل این آیه نقل شده، این معنی هم آمده که این آیه در حق ما تا روز قیامت جاری است،‌ یعنی از باب جری و تطبیق است به این معنی که از باب بیان مفهومی نیست بلکه از باب بیان سنت الهی است که این سنت در زمان انبیای الهی علیهم السلام هم بوده است.

 

توضیحی درباره وحی

 

این استاد تفسیر حوزه علمیه با اشاره به موضوع وحی الهی به مادر حضرت موسی علیهما السلام، در توضیحی کلی درباره وحی گفت: این که ما عالم بی عمل می بینیم به خاطر این است که علم حوزه و دانشگاه ذاتا اراده و عزم را به دنبال ندارد بلکه در حد شأنیت است و می تواند اراده و عزم را به دنبال داشته باشد.

 

وی ادامه داد: حضرت امیر علیه السلام درباره کسی که در جبهه اخلاقی شکست خورده می فرماید: «کم من عالم قد قتله جهله؛ خیلی از علما کشته جهلشان هستند»، این جهل در مقابل عقل است نه علم، مرحوم کلینی هم اولین کتاب اصول کافی را «عقل و جهل» و دومین آن را «کتاب علم» قرار داده است،‌ علم به معنای سواد و یک فن است و مقابل ندارد،‌آن که به بهشت می برد عقل است و آن که به جهنم می برد جهل است.

 

این استاد عالی حوزه علمیه قم خاطر نشان کرد: انسان یا اهل بهشت است یا اهل جهنم، یا عاقل است که بهشتی است و یا جاهل است که جهنمی است و جهنمی ها یا درس‌خوانده‌ اند و یا درس‌خوانده نیستند. حضرت در حدیث دیگری می فرماید: «لا تجعلوا علمکم جهلا و یقینکم شَکا اذا علمتم فاعملوا و اذا تیقنتم فاقدموا؛ دانش خود را نادانى نیانگارید و یقین خویش را گمان مپندارید و چون دانستید دست به کار آرید و چون یقین کردید پاى پیش گذارید.»

 

وی افزود: این علم ها فی الجمله کمک می کند نه بالجمله، اما وحی کل زمینه جان و نفس انسان مشروح می شود، هم بخش علمی هم بخش عملی، فضای عقل عملی و عقل نظری ،‌هر دو تأمین می شود.

 

وحی فقط مخصوص انبیاء علیهم السلام نیست

 

این استاد عالی حوزه علمیه قم با اشاره به تقسیمات وحی گفت: وحی تشریعی مخصوص انبیاء علیهم السلام است اما وحیی که مربوط به علم غیب است، مراحل بالای آن برای انبیاء و اولیاء علیهم السلام و مراحل وسطی یا ضعیف آن برای مؤمنین نیز هست که خدای متعال می فرماید: «الَّذِینَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَیْهِمُ الْمَلائِکَةُ؛» که این مختص انبیاء علیهم السلام نیست.

 

وی ادامه داد: ملائکه گاهی به علم مؤمنین اضافه می کنند و گاهی هم نشاط و استقامت به او عطا می کنند، این گرایش که برخی بی‌صبرانه منتظرند تا موقع نماز برسد و نماز بخوانند از این قسم دوم است یعنی وحی، فعل و گرایش و کششی است که کوشش را به دنبال دارد، مادر موسی علیهما السلام نیز با وحی الهی به استقبال سهمگین‌ترین خطر رفت و کودک خود را به دریا انداخت و خدا هم فضای عزم و اراده و طلب و اخلاص او را تقویت کرد و هم بخش‌های علمی او را.

 

حضرت آیت الله جوادی آملی با اشاره به بحث علم و عقل خاطرنشان کرد: انسان با این که یقین دارد رشوه آبرو بَر و مُسحِت است (یعنی پوست شما را می کَند همان طور که اگر پوست درخت و نهال کنده شود راه تنفس او قطع شده و خشک می شود)، ممکن است با وجود دارا بودن علم حوزوی و دانشگاهی رومیزی و زیر میزی بگیرد که معلوم می شود این علم حوزوی و دانشگاهی به تنهایی این هنر را ندارد که عزم را بسازد اما علم وحیانی و الهام کل فضا را روشن می کند،‌ هم بخش عزم و اراده را فعال می کند و هم بخش‌های جزم و تصور و تصدیق را آگاه می کند و این وعده خدا است که نسبت به آن دسته از مؤمنین که امتحاناتی را بدهند انجام می دهد.

 

معنای قرةالعین

حضرت آیت الله جوادی آملی با اشاره به بخشی از آیه 9 سوره قصص:‌«وَقَالَتِ امْرَأَتُ فِرْعَوْنَ قُرَّتُ عَیْنٍ لِی وَلَکَ» گفت: قرة العین به چشم روشنی معنا شده اما برخی قره را به خنکی معنی کرده اند و گفته اند اشک به سرد و گرم تقسیم می شود، اگر کسی دوستش از سفر بیاید از چشم هایش اشک سرد جاری می شود که گفته می شود قرت الأعین و از این جهت حوادث زیبا و خوشایند یا ولادت کودک را قرة العین می گویند و در برابر آن اشک گرم است.

 

وی افزود: چشم در وقتی اشک شوق می ریزد که محبوب خود را مشاهده می کند، رسول خدا صلی الله علیه و آله در حدیث «حبب الی فی الدنیا ثلاث»، سومین مورد محبوب خویش را نماز می شمارد یعنی در نماز محبوب خود را می بیند اما فرمود عبادت شما در حد احسان باشد، پرسیدند احسان چیست فرمود: «الإحسان أن تعبد الله کأنک تراه فإن لم تکن تراه فإنه یراک» یعنی به گونه ای ایاک نعبد و ایاک نستعین می گوید که گویا خدا را می بیند، این مقام «کأنّ» است و به معنی «گویا» است و مقام «أنّ» مربوط به کسی است که فرمود «ما اعبد ربا لم اره؛ خدایی را که نبینم نمی پرستم»، کسانی که در نماز اشک می ریزند هم چند دسته اند، برخی از ترس عذاب، برخی به شوق ثواب و برخی به عنوان قرة العین در نمازه گریه می کنند.

دیدگاه خودتان را ارسال کنید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

             

دیدگاه   0